عرض سلام و خسته نباشید. در کتابهای اسلامی و شیعی، معجزات زیادی به پیامبر و امامان نسبت داده می شود، ولی خب مشکلی که هست اینجاست که این معجزات را «اسناد خودمان» ذکر کرده اند و خب از دید یک پژوهشگر طبیعی به نظر می رسد که پیروان یک فرد، معجزاتی را به او نسبت بدهند، چنانکه پیروان سیکهیسم و بهائیت نیز معجزاتی را به پیامبر ادعایی خود نسبت می دهند. ما از کجا می توانیم باور کنیم که این معجزاتی که فقط در کتب اسلامی به پیامبر اسلام و فقط در کتب شیعی به ائمه نسبت داده شده اند، حقیقت دارند؟
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
در این رابط توجه به سه نکته مفید و کار ساز خواهد بود که ذیلا اشاره می شود
1. پژوهشگر قبل از درك حقانيت مسائل مطرح شده در باب اعجاز و اذعان حقانيت آنچه به عنوان معجزه از پيامبر و كرامت از امام معصوم در كتاب هاي اسلامي و شيعي ثبت گرديده ، در باب حقانيت اصل دين اسلام و آموزه هاي وحياني او به نتائجي يقيني بايد برسد و براي خود ثابت نمايد كه اسلام به عنوان آخرين آيين توحيدي و شيعه به عنوان روش مكتب اهل بيت بر حق است، بر خلاف دين بهائيت و مكتب سیکهیسم و مانند آن هيچ دليل بر صحت آن ها در دست نيست، اين مطلب به عنوان پيش فرض براي پژوهشگر در باب درك و اثبات تفاوت معجزه هاي ثبت شده در كتاب هاي اسلامي و ديگر مدعيان بايد ثابت شده باشد. با اين پيش زمين پژوهشي قبول آنچه در اثار اسلامي امده با آنچه در كتاب هاي بهايي و مانند آن ادعا شده آسان خواهد بود. چون قبل از باور به مطالبي كه در باب اعجاز پيامبر و ائمه در كتاب هاي اسلامي و شيعي بيان گرديده مباني و اصول اعتقادي پژوهشگر مسئله كاملا روشن و مشخصي و با دلائل يقيني ثابت است و با چنين پيش زمينه اي اعتقادي باور به آن معجزات آسان خواهد بود ، زيرا طرف با شناختي عميق كه بر اساس دلائل عقلي و نقلي از پيامبر و امام دارد مي تواند به آساني بپذيرد كه صدور آن گونه اعجاز از آن ها ممكن است حقيقت داشته باشد.
2. نكته ديگر اين كه آنچه در كتاب هاي اسلامي و شيعي در باب معجزات و كرامات پيامبر و ائمه (ع) نقل و ثبت شده به عنوان يك سلسله آموزه ها و حكايات است كه ما بدليل اصول اعتقادي به آن ها باور داريم ، و فعلا با آن گونه امور در صدد اثبات حقانيت چيزي نيستم؛ بلكه يك باور ديني براي ماست، ولي اگر با معجزه بخواهيم چيزي را اثبات نمايم تنها با معجزه جاودان پيامبر كه قرآن كريم است استدلال و استناد مي نمايم كه همواره و هم اكنون معجزه است و اعجاز قرآن چيزي نيست كه در كتاب ها نقل و ثبت شده باشد؛ بلكه هم اكنون قرآن كريم معجزه است و كسي نمي تواند مثل آن را بياورد.
بنا بر اين اگر قرار باشد مسلمان و يا شيعه بر حقانيت آيين خود به معجزه استناد و استدلال كند به معجزات زمان مند و آنچه پيامبر قبلا انجام داده استدلال نمي كند. آن معجزات به عنوان يك باور برايشان مطرح است، بلكه به قرآن استدلال مي كند كه معجزه زنده و هميشه جاودان است.
3. نکته دیگر این که برخی از آنچه در کتاب های ما نقل شده ازباب کرامت است که با معجزه فرق دارد، و تفاوت آن دو را در منبع ذیل جویا شوید (1) و در هرصورت چه معجزه باشد و چه کرامت هر دو در صورتی معتبر و مورد قبول ما است که به سند معتبر نقل شده باشد .
بنا بر این ما معجزات و کراماتی که از انبیا و اولیا (ع) نقل شده در صورتی می پذیریم که در منبع معتبر و قابل قبول نقل شده باشد ، در حالی که آن چه دیگران و گرو های یاد شده در پرسش در باره کارهای رهبران شان مدعی اند غیر از آن که خلاف واقع و دروغ است در منبع معتبر و عقل پسند نیامده است، انسان خرد ورز نباید و نمی تواند آن ها را بپذیرد ، پس به گفته حافظ (( ببین تفاوت ره از کجاست تا به جا؟))
پی نوشت :
1. محمد تقی مصباح ، راهنما شناسی ، ص59 ، نشرموسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی ، قم 1379 ش.






