سلام ميخواستم تعدادي سخن از كوروش بزرگ بگويم و حديث مرتبط با آن را برايم بفرستيد از ها ائمه اي كه نيخواهد باشد
دردا بر شهرياراني كه تازيانه و تجاوز را رقم زنند.
دردا بر شهرياراني كه به مردم دروغ گويند
بر مظلومان شمسير نكشيد زيرا روزي بر شما شمشير خواهند كشيد.
به قانون گذاران گفتم سكون و ناسانس سياهي مي آورد و سياهي سر آغاز ملال ملت ماست.
من هرگز هيچ شكست خورده اي را تحقير نكرده ام هيچ اسيري را دشنام نداده ام.هميشه و هركجا همگان را گرامي داشته ام زيرا مدارا مكتب من است.
زنهار كه در اين دنياي پست هيچ پنداري بي پاسخ نمي كاند.
از كاهلي بپرهيزيد زيرا تن آسايي سر آغاز تسليم است.
حكوكتي كه شادماني را از مردمان بگيرد شكست خواهد خورد بر انداخته خواهد شد.
هرگز در قضاوت به گفته ي بي اعتماد آدميان و اهل ترديد و چاپلوس اعتماد نكرده ام.
به جباران اين جهان بگوييد كه از ظلمت خويش حتي پلاس پاره اي به گور نخواهيد برد.
بگوييد از گرده (پهلو)ي تازيانه فرو شويد وگرنه عطر هوا حتي با شما همراهي نخواهد كرد.
چون به عدالت دست يابيد بركت ها بسيار شود.
به ياد آوريد كه همه ي دره ها و دروازه ها با كليد خرد گشئده خواهد شد. به ياد آوريد كه پيش از تو بر ستمگران چه رفته . بر شب طلبان و شهرياران شقي چه رفته؟
دمي چون عقاب بر آمدن به از هزاره اي چون ماكيان خانه نشين.
هيچ يوغي برازنده ي انسان نيست.
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
معلوم نیست این سخنان که غالبا سخنان آموزنده ای هستند و در روایات شاهد برای فراز هایی از آن زیاد است، در کدام سند معتبر به کوروش نسبت داده شده است.
ما در مورد کوروش هخامنشی اطلاع دقیق نداریم. ولی بنا به احتمالی که بعض مفسران داده اند ، منظور از "ذو القرنین" قرآن همان کوروش هخامنشی است. با توجه به این که ذوالقرنین بنا بر بیان قرآن و روایات موحد مؤمن و حکیم خداشناس و سیاستمدار بزرگی بوده که به دنبال اجرای حق و عدالت بوده است ، اگر این سخنان با سند معتبر به ایشان برسد، قطعا معانی حقی دارند و در قرآن و روایات مورد تایید می باشند ولی اولا سند اینها تا کوروش قطعی نیست و چه بسا همه یا بعض از آنها را دیگران گفته و به کوروش منسوب کرده باشند. ( كه امروزه كرارا مشاهده مي كنيم برخي سخنان ديگران را به خاطر تبليغ از فرقه زردتشت به كورش نسبت مي دهند )
از طرف دیگر ذو القرنین بودن کوروش قطعی نیست تا همه سخنان او را از الهامات توحیدی بدانیم.
در هر حال چه کوروش همان ذوالقرنین باشد و چه این سخنان از کوروش باشند، یا نه ، معیار مهمتر حق و عدل و طرفدار صد در صد انسان و عدالت ، پیامبر اسلام و جانشینان ایشان می باشند که ما افتخار پیروی از آنان را داریم و ذو القرنین و کوروش هم اگر زنده بودند، به بودن در صف پیروان آن پیامبر و جانشینانش افتخار می کردند و ما باید هر سخنی که به بزرگی منسوب است را به سخنان پیامبر و اهل بیت ایشان برگردانیم ؛ اگر با سخنان آنان همراستا بود ، بپذیریم و گر نه به کنار نهیم و بدانیم سخن حق طلبان گذشته هرگز با سخنان پیامبر و اهل بیت او منافات نداشته است و اگر بین سخنی که بدانان منسوب است با سخن پیامبر و اهل بیت منافات هست ، حتما آن سخن را به دروغ به آنان منسوب کرده اند.






