با سلام گاهی در حین نماز یک لحظه به ذهنم میرسد که بعد نماز دعا یا نماز دیگری به جا اورم ایجاد این فکر همان و سست شدن من همان دیگر نمیتوانم نمازم را درست بخوانم یک تنبلی در وجودم رخنه میکند از طرف دیگر احساس میکنم که ایجاد ان فکر در ذهنم یک امر خدایی بوده و اگز به جا نیاورم خدا از من ناامید میشود وهمچنین اگر به جا نیاورم پیروی شیطان کرده ام دیگر حواسم از نماز پرت میشود و این فکر ها تا پایان نماز رهایم نمیکنند واین امر خیلی ناراحