سلام

من دختری 25 ساله هستم که دارای مدرک کارشناسی ارشد و شاغل هستم .تمایل زیادی به ازدواج دارم ولی خواستگاران من اصلا متناسب با من و هم کفو نیستند.از طرفی من اصلا اهل دوستی و روابط نا مشروع نیستم وهرگز نمیخواهم که باشم.اما تنهایی وتجرد به حدی به من فشار می اورد که گاهی در تنهایی ام اشک می ریزم مدت 2 سال است که عاجزانه دعا میکنم ولی مشکل حل نمی شود . لطفا مرا راهنمایی کنید.واقعا مضطر شده ام............

پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
1. از اینکه دختر تحصیل کرده و با استعدادی هستید که به باورهای دینی، ایمان و اعتقاد راسخ دارید و حوادث روزگار در هر حال باعث نگشته که خطوط قرمز الهی و دینی را زیر پا نهاده و از مسیر مستقیم فاصله بگیرید، خوشحالیم . از این بابت درایت و بصیرت شما را می ستاییم . امیداوریم که خداوند توسط دست با کفایت حضرت حجت، همسر مناسب و هم شأنی را برای شما مقدر فرماید.
2. موج رو به افزایش قبولی دختران در مراکز دانشگاهی و ارتقای سطح علمی آن ها تعادل و توازن پذیرفته شدگان و فارغ التحصیلان پسر و دختر را بر هم زده است. با توجه به بافت فرهنگی جامعه ما معمولاً دخترانی که از سطح علمی و مدرک بالاتری برخوردارند ،حاضر نیستند با پسرهایی که از سطح علمی پایین برخوردارند ازدواج کنند؛ مثلاً یک دختر خانم لیسانس و بالاتر معمولاً حاضر نمی شود با یک پسر دیپلم ازدواج کند. از طرف دیگر، پسرانی که مدرک علمی پایین تری دارند ،معمولاً به خود اجازه نمی دهند به خواستگاری دخترانی که سطح علمی و مدرک شان بالاتر از آن ها است بروند. این امر باعث شده که سن ازدواج در جامعه افزایش بیابد.
3 . افزایش سطح انتظار خانواده ها و جوانان و عدم اجتناب از برخی تشریفات غیر ضروری نیز به افزایش سن ازدواج کمک کرده است.
4. حوادثی نظیر جنگ، گسترش ارتباطات بین کشورها و مسافرت های خارجی، شرایط سخت تحصیل پسران، خدمت سربازی و نظایر آن نیز تا حدودی در به هم خوردن تعادل بین پسران و دختران بی تاثیر نبوده است. با توجه به آنچه ذکر شد، هر چند دغدغه ازدواج در سنین ازدواج برای جوانان عزیز و گرامی امری طبیعی است؛ ولی با توجه به عواملی که سن ازدواج را افزایش داده و موانعی که بر سر راه ازدواج برای جوانان وجود دارد، نباید نداشتن خواستگار موجب نگرانی و اضطراب شدید شود و نگرش فرد به جهان و نظام آفرینش را تغییر دهد یا موجب ناامیدی و در بعضی مواقع مشکلات روانی و بیماری گردد، زیرا:
اولاً، سن ازدواج در جامعه کنونی افزایش یافته است. این واقعیت اجتماعی مطلوب نیست و باید در پی کاهش آن بود؛ ولی باید به عنوان یک واقعیت تلخ و رنج آور پذیرفته شود. حتی برخی دختران در سنین بالاتر از 30 سال ازدواج می کنند و ازدواج موفقی هم دارند. بنابراین، باید گفت: کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور.
