با سلام
با توجه به حدیثی از پیامبر(ص) که فرموده اند:((ای علی(ع) دوستی تو در دل حرامزاده نمیرود.)) و با توجه به اینکه جهان آخرت را با اعمال این دنیا میدهند(الدنیا مزرعه الاخره) و چون به جز دوستان حضرت امیر در بهشت وارد نمیشوند چگونه عدل الهی این قضیه را توجیه میکند.
با تشکر.

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
در ابتدا در باره فرزندانی که از حرام به دنیا آمده‌اند، باید گفت: بر اساس آموزه‌های دینی، آن فرزند گناه و جرمی متوجه‌اش نیست؛ زیرا هیچ تقصیری ندارد. عمل خلاف پدر و مادرش، مسؤلیتی را متوجه او نمی‌کند. قرآن کریم به طور یک اصل کلی در این باره می‌فرماید: «ولا تزر وازرة وزر اُخری»؛ (1) «گناه هیچ کسی به گردن دیگری نیست».
چه این که در روایات اين باب، معمولاً گفته نشده هر کسی که ولد زنا بود، دشمن اهل بیت است؛ بلکه امر بر عکس است؛ یعنی گفته شده هر کس با امیر مؤمنان دشمن بود، یکی از این مشکلات را دارد. بنابراین، هر دشمن اهل بیتی، ولد زنا یا کافر است؛ ولی هر کافر یا ولد زنایی، دشمن اهل بیت نیست و این دو با هم ملازمه ندارند.
از متون دینی بر می آید که حرام زاده، به جهت عمل حرام و گناه آلودی که پدر و مادر انجام داده اند، گناهکار نیست. همان گونه که در آیه یاد شده آمده، کسی گناه دیگری را بر دوش نمی کشد. حرام ‌زاده هم می‌تواند با داشتن اعتقاد درست و انجام اعمال و دستورهای دینی، به بهشت برود؛ همان گونه که در فرمایش امام صادق(ع) آمده است:
«زنازاده اگر اعمال خوب انجام بدهد، به او پاداش داده می‌شود. اگر کار بد از وی سر زند، مجازات می‌گردد»؛ (2) یعنی زنازاده، مانند سایر مردم است.
پیامبر(ص) فرمود: «لیس علی ولد الزّنا من وزر أبویه شیء»؛ (3) «گناه پدر و مادر، بر گردن فرزند نیست». بنابراین، روایت یادشده در پرسش، علاوه بر این که ممکن است به لحاظ سند جای تأمل داشته باشد، با آموزه های یاد شده نیز تعارض دارد. گذشته از این اظهار، نظر قطعی و یقنی در این گونه مسائل، با استناد به برخی روایات که از نظر سند قطعی و یا متواتر نیست، دشوار است. در نتیجه، باید گفت زنا زاده نیز مانند دیگران مكلف به وظایف شرعی و عقلی است و می تواند به پاکی و تقوا روی آورد؛ همان طور که می تواند به فساد و گناه کشیده شود. چه بسا افراد حلال زاده ای هستند که از شمر بدترند و چه افراد زنا زاده ای که خود را از گناه و آلودگی نگاه داشته و اهل بهشت شده اند.
افرادی که از مادر متولد می شوند، دارای سرشت های متفاوتی هستند. بعضی میل شان به خوبی ها بیش تر است؛ بعضی میل شان به بدی بیش تر است. ممکن است افرادی که وَلَد حیض یا ولد زنا بوده اند، بیش تر میل شان به بدی ها باشد، همان طور که برخی از حلال زاده ها ممکن است طینت شان شر باشد؛ امّا خُبث باطنی علّت برای فاسد شدن نیست؛ بلکه زمینه آلودگی در آنان بیش تر است. در عین حال، می توانند خود را از آلودگی حفظ کنند؛ هر چند شاید برایشان سخت باشد و محتاج به ریاضت و مجاهدت بیش تر با هواهای نفسانی داشته باشند. این گونه افراد اگر با سختی و مجاهدت جلوی شرارت باطنی خود را بگیرند، البته که ثواب بیش تری دارند.
اگر فرض کنیم کسی که دارای طینت پاک و خوبی است، یعنی 70% مایل به خوبی ها است، در نتیجه راحت تر به خوبی ها روی می آورد و فرد دیگری که باطن او خبیث باشد، ‌70% میل به بدی ها داشته باشد، در نتیجه اگر بخواهد خوبی ها را انجام دهد، با سختی بیش تری همراه است، ثواب او بیش تر از آدم اوّلی است، چون «افضل الاعمال أحمزها»؛ «برترین اعمال، مشکل ترین آن ها است».
در برخی روایات، اشخاصی که دچار قساوت و خبث باطنی شدید بوده و دست به جنایات عظیمی زده اند، زنازاده معرفی شده اند؛ ولی شرارت باطنی، علت انحراف آنان نیست؛ بلکه در حدّ مقتضی است. بنابراین، بر فرض که نطفه افرادی از حرام تشکیل شده باشد، ولی اختیار از ایشان سلب نمی شود. ایشان نیز با اختیار خود می توانند راه سعادت یا شقاوت را طی کنند و دشمن اهل بیت بودن یا سایر رذالت ها برای آن ها مقدر نشده است؛ بلکه روایت اشاره به نتیجه طبیعی عمل زنا و آثار وضعی و عادی ایجاد یک انسان از این راه نادرست دارد.
نباید فراموش کرد اگرچه انحرافات احتمالی چنین کودکی بر عهده خود او بوده، مسئولیتی را از عهده او ساقط نمی کند؛ اما عذاب او کمتر از سایر افراد دارای تعادل فطری است. ضمن آن که مسئولیت های دینی او کمتر از فرزندی است که در خانواده مؤمن و پاک متولد شده است. خداوند از هر کس به اندازه توانایی و استعدادهای او تکلیف می خواهد.

پی‌نوشت‌‌ها:
1. فاطر (35) آیه 18.
2. محمد ری شهری، میزان الحکمة، ج 5، ص 244، نشر دار الحدیث، قم، 1407 ق.
3. مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج 75، ص 2، نشر دار الاحیا التراث العربی، بیروت، 1403 ق.