در قرآن آیاتی وجود دارد که این عقیده را که محمد و آیینش هدایتگر تمام بشریت است نفی می کند !
و این نکته را بیان می کند که برای هر قومی الگو و هدایت کنند ه از همان قوم است
من چند نمونه می آورم
نخست :
وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِيبَينَ لَهُمْ فَيضِلُّ اللَّهُ مَنْ يشَاءُ وَيهْدِي مَنْ يشَاءُ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ(الإبراهيم/4)
و ما هيچ پيامبري را جز به زبان قومش نفرستاديم تا [حقايق را] براي آنان بيان کند پس خدا هر که را بخواهد بيراه ميگذارد و هر که را بخواهد هدايت ميکند و اوست ارجمند حکيم
آیه ی بالا به روشنی بیان می کند که محمد فقط هدایتگر قوم عرب است و همانطوریکه تا آخر عمر او نیز چنین بود و تا او زنده بود اسلام از عربستان فراتر نرفت و این عمر بود که اسلام را گسترش داد
و بر خلاف منظور قرآن عمل کرد !!!!
دوم
وَيقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْلَا أُنْزِلَ عَلَيهِ آيةٌ مِنْ رَبِّهِ إِنَّمَا أَنْتَ مُنْذِرٌ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ(الرعد/7)
و آنان که کافر شدهاند ميگويند چرا نشانهاي آشکار از طرف پروردگارش بر او نازل نشده است [اي پيامبر] تو فقط هشداردهندهاي و براي هر قومي هدایتگری هست
مفهوم آیه ی بالا نیز آنقدر روشن است که نیازی به توضیح ندارد و منظور آیه ی نخست را باز تایید می کند
سوم
آزادی و احترام به مذاهب دیگر غیر از اسلام که غیر از محمد هدایتگران دیگری داشته اند
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالنَّصَارَى وَالصَّابِئِينَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيوْمِ الْآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَيهِمْ وَلَا هُمْ يحْزَنُونَ(البقرة/62)
در حقيقت کساني که [به اسلام] ايمان آورده و کساني که يهودي شدهاند و ترسايان و صابئان هر کس به خدا و روز بازپسين ايمان داشت و کار شايسته کرد پس اجرشان را پيش پروردگارشان خواهند داشت و نه بيمي بر آنان است و نه اندوهناک خواهند شد
چهارم
لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ (البقرة/256)
پنجم
نزول قرآن به عربی فقط برای توضیح دادن اختلافات میان ادیان موجود در ساکنان شبه جزیره ی عرب بوده است
وَمَا أَنْزَلْنَا عَلَيكَ الْكِتَابَ إِلَّا لِتُبَينَ لَهُمُ الَّذِي اخْتَلَفُوا فِيهِ وَهُدًى وَرَحْمَةً لِقَوْمٍ يؤْمِنُونَ(النحل/64)
و ما [اين] کتاب را بر تو نازل نکرديم مگر براي اينکه آنچه را در آن اختلاف کردهاند براي آنان توضيح دهي و [آن] براي مردمي که ايمان ميآورند رهنمود و رحمتي است
خوب با توجه به آیات آشکار بالا من تعجب می کنم چرا عده ی زیادی در ایران ، بر خلاف آیات قرآن اصرار دارند که الگوی ما مردانی از عرب باشد
پس اگر در قرآن گفته است الگوی نیک شما محمد است منظور از شما با توجه به آیات بالا قوم عرب است
لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ .....(الأحزاب/21)
پرسشگر كرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
تنها به يك سري از آيات توجه كرده و بخش ديگر از آيات را عمداً يا سهواً ناديده گرفته اید.
