من اخيرا مجذوب و مجنون يه پسربچه ي 13 ساله شدم، نمي تونم ازش دل بكنم بنابراين دائما به او اشتياق مي ورزم و دائما دلم هواي او را مي كند ولي از اونجايي كه در زندگي و امورم از نظر حسن و قبح اهل حساسيت و توجه هستم، نسبت به ابعاد حسن و قبح اين مسئله ترديد دارم و از اظهار اين مسئله به او و ارضاي خودم شديدا اجتناب مي كنم و خود اين مسئله هم باعث بروز فشار رواني و عاطفي و افسردگي در من مي شود، من با خداي خودم در اين رابطه خيلي صحبت و مناجات كردم ولي ظاهرا بايد از طريق مشاوره هم كمك بخوام، من فكر مي كنم سؤالاتي از اين دست تا به حال كمتر كسي از شما بپرسه، اميدوارم مشكل من را حل كنيد... خداوند با لطف خود مشكل همه را حل كند، مشكلاتي را كه ما را از خداوند دور كرده.
با تشكر

من اخيرا مجذوب و مجنون يه پسربچه ي 13 ساله شدم، نمي تونم ازش دل بكنم

پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباط تان با این مرکز
اگر چه ما از وضعيت تأهل و سن و سال شما اطلاع نداریم و شما هم به آن اشاره ننموده اید. ولی با این حال در پاسخ به سؤال شما مطالبی را در قالب نکات زیر تقدیم می داریم:
1. اگرچه برقراری رابطه دوستي و ارتباط با هم نوع خود و محبت ورزيدن به يکديگر در حد موازین شرعی و عرفی، امر پسندیده و توصیه دین است اما گاهی این گونه علاقمندی ‌ها و وابستگی ها چون با انگیزه جنسی و غریزی (که گاه از دید شخص هم مخفی شده و به صورت دیگر جلوه می‌کند) همراه است، غالباً به نتایج غیر قابل پیش‌بینی منجر می‌شود. بنا بر این براي پيشگيري از آسیب های احتمالی، بايد قبل از اين که اينگونه علاقمندی ‌ها و وابستگي ها به انحراف کشیده شود نکاتی را مدنظر قرار داد و از خود مواظبت و مراقبت کامل نمود.
2. تذکر اين نکته ضروري است که افراط در اين گونه علاقمندی ‌ها و وابستگي ها به زندگي آينده شما به صورت جدي آسيب مي رساند زيرا با هزينه کردن عواطف بيش از حد معمول با فرد مورد نظر، باعث مي شود در آينده نتوانند روابط عاطفي و جنسي مطلوبي با همسر خود داشته باشید؛ زيرا هر انساني داراي يک منبع محدودي از انرژي رواني است و همين طور که توانايي جسماني او محدود است، انرژي هاي رواني او نيز محدود است. بنا بر اين بايد اين انرژي ها را به موقع، به تدريج و با احتياط هزينه کرد.
يکي ديگر از آسيب هاي خطرناک علاقمندی و وابستگي هاي افراطي، ضعيف شدن اراده و محدود شدن قدرت انتخاب است زيرا افراد وابسته در تصميم گيري هاي خود نيز به ديگران وابسته مي شوند و نمي توانند به موقع و به نحو صحيح تصميم بگيرند.
3. توجه داشته باشید که ماهيت عشق و علاقه بسيار پيچيده است، اگر باعث کاهش عملکرد قابل توجهي در فرد گردد و فرد عاشق را به رفتارهای تکانشی وادارد، رنگ و بوي اختلال نيز به خود مي‌گيرد. فردی که به وابستگی روانی مي گرايد و به کاهش شديد عملکرد دچار مي شوند، به نوعي از چند اختلال عمده روان‌شناسي يعني اضطراب، وسواس و افسردگي بي‌بهره نيست، به عنوان مثال با نگاهي به درونيات خود متوجه خواهید شد که از اضطراب نسبتاً بالايي رنج مي‌برید. اضطراب حتى به قبل از وابستگي و علاقمندی ‌بر مي‌گردد. ممکن است در گذشته نيز براي کاهش اضطراب خود به افراد پيراموني خود پناه مي‌بردید. پناه‌جويي به نوعي در شما نهادينه شده و به آن شرطي شده‌اید، پس با هر اضطرابي ناخودآگاه به دنبال فرد آرامش‌گري مي‌گردید که اين فرد معمولاً معشوق و دوست است. پس در مکانيزم عشق، اضطراب بالا نقش به‌سزايي دارد و در درمان آن نيز کاهش اضطراب نقش کليدي دارد.
