با سلام وروز بخیر خدمت شما بنده به دلیل تنگی وقت نیاز به راهنمایی دارم اگه محبت کنید و بند رو راهنمایی کنید من 4 ساله پیش باآقا پسری آشنا شدم که اونموقع زیاد بهشون علاقه نداشتم به دلیل مشکلاتی که خودم داشتم یعنی درست نمیتونستم تصمیم بگیرم و دوبار این رابطرو کات کردم تا زمان گذشت و بعد از چهار سال ما بصورت اس ام اسی و تلفنی گهگاهی با هم در ارتباط بودم تا به امروز که این رابطه پررنگ تر شده اما اینبار از سوی من ، من داشنگاه قبول شدم درسم تموم شد بعد وارد بازار کار شدم خلاصه اینکه درگیر خودم بودم حالا دوست دارم این رابطه باشه یکسری مواردو بهشون گفتم اما ایشون گفتن اینا توجیح برای خودتون حالا من میخوام اعتمادی که رفته برگرده ایشون مشغله کاری زیادی دارن و تماس ها از طرفه منه من باهاشون صحبت کردم به من گفتن خودتو به من ثابت کن من واقعاً نمیدونم باید چه کار کنم لطفا منو راهنمایی کنید
پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباط تان با این مرکز
گویا شما در ثبت تاریخ تولدتان دچار اشتباه گردیده اید و آن را به جای 1367 اشتباهاً 1376 ثبت نموده اید، چون در غیر این صورت، سن شما با مقطع تحصیلی تان جور در نمی آید. به هر حال در پاسخ به سؤال شما مطالبی را در قالب نکات زیر تقدیم می داریم:
1. قبل از هر چیز بايد به اين مسئله پرداخته شود كه ارتباط با جنس مخالف و پسر مورد نظر، به چه منظور و هدفي است؟ و محتواي رابطه چيست؟ اگر "خود رابطه" و "ارتباط با ديگري" به عنوان يك هدف مطرح باشد و اينكه در دوران جواني انسان نياز دارد با ديگري ارتباط داشته باشد و هم راز و هم سخني داشته باشد در اين صورت ابتدا بايد بررسي شود كه آيا اصولاً ارتباط با جنس مخالف عرفاً، عقلاً و شرعاً مقبول و مطلوب و صحيح است يا نه؟ با نگاهي به آموخته هاي ديني و تجارب افراد با تجربه و حتي با اندكي دقت و تأمل در فطرت سليم و پاك خود، در خواهيم يافت كه اصل ارتباط با جنس مخالف به عنوان يك هدف و داشتن رابطه با وي، مطلوب و معقول و مشروع نيست. قرآن هم دختران و زنان را از داشتن رابطه ي پنهاني با مردان نهي كرده است و هم مردان را از داشتن ارتباط با دختران و زنان منع نموده است. البته به اين معنا نيست كه هر گونه ارتباطي با جنس مخالف ممنوع است؛ بلكه ارتباط با جنس مخالف به منظور "صرف رابطه داشتن" و هم سخن بودن با وي به عنوان يك دوست مورد نهي عقل، شرع و عرف واقع شده است.
البته گاهي براي اموري همچون ازدواج و مقدمات آن و آشنايي دختر و پسر با يك ديگر قبل از ازدواج، لازم است دو جوان در جلساتي به بررسي وضعيت اخلاقي، اجتماعي و خانوادگي همديگر بپردازند و بهتر بتوانند زندگي مشترك آينده خود را پايه ريزي كنند كه در اين مورد هم، بايد دختر و پسر اين ارتباط ها و روابط كلامي را تحت اشراف و اطلاع خانواده هاي خود انجام دهند كه از هر گونه شائبه اي مصون باشند. چه اينكه به تجربه ثابت شده در بسياري موارد تحت پوشش آشنايي قبل از ازدواج، جوانان در دام هاي خطرناكي گرفتار شده اند و پاكي و صفاي دوران جواني خود را از دست داده اند.