آري در بخشي از آيات قرآن (از جمله آیات یاد شده توسط شما) سخن از بعثت پيامبر براي قوم خود ، يا حتي اهل مكه و اطراف آن و... آمده است ، اما بخش ديگری از آيات او را پيامبر براي تمام عالميان و براي تمام كساني كه پيام او بدان ها برسد، معرفی کرده . برخي از آيات چنين است:
و ما أرسلناك الاّ كافةً للناس بشيراً و نذيراً؛ تو را بشارت دهنده و ترساننده، براي عموم مردم فرستاديم.(1)
نيز فرمود:
و ما أرسلناك الا رحمةً للعالمين؛ تو را جز براي رحمت جهانيان نفرستاديم.(2)
از اين رو مي بينيم قرآن در دعوت هاي خود از لفظ "الناس" بهره گرفته و مي گويد:
يا أيّها النّاس قدجائكم الرّسول بالحقّ من ربّكم فآمنوا خيراً لكم؛
اي مردم، رسولي از جانب پروردگار شما به حق نزد شما آمده . پس به او ايمان بياوريد كه براي شما بهتر است".(3)
البته رسول گرامي اسلام(ص) زماني كه دعوت خويش را آغاز كرد، به طور طبيعي انذار خود را در مرحله نخست، متوجه قوم خود فرمود تا جمعيتي را كه پيش از او براي آنان بيم دهنده اي نيامده بود، انذار كند:
بل هو الحق لتنذر قوماً ما أتاهم من نذيرٍ من قبلك؛ اما اين سخن حقي است از سوي پروردگارت تا گروهي را انذار كني كه پيش از تو انذار كننده اي براي آنان نيامده است".(4)
اين به معناي آن نبود كه قلمرو رسالت وي،محدود به ارشاد گروهي خاص است. بدين جهت گاه مي بينيم كه قرآن در عين اين كه جمعيت خاصي را مورد دعوت قرار مي دهد،بلافاصله آن را براي همه كساني كه دعوت او مي تواند به آنان برسد،حجت مي شمرد و مي فرمايد:
و أوحي إليّ هذاالقرآن لانذركم به و من بلغ؛ اين قرآن بر من وحي شده تا به آن، شما و همه كساني را كه اين پيام به آنان مي رسد،انذار كنم".(5)
بديهي است كه پيامبران در درجه نخست بايستي قوم خود را به آيين خويش دعوت كنند، خواه دعوت آنان جهاني باشد، خواه منطقه اي. قرآن در اين مورد يادآور مي شود كه:
هيچ پيامبري را جز به زبان قوم خويش نفرستاديم.(6)
مسيح را با زبان قوم خود فرستاد، اما امروز در تمام نقاط عالم و سرزمين ها با زبان هاي مختلف به مسيح و دين او اعتقاد دارند.
آياتی که ذکر کرده اید ،نمي گويد هر پيامبري فقط مامور هدايت همزبانان خويش است و هر امتي بايد از پيامبر همزبان خود اطاعت کند، بلکه مي فرمايد هر پيامبري که در قومي مبعوث مي شود و هدايتگري اش را شروع مي کند ، بايد همزبان آن قوم باشد تا بتواند با آنان ارتباط برقرار کند و قوم زبان و پيام او را بفهمند . پيامبر بعد از انذار و دعوت قوم، اگر برايش امکان داشته باشد، افراد اقوام ديگر و اهل زبان هاي ديگر را هم دعوت خواهد کرد .
لازم نيست کتابش هم به زبان آنان باشد ،زيرا کتاب را ترجمه کرده و براي استفاده در اختيار آنان قرار مي دهد . مگر مسيح ،پيامبر امت هاي گوناگون در جهان نيست ؟ آيا بايد آنان به اين بهانه که مسيح عبري بوده، از پيروي او خود را محروم کنند ؟
اصولا مگر حق به زبان خاص تعلق دارد؟ آيا ما خود را از ميراث پزشکان دانشمند در گذشته به اين بهانه که زبان آنان فارسي نبوده ، محروم مي کنيم؟ يا پزشکان فارسي زبان گذشته را فقط به خودمان اختصاص داده و ديگران را از استفاده از ميراث علمي آنان منع مي نماييم؟ آيا معارف توحيد و نبوت و معاد و اخلاق انساني و دستور عمل هاي حياتبخش را بايد چون به زبان عربي نازل شده اند ، به کنار نهيم؟در واقع ما در مواجهه با پیامبران با محتوايي روبرو هستيم كه زبان تمام انسان ها است و آن زبان فطرت است. اين زبان عربي و فارسي و تركي و انگليسي ندارد و هر كس كه بر فطرت الهي است ، به آن اعتقاد دارد.
