من این آقا رو کاملا می شناسم و حدوده 10 ماه با ایشان در ارتباط بودم . من 2 سال از این آقا بزرگترم و ایشون هم از اول اینو میدانستند و مساله ای با این قضیه نداشتند . من و این آقا به هم علاقه مند بودیم تا زمانی که اوضاع کاری اون کمی به هم خورد . ایشون آدم زرنگ و کاری هستند و اصلا تنبل نیستند .یکهو ارتباطشو با من قطع کرد در صورتی که قبلا گفته بود در حال حاضر شرایط ندارد ولی بعد در بلند مدت دارم . الان یک ماهه که من با ایشون ارتباط ندارم ولی دائم دعا میکنم که خدا کمکم کنه و اگه صلاح میدونه با این آقا ازدواج کنم. حالا اصلا دعای من برای ازدواج با این آقا صحیح است یا خیر ؟ قبلا هم سوالاتی پرسیده بودم .
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
به نظر مي رسد شما در تفسير اين رابطه، دچار نوعي جانب گرايي غير واقع بينانه شده اید؛ به عبارت ديگر، شايد آن طور كه شما خواهان ازدواج با ايشان هستيد، ايشان خواهان ازدواج با شما نيست. البته طبيعي است كه ايشان حق انتخاب دارد و براي يك عمر زندگي، بايد به انتخاب بهترين گزينه بپردازد.
موفقيت هر ازدواجي، از جمله ازدواج شما خواهر گرامي در گرو ملاك مندي و معيارمندي آن است. نمي توان بدون رعايت نسبي ملاك هاي اصلي و فرعي، به موفقيت هيچ ازدواجي دل خوش داشت.
از جمله مهم ترين ملاك هاي انتخاب موفق، همانا تناسب سني دختر و پسر مي باشد. تناسب سني، يعني اين كه پسر 2 تا 6 سال بزرگ تر از دختر باشد. هر گونه فاصله گيري از اين ملاك، بسيار آسيب زا مي باشد و نبايد به صرف علاقه يك طرفه يا دو طرفه، چشم بر واقعيات (مثلاً عدم تناسب سني) بست.
قطعاً اين بزرگ تر بودن شما، يك نقطه ضعف اين انتخاب محسوب مي گردد. اگر اين پسر امروز پذيراي آن باشد، معلوم نيست فردا نيز همان ميزان پذيرش سابق را داشته باشد.
قطعاً انتخاب شما، براي ايشان هزينه برادر است و احتمالاً با سيل انتقادها و ملامت هاي ديگران رو به رو خواهد شد. با اين وصف، هيچ گونه پيش بيني مثبتي نسبت به ادامه اين زندگي نمي توان داشت.
شما يك لحظه خودتان را جاي ايشان بگذاريد و بينيد ميزان صبر و تحمل شما براي شنيدن و متأثر نشدن از اين كنايه ها، تا چه حد است. قطعا علاقه و عشق احتمالي ايشان، پس از مدتي افول خواهد يافت و اين عدم تناسب ها، پر رنگ از هميشه خود را نشان خواهند داد. احتمال زياد دارد كه بر خلاف تصور شما اين پسر خواهان ازدواج با شما نباشد و مسائل مالي و ... بهانه اي بيش نباشد.
اين احتمال وقتي تقويت مي گردد كه يك ماه ايشان شما را به امان خدا رها كرده است. البته از همين بي تعهدي ايشان نيز مي توان حدس زد كه اين پسر مرد زندگي شما نيست و اگر صرف عشق و علاقه يك طرفه شما را به كناري بگذاريم، هيچ دست مايه مطمئني براي تشكيل اين زندگي وجود ندارد.