2. با توجه به شرايط خاص دوران جواني، جوانان بایستی روابط خود را از نظر كمي و كيفي دقيقاً تحت كنترل قرار دهند و در سطح ضرورت حفظ كنند پيدايش علايق و الفت ها - هر چند غير اختياري است - ولي مبادي و شيوه هاي هدايت آن اختياري است. بنا بر اين حتي الامكان بايد كوشيد علايقي كه سرانجام معلوم و مشخصي ندارد، پديد نيايد و اگر پديد آمد، دو راه وجود دارد:
1-2. يا آنكه در صورت امكان، با بررسي ها و مشورت هاي لازم آن را در جهت صحيح و مشروع مانند ازدواج هدايت كند.
2-2. در صورت عدم امكان ازدواج حتي الامكان با آن مقابله و مبارزه كند و از چنگال آن بگريزد، زيرا در غير اين صورت ممكن است انسان را گرفتار خطرات و گرفتاري هاي دنيوي و اخروي سازد.
خواهر گرامی! رابطه دوستي پيش از ازدواج بين دختر و پسر، نقش تعيين كنندهاي در موفقيت آن ها ندارد.بايد به اين حقيقت تلخ اعتراف كرد كه متأسفانه افرادي كه تنها به انگيزه علاقهمندي، ازدواج كرده و معيارها و ملاکهای اساسی ازدواج را در نظر نگرفتهاند، معمولاً زندگي موفقي نداشتهاند، چون محبت و علاقه باعث شده نقاط ضعف طرف مقابل را نبيند و از آن بگذرد اما پس از ازدواج و فرونشستن آتش شهوت كه واقعبيني حاكم ميشود، به نقاط ضعف همسر پي ميبرد و آن را غير قابل تحمل ميبيند.
3. نمی دانیم به چه خاطر می خواهید اعتماد او را به خودتان جلب کنید؟ فقط این نکته را به خاطر بسپارید که اظهار علاقه و محبت از سوي شما، چیز مثبتی نیست. چون زن مجذوب است نه جاذب، محبوب و معشوق است، نه عاشق و طالب. يعني اصلاً ساختار وجود دختر به گونهاي است كه ديگران را به سوي خود جذب ميكند و آن ها به سوي او گرايش مييابند.
گل محمدي و لاله و جمال يوسف و ديگر گلهاي زيبا هر جا باشند، مردم به سوي آن ها گرايش مييابند و آن ها را به دست ميآورند و نيازي به خودنمايي و جلوه گری ندارند.
ابراز علاقه دختر به مرد نامحرم با عزت نفس دختر منافات دارد. اسلام براي زنان و دختران وقار و شخصيّت خاصّي قائل است و به هيچ وجه به آنان اجازه نميدهد كه به بهانه دوست داشتن يك مرد، به او اظهار عشق و علاقه نمايد و در اين جهت آن قدر حسّاس است كه به دختران و زنان عفيف توصيه ميكند كه بر خلاف مردان، مغرورانه راه روند، متكبّرانه حرف بزنند، وقار خود را نشكنند و در حرف زدن و برخوردهاي خود با مردان، تواضع و فروتني نشان ندهند و صدا و لهجه خود را تغيير ندهند و با متانت كامل برخورد نمايند. دختري كه چنين باشد به يقين جوانان غيور كه طالب همسران خوب و ايدهآل هستند، به سراغ آن ها خواهند رفت و انتخاب چنين دختري را بر دختران سبك و بيوقار و كودك صفت ترجيح خواهند داد. علاوه بر آن اصولاً اظهار محبّت يك دختر به يك مرد، اين سوء ظنّ را در ذهن آن مرد ايجاد خواهد كرد كه از كجا معلوم كه اين دختر تا كنون به چند جوان ديگر نيز ابراز علاقه نكرده باشد. يعني به طور طبيعي مردان اين گونهاند كه به محض اظهار علاقه و محبّت از جانب دختران، سوء ظن در آن ها پديد ميآيد و از نخستين برخورد، بدبيني در دل آنان نسبت به دختران پديد ميآيد. به همين جهت آيين اسلام به زنان مجرد و دختران اجازه نميدهد كه به سراغ مردها بروند و خود را ذليل و حقير نشان دهند. بنا بر این شایسته است در راهی که در پیش گرفته اید تجدید نظر کنید و آسیب های آن را مدنظر قرار دهید. امیدوارم با این توضیحات پاسخ سؤال خود را گرفته باشید و ناخواسته برای اثبات خود، وارد دامی نگردید که بسیاری از پسران بدین شیوه، در راه دختران پاک طینت می گسترانند.