پيامبران همگي فرستادگان يک خدا براي هدايت انسان ها به سوي سعادت هستند . هر پيامبري همه پيامبران قبل از خود را تصديق کرده و تاييد نموده ، به پيامبران بعد از خود بشارت داده و پيروانش را به اطاعت از آنان فرا خوانده ، همگي پيامبران گذشته به آمدن پيامبر خاتم بشارت داده ، پيروان خود را به اطاعت از او فراخوانده اند . حالا چگونه ممکن است ما پيرو زرتشت به عنوان پيامبر فارسي زبان باشيم و به پيامبر خاتم که سيد و سالار پيامبران است، ايمان نياوريم؟ آيا در قيامت زرتشت ما را توبيخ نخواهد کرد که چرا به سيد و سالار ما ايمان نياوردي ؟ آيا اگر خود زرتشت زنده بود، با افتخار به او ايمان نمي آورد ؟
چرا در معنويات زبان و وطن و مکان را دخالت مي دهيم؟ مگر معنويات تابع زمان و مکان هستند؟ آيا خداپرستي و يکتا پرستي ربطي به فارسي و عربي بودن دارد؟
بنا بر اين درست است که هر پيامبري به زبان قومي که بين آنان مبعوث شده، سخن مي گفته ، پيامبر مبعوث شده در هر قوم بايد از خود آن قوم و مانوس با آنان باشد تا بتواند با آنان ارتباط برقرار کند و رسالتش را پيش ببرد؛ ولي بدين معنا نيست که بايد فقط تابع پيامبراني باشيم که به زبان خودمان سخن گفته ؛ پيامبراني که به زبان ديگر سخن گفته و از ملت دیگر بوده اند، به ما ربطي ندارند و نبايد پيرو آنان شويم و از ميراث وحياني و هدايتي آنان بهره نگيريم .
پيامبر اسلام به شهادت همه پيامبران گذشته و به شهادت آيات قرآن و سخن صريح خود پيامبر، آخرين پيامبر و مبعوث بر همه جهانيان است. همه امت ها از اهل هر زبان و ملت، بايد به او ايمان بياورند و به دين او گردن نهند . آنان که از پذيرش دين او به هر بهانه سر باز زنند ، خود را محروم کرده و از سعادت آخرت که نتيجه عمل به دستور و باور به معارف اين دين است ،خويش را دور ساخته اند.با ادعای پیروی از پیامبر وطنی ، خود را از آب حیاتی که خدا به وسیله پیامبر اسلام برای بشر فرستاده ، محروم مساز . بدان اگر به زرتشت پیامبر اعتقاد واقعی داری و او امروز زنده شود و ببیند خود را مدعی پیروی از او می شماری و به سرور و سالار پیامبران که محبوب و دردانه خداست و عالی ترین تعالیم را از جانب خدا آورده، ایمان نیاورده ای، از تو تبری می جوید و اظهار بیزاری می کند . تو را به عنوان پیرو خود نمی شناسد. پیرو واقعی زرتشت پیامبر و همه پیامبران دیگر فقط کسانی هستند که به پیامبر آخرین که تایید کننده و ادامه دهنده و تکمیل کننده راه و هدف آنان است ، ایمان آورده باشند . غیر اینان ، همگی مخالف پیامبران هستند، چون به دستور پیامبران خود مبنی بر ایمان آوردن به پیامبران دیگر عمل نکرده اند.
پي نوشت ها:
1.سبا (34) آيه 28.
2.انبياء (21) آيه 107.
3.نساء (4) آيه 170.
4.سجده (32) آيه .
5.انعام (16) آيه19.
6.ابراهيم (14) آيه.