با توجه به اين نكته كه همه امور خداوند بر اساس حكمت و مصلحت است، بسيار بعيد به نظر مي رسد كه به استجابت خواسته غير حكيمانه شما بپردازد. وقتي ما انسان هاي معمولي اين ازدواج را غير منطقي و غير حكيمانه مي دانيم، قطعا خداوند كه حكيم علي الاطلاق است، رضايت به آن نخواهد داد. اگرچه شما در شرایطي نيستيد كه پذيراي هيچ حرف مخالفي باشيد، ولي توجه شما را به چند نكته ذيل جلب مي نمايم:
1. ازدواج به هر قيمتي كه به تضييع عزت نفس شما بينجامد، به هيچ وجه به صلاح نمي باشد. بايد از هر گونه ازدواج غیر عزتمندانه برحذر باشيد.
2. رگه هايي از اضطراب و افسردگي در شما خواهر گرامي مشهود است. همين موضوع، باعث وابستگي رواني يا عشق مرضي شما به اين پسر شده است.
3. ازدواجي كه از پي ماه ها و سال ها انتظار فرسايشي به دست آيد، قطعاً ازدواج موفقيت آميزي نيست؛ چرا بايد براي يك ازدواج معمولي با يك پسر كاملا معمولي، بهترين ماه ها و سال هاي عمر خود را بي دليل هزينه نماييد.
4. معلوم نيست كه رابطه شما از اساس خداپسندانه و شرع پسند بوده است يا نه. بديهي است اگر اين رابطه غير خداپسندانه و خارج از چارچوب شرع و قانون باشد، درخواست شما از خدا براي تداوم رابطه اي كه بر خلاف نظر او است، تا حد زيادي غير منطقي به نظر مي رسد. البته چه بسا شما از ابتدا مراعات شرع و قانون را داشته ايد.
5. ازدواج شما تا حد زيادي مقدر است و اگر اين پسر تقدير شما باشد، هيچ كس را ياراي ستاندن ايشان از شما نيست و اگر تقدير شما نباشد، با ماه ها و سال ها دعا و راز و نياز مقدر شما نخواهد شد. به هر ميزان پذيراي اين مطلب باشيد، آسوده تر با اين فصل ها و وصل ها كنار خواهيد آمد.
6. توصيه مي شود با يك بازسازي رواني عاطفي، از هر گونه تمركز آسيب زا بر اين پسر بر حذر باشيد. با تقويت سطح عزت نفس و اعتماد به نفس خود، از هر گونه رفتار غير عزتمندانه پرهيز نماييد.
شك نكنيد كه شما آن قدر ارزشمند هستيد كه اين پسر يا هر پسر ديگري لياقت ارزش گذاري بر گوهر وجود شما را نخواهد داشت. اگر من از درون، خود را ارزشمند بدانم، ازدواج يا عدم ازدواج، زياد برايم اهميت نخواهد داشت. من ارزشمندم؛ چه ازدواج كنم، چه تا پايان عمر مجرد بمانم.
7. اگر به هر ترتیبی اين ازدواج سامان نيافت، همواره به خاطر داشته باشيد كه همه مردان از زنان وابسته و عاشق پيشه بيزارند. مردان سالم دوست ندارند كه در قفس محبتي همسرشان اسير آيند. آن ها همواره خواهان ازدواج با دختران غير وابسته و عزتمند هستند. البته اين نكته استثنا هم دارد و آن اين كه خود پسر، وابسته و غير عزتمند باشند. پسراني كه از سلامت روان بي بهره اند، هم خودشان وابسته اند و هم دوست دارند كه همسرشان وابسته باشد.
8. استقلال عاطفي نسبي را سرلوحه زندگي خود قرار دهيد. به جاي دعاهاي افسرده وار (نه دعا از روی نشاط و سرزندگی) به دنبال فعال كردن ظرفيت هاي بالقوه خود باشيد. همه تخم مرغ هاي وجودي خود را در سبد ازدواج نچينيد و با تمركز بر امور مثبت، از هر گونه تمركز افسرده وار بر ازدواج بر حذر باشيد.






