با سلام
گفته میشود برخی من جمله آیت الله العظمی مرعشی نجفی با امام زمان (عج) در ارتباط بوده و ایشان در زندگینامه خودشان این موضوع را دکر فرموده اند.
از طرفی گفته میشود در زمان غیبت و بعد از نواب اربعه هر گونه ادعای ارتباط با امام زمان کذب گویی میباشد.
لطفا تناقض حاصل شده را توضیح فرمایید.
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
در خصوص امکان و عدم امکان ملاقات حضوری با امام زمان(ع) در عصر غیبت کبری، اختلاف است. برخی عقیده دارند که ملاقات حضوری، امکان دارد و انسان با رعایت تقوا و ایجاد شایستگی، میتواند به حضور امام زمان(ع) برسد. چنان که شخصیتهایی مانند مقدس اردبیلی، علامه حلی و علامه بحرالعلوم به حضور حضرت رسیدند. عالمانی چند همانند سید مرتضی و شیخ طوسی، از طرفداران این نگرش هستند. (1)
برخی دیگر عقیده دارند که ملاقات حضوری با امام زمان(ع)، امکان ندارد. محمد بن ابراهیم، معروف به نعمانی، فیض کاشانی، و کاشف الغطا، از طرفداران این نگرش هستند. (2) اینان به برخی از روایات تمسک نمودهاند که هر گونه ارتباط حضوری با امام زمان(ع) را در این دوره (غیبت کبری) منع میکند. (3) مهم ترین دلیل و تمسک این ها این است که امام زمان(ع) در آخرین توقیع شریف خطاب به آخرین نایب خاص خود، یعنی علی بن محمد سمری فرمود: «به زودی، از شیعیان من کسانی خواهند آمد که ادعای دیدن مرا میکنند. آگاه باشید، هر کس قبل از خروج سفیانی و صیحه آسمانی، ادعا کند که مرا دیده، دروغگوی افترا زننده است».
به نظر میرسد که سخن درست این است که بگوییم: با تقوا و معنویت و قابلیت میتوان به حضور آن امام همام رسید؛ چنان که برخی از بزرگان به حضورش رسیدهاند. روایاتی که دلالت بر منع ملاقات دارند، ناظر بر این است که جلوی هر گونه سوء استفاده از ادعای دیدن امام زمان گرفته شود و هر کس ادعای رؤیت امام زمان (ع) را نکند. با توجه به این که این توقیع شریف هنگام فوت آخرین نایب امام زمان صادر شده و قرینهای که در خود توقیع است، مراد از دروغگو بودن مدعی مشاهده بعد از صدور توقیع، ادعای ارتباط و نیابت از جانب حضرت است؛ به عبارت دیگر، امام در این توقیع میفرماید با ازدنیا رفتن تو ای علی بن محمد سمری، نیابت خاصه تمام شد و غیبت کبری آغاز شد و دیگر بعد از این، اگر کسی بگوید من حضرت را میبینم و با او مرتبط هستم و نیابت خاصه از جانب حضرت را دارم، دروغگو است.
به متن توقیع و قرائن آن دقت کنید: «بسم الله الرحمن الرحیم. ای علی بن محمد سمری! خداوند به برادران دینی تو در مصیبت به تو اجر دهد. تو تا شش روز دیگر از دنیا خواهی رفت. به کارهایت رسیدگی کن و به کسی بعد از خودت [جهت نیابت] وصیت نکن؛ چرا که غیبت طولانی آغاز شد و ظهور نخواهد بود، مگر بعد از اذن خداوند... و به زودی خواهد آمد کسی که مدعی مشاهده من باشد؛ ولی آگاه باش کسی که مدعی مشاهده باشد، قبل از خروج سفیانی و صیحه، دروغگو خواهد بود». (4)
گویا حضرت با دادن این توقیع، راه را بر مدعیان دروغین ادعای نیابت بستهاند. این جمله که مدعی مشاهده دروغگو است، به این معنا نیست که در غیبت کبری دیگر کسی حضرت را نخواهد دید. بسیاری از صالحان و بزرگان شیعه در طول تاریخ غیبت، حضرت را دیدهاند و قطعا بیش تر آن ها اهل دروغ نبودهاند و حداقل یک مورد آن هم که راست باشد، باید حدیث به گونهای دقیق معنا شود. امام(ع) در این حدیث به دو نکته اشاره میکنند؛ یکی، خبر دادن از آینده که پس از من عدهای پیدا میشوند و مشاهده و ارتباط با من را ادعا میکنند و دوم، مسئله دروغگو بودن مدعی است. امام(ع) در حدیث دو تعبیر دارد: یکی "ادعا" و دیگری "مشاهده"؛ یعنی کسی را که ادعای مشاهده نماید، کاذب معرفی کرده است.