ثانیاً، اگر در زندگی بسیاری از کسانی که خواستگاران بسیار داشتند یا زود ازدواج کردند - به خصوص در مواردی که آشنایی ها از طریق های غیر مشروع انجام گرفته - دقت و تامل کافی صورت گیرد، آشکار می گردد کثرت خواستگار یا زود ازدواج کردن به صلاح دختر و زندگی اش نبوده و در واقع شری است که به دنبال عدم رعایت اصول اخلاقی و ارزشی و بی توجهی به عفت و عفاف گریبانگیر فرد گردیده ؛ مدت ها زندگی مشترک دختر و خانواده های دو طرف را تلخ ساخته است . خداوند می فرماید:
«چه بسا شما چیزی را دوست ندارید ، ولی خیر شما در آن است . چه بسا شما چیزی را دوست دارید ،ولی آن چیز برای شما شر است .» پس تعدد خواستگار و زود به خانه بخت رفتن همیشه به معنای خوشبختی نیست. اگر به حفظ پاکی و عفت خود استمرار بخشید و در امتحان الهی موفق و سرافراز شوید، خداوند از طریقی که هیچ کسی نمی داند، فرد صالح و شایسته و لایقی را به سراغ شما می فرستد . مطمئناً شما هم خوب می دانید عفت از هر ارزش ظاهری دیگری گران سنگ تر و ارزشمندتر است . در واقع با هیچ امر دیگری قابل مقایسه نیست .
5. ناراحتی و نگرانی را کنار بگذارید. در این بازار کسادی خواستگار و کمبود پسر آماده به ازدواج، معیارها و ملاک های اساسی ازدواج را در نظر بگیرید و آن ها را رتبه بندی کنید. برخی از معیارها به هیج عنوان قابل گذشت نیستند. آن ها را همیشه در نظر بگیرید و کوتاه نیایید؛ تجربه بالینی بنده و بسیاری از مشاوران بر آن است که مسلماً ازدواج نکردن به مراتب آسان تر از ازدواج با کسی است که در معیارهای اساسی با شما تناسب و همخوانی ندارد. اما در معیارهای دسته دوم و سوم بهتر است توقع خود را مقداری پایین بیاورید و به حداقل ها اکتفا کنید، به نظر ما معیارهای غیر اساسی اگر چه در موفقیت زندگی تأثیر گذار هستند، ولی گاهی هم قابل گذشت و چشم پوشی هستند که در مورد خود بهتر است این گونه عمل کنید.
البته نباید از مسائلی که زمینه ساز خواستگاری می گردد غفلت کنید، مثلاً پاکیزگی و نظافت، شادابی، خوش اخلاقی، خوش سخن بودن، شوخی های به جا میان همجنس، رعایت کردن فرهنگ صحیح جامعه، پرهیز از گرفتگی چهره و عبوس بودن، ابتذال اخلاقی، ژولیدگی و اظهارات دلسرد کننده، حالات افسردگی و...
البته در کنار این کارها می توانید برای همسریابی به جای اینکه منفعل باشید تا کسی بیاید و شما را بیابد، سعی کنید بر تلاش های فعالانه خود در جهت انتخاب بیفزائید . به افراد موثق و مورد اطمینان در محل زندگی، تحصیل و کار بسپارید که اگر پسر خوب و مجردی را سراغ دارند که با شما همخوانی و تناسب دارد ،به خانواده شما معرفی کنند تا زمینه خواستگاری از شما به وجود آید. مسلماً پسرانی هستند که به خاطر ادامه تحصیل و دلایل دیگر فرصت ازدواج را پیدا نکرده اند .پس ناامید نباشید . به خداوند توکل کنید . به اجابت دعاهای خود امیدوار باشید.
هیچ گاه اعتقادات خود را نه تنها زير سوال نبريد، بلكه آن ها را تقويت كنيد .هيچ تزلزلي به خود راه ندهيد. متانت، عفت و پاكدامني خود را همچنان به خوبي حفظ كنيد . با ارزش ترين متاع در پيشگاه الهي همين ارزش ها است :
" ان اكرمكم عندالله اتقكم " .همواره در زندگي به خداوند مهربان - كه از مادر به انسان مهربان تر است - اميدوار باشيد. شخصيت خود را تخريب نكنيد . نسبت به خود منفي بافي نكنيد، بلكه بيش تر به جنبه هاي مثبت زندگي و شخصيت خود فكر كنيد .هميشه اين فكر را به خود تلقين كنيد كه " من خوشبخت هستم و خوشبخت تر نيز خواهم شد" خود را در تنهايي و انزوا قرار ندهيد . سعي كنيد در كارهاي خانه و تمام كارهاي اجتماعي كه در خور شان يك زن مسلمان است، با حفظ حيا و پاكي، مشاركت كنيد.
موفق باشید.