4. باید توجه داشت که آن چه که در زندگي هر انسانی در درجه اول، در اولويت قرار مي‌گيرد، استقلال رواني ـ عاطفي است. استقلال رواني ـ عاطفي، سر منشأ بسياري از تحولات مثبت است. وابستگي به هر کسي، چيزي جز فرسودگي رواني، اشتغالات ذهني بي‌مورد، کاهش عملکرد، افول معنوي، افکار منفی، افت تحصيلي و شغلي، فرصت‌سوزي‌هاي مکرر و... ندارد. آدم وابسته به مثل فرد معتادي است که هر از گاهي براي به حد طبيعي رساندن سطح عملکرد خود نيازمند مصرف مواد است، پس وابستگي رواني نوعي اعتياد است و به نوعي فرد را از زندگي روزانه ‌و عادي خود خارج مي‌سازد. فرد وابسته رواني مثل فرد معتاد، دلش به موضوع وابستگي (مثل مواد مخدر يا محبت معشوق) خوش است، در حالي که اين وابستگي عقلاً و منطقاً امري به شدت نکوهيده‌اي است.
5. به هر حال، وابستگي روانی شما به پسر مورد نظر، به هيچ وجه امر مطلوبي قلمداد نمي‌گردد. از خلأهاي کوچک و بزرگ شخصيتي در درون شما حکايت دارد. هر فرد افسرده دلي مي‌تواند عاشق فرد ديگر گردد و سال‌ها در فکر وصال معشوق روزها به شب برساند. عزت نفس پايين، عدم استقلال رواني و انضباط فکري- رفتاري و همچنين عدم دورانديشي و همه جانبه‌نگري، می تواند علت آن باشد در نظر داشته باشید که صرف دوست داشتن و علاقه افراطي، هيچ دردي را دوا نمي‌کند. آنچه که در اسلام و روان‌شناسي به عنوان يک اصل مهم، مورد تأکيد قرار گرفته، پيشگيري از علاقه افراطي و وابستگی روانی است.
6. فردی که از عزت نفس بالایی برخوردار است و از افسردگی و اضطراب رنج نمی‌برد، هیچ‌گاه در مقابل یک فرد معمولی سر فرود نمی‌آورد. برای به دست آوردن دل طرف دست به هر آب و آتشی (مثل محبت‌های افراطی، بیش مراقبتی‌های مادرانه، فداکاری غیر معقول و...) نمی‌زند، بنا بر این توصیه می کنیم که در اسرع وقت به کلینک مشاوره و روانشناسی مراجعه کنید و با کمک گرفتن از روانشناس و مشاور، زمینه های اختلالات روانی خود را بشناسید و در رفع اضطراب، وسواس و افسردگي باليني يا غير باليني خود بکوشید.
7. توصیه می شود جهت مقابله با علاقه افراطی و وابستگی روانی راهکارهای زیر را بکار ببرید:
1-7. اوقات فراغت خود را با ورزش و فعالیت های مناسب پر کنید و به هر تفریح سالم و مناسبی که اضطراب احتمالی را پایین می آورد، روی بیاورید.
2-7. معناي زندگي را دریابید و بدانید که معناي زندگي به امور گذرا متغير و بي‌مبنا اطلاق نمي‌گردد. و سعی کنید معنای جدیدی برای زندگی خود بیابید. دوست را تنها معنى زندگی خود ندانید. وابستگی افسرده‌وار چیزی جز عمیق‌تر کردن رگه‌های افسردگی در فرد، ثمره دیگری نخواهد داشت؛ پس با مطالعه و رفاقت با افراد مستقل و غیر وابسته و همچنین یافتن معناهای اصیل زندگی (که از هر گونه افسردگی و وابستگی به دور است ) زندگی مستقل عاطفی برای خود فراهم آورید.
3-7. هر گونه تغییر منطقی و عقلانی، اثرات مثبتی بر روحیه شما خواهد داشت. پس با تغییر محل زندگی و محدود کردن رفت و آمدها و دیدارها، از وابستگی خود بکاهید.
4-7. عزت نفس و اعتماد به نفس خود را افزایش دهید. برای این منظور كتاب‏هاى: روش‏هاى افزايش عزت نفس از اسماعيل بيابانگرد. رموز اعتماد به نفس از رابرت آنتونى، ترجمه اسماعيل كيوانى، جهت مطالعه معرفى مى‏شود.
5-7. سعی کنید کانون ارزشمندي خود را از بيرون و افراد بيروني به درون خود منتقل نمايید. بدانید که ارزش انسان بیش از این است که بهترين و سرنوشت‌سازترين لحظات عمر صرف يک امر موهوم، بي‌معنا و مرضی مثل وابستگی روانی شود.
6-7. بدانید که دلبستگي امري سالم و صد در صد خدايي است، ولي وابستگي رواني (عشق افراطی) امري صد در صد مرضي و غير خدايي است. ‌آنچه متأسفانه شما گرفتار آن شده اید، وابستگي است. پس سعی کند موضوع وابستگی خود را از فرد مورد نظر به معشوق حقیقی (خدا) تغییر دهید.
موفق باشید.