آیا لقمان پیامبر بود؟

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
لقمان نام مردى حكيم است كه اصلش حبشى بوده و در روزگار داوود پيغمبر مي زيسته و در قرآن كريم نام وى آمده است :
« و لقد آتينا لقمان الحكمة ...؛ (1 ) ما به لقمان حكمت عطا نموديم ». يعنى وى را خرد و دانش داديم و هوش و بصيرت عطا كرديم .
در باره لقمان اختلاف كرده اند : برخى گفته اند : حكيم بوده و مقام نبوت را نائل نگشته است . بعضى او را پيامبر دانسته و حكمت را - كه در قرآن صفت وى آمده است - به نبوت تفسير نموده اند.
در روایتی از رسول خدا بر پیامبر نبودن او تصریح و تاکید شده است:
«حقّا أقول لم يكن لقمان نبيّا و لكن كان عبدا كثير التّفكّر حسن اليقين. أحبّ اللَّه فأحبّه و منّ عليه بالحكمة؛ (2) به حق می گویم که لقمان پیامبر نبود؛ بلکه بنده ای بود که بسیار فکر می کرد و یقین نیکویی داشت ، خدا را دوست داشت و خدا هم او را دوست داشت و به او حکمت عطا کرد».
يكى از دوستان لقمان به وى گفت : مگر نه تو با ما چوپانى مي كردى ، اين حكمت و دانش را از كجا و به چه سبب به دست آوردى؟! وى گفت : نخست خواست خداوند و اندازه گيرى او ، و ديگر صفاتى كه در من وجود داشت و همان زمينه ساز لطف خدا گرديد ، و آن ها عبارت اند از : امين بودن ، و راستگو بودن ، و سكوت نمودن از آنچه كه مرا سودى نباشد .
بخشى از اندرزهاى لقمان در قرآن ذكر گرديده است :
«و اذ قال لقمان لابنه وهو يعظه يا بُنَىّ لا تشرك بالله انّ الشرك لظلم عظيم؛ (3) هنگامى كه لقمان به فرزند خود ـ كه وى را پند مي داد ـ گفت : خدا را به يكتائى بپذير و هيچ كس و هيچ چيز را شريك او مگير كه شرك به خدا ستم و ناروا و ناشايستى بس بزرگ است» .
لقمان دورانى به بردگى روزگار مي گذرانيد كه او را به اسارت از حبشه به بيت المقدس آورده بودند ، روزى مولايش او را بخواند و به وى گفت : گوسفندى ذبح كن و بهترين دو عضوش را به نزد من آر . وى به دستور عمل نمود و دل و زبان گوسفند را به نزد مولا آورد . روز ديگر او را گفت گوسفندى بسمل كن و پست ترين دو عضو آن را براى من بياور . وى گوسفند را بكشت و زبان و دل آن را به حضور ارباب خويش آورد . مولى سبب پرسيد ، وى گفت : آرى، اگر اين دو عضو پاك و سالم بودند، بهترين عضو ، و اگر ناپاك و پليد بودند، بدترين عضو خواهند بود» . (4 )
پی نوشت ها:
1. لقمان (31) ایه 12.
2. ابن مشهدی ، تفسیر کنز الدقائق، ج10 ، ص 236 ، تهران ، انتشارات وزارت ارشاد ، 1368 ،ش2. ( به نقل از مجمع البیان ، ج4 ، ص 315- 316).
3. لقمان، آیه 13 .
4. ر.ک : معارف و معاريف ، ج 8 ، ص 758 - 759 ، سيد مصطفي دشتي ، قم ، 1376 ، چاپ دوم .