مشاهده، به معنای دیدن امام(ع) و ارتباط با او است و ادعا، به معنای اعلان و انتشار آن و با خبر کردن مردم از مسئله است. ممکن است کسی با امام(ع) ملاقات داشته باشد، همانگونه که برای برخی علما و غیرآنان نقل میکنند، ولی آن را میان مردم بازگو نکرده و در سینه خود پنهان کرده باشد و اطرافیان از قراین و یا در زمانهای بعد متوجه ارتباط او با امام زمان(عج) شوند. چنین کسانی مشمول حدیث نخواهند بود؛ چون او مدعی نیست. بنابراین، بین مضمون حدیث با داستان ملاقات برخی صالحان با امام زمان(عج) هیچ تعارض و ناسازگاری وجود ندارد.
توجه به دو نکته لازم است:
1. دیدن حضرت بدون شناخت:
شکی نیست که حضرت در مجامع مختلف حضور پیدا میکند و بین مردم احیاناً رفت و آمد دارد و در مشاهد مشرفه مخصوصاً در ایام حج در مکه و عرفات حضور دارد. او مردم را مشاهده میکند و مردم نیز ایشان را میبینند؛ امّا او را نمیشناسند. در کتابهای روایی و در شرح حال برخی از اولیای خدا نقل شده که بسیار اتفاق افتاده که حضرت را دیدهاند، ولی نشناختهاند؛ اما بعداً حدس زده اند که حضرت مهدی(عج) بود.
2. دیدن حضرت با شناخت:
دیدار حضرت همراه با توجه و با شناخت از این که ایشان حضرت مهدی(عج) هستند، گرچه امکان دارد و شاید برای برخی از اولیای خدا اتفاق افتاده باشد، ولی به نظر میرسد که این نوع دیدار، کم اتفاق افتاده است.
ـ دیدار حضرت بدون ادعای دیدار:
در دو فرض یک و دو، مخصوصاً در فرض دوم کسی که موفق به دیدار حضرت شده، هیچ گونه ادعایی ندارد و خود را به عنوان این که من کسی هستم که با حضرت مهدی(عج) ملاقات کردهام، مطرح نمیکند. اگر مدعی باشد و خود را ملاقات کننده معرفی کند، باید تکذیب شود.
در روایت یاد شده از ادعای رؤیت و مشاهده و ارتباط با حضرت مهدی(ع) به شدت جلوگیری شده و مدعی دیدار و ارتباط را کذّاب و دروغگو انگاشته است.
- ارتباط معنوی:
بی تردید، میتوان با امام زمان(ع) ارتباط معنوی برقرار کرد. البته این ارتباط با بهره گیری از تقوا، دعا و توسل به ائمه(ع)، به ویژه به ساحت مقدس امام زمان(ع) امکانپذیر است. شاید بر همین اساس باشد که یکی از وظایف شیعیان در زمان غیبت، دعا برای امام زمان(ع) و توسلات بیان شده است. (5) ارتباط معنوی بدان معنا نیست که انسان امام زمان(ع) را ملاقات حضوری کند؛ بلکه باید با آن امام ارتباط برقرار کند و همیشه به یاد او باشد و او را در تمام اعمال ناظر بداند. هرگاه چنین لیاقت و شایستگیای حاصل شد، حضرت به انسان عنایت نموده و به رفع مشکلات انسان میپردازد. از این رو، امام زمان(ع) در توقیعی که برای شیخ مفید صادر نمود، فرمود: «ما بر اخبار و احوال شما آگاهیم و هیچ چیز از اوضاع شما بر ما پوشیده نمیماند». (6)
باز حضرت درهمان توقیع فرمود: «ما در رسیدگی و سرپرستی شما کوتاهی نکرده و یاد شما را از خاطر نبردهایم. اگر جز این بود، دشواریها و مصیبتها بر شما فرود میآمد و دشمنان، شما را ریشهکن میکردند». (7)
ارتباط معنوی انسان با امام زمان(ع) سبب میشود که حضرت میان مردم حضور پیدا کند؛ هر چند مردم او را نشناسند. امام علی(ع) فرمود: «سوگند به خدا، حجت خدا میان آنان هست و در کوچه و بازار گام بر میدارد و بر خانههای آنان وارد میشود و در شرق و غرب جهان به سیاحت میپردازد و گفتار مردمان را میشنود و بر اجتماعات آنان وارد شده، سلام میدهد. او مردمان را میبیند». (8)
پینوشتها:
1. مجله حوزه، شماره 71-70، ص 97.
2. همان، ص 75.
3. بحار الانوار، ج 51، ص360.
4. همان.
5. شیخ عباس قمی، منتهی الآمال، ج 2، ص 863، مؤسسه انتشارات هجرت، قم، 1378ش؛ مهدی موعود، ص 934.
6. سید محمد کاظم قزوینی، امام مهدی از ولادت تا ظهور، ص 441، ترجمه:علی کرمی و ...، قم، انتشارات الهادی، چاپ ششم، 1384 ش.
7. همان.
8. مجله حوزه، همان، ص 88؛ جباری، عاشوری و حکیم، تاریخ عصر غیبت، ص 426، به نقل از الغیبه نعمانی، ص 72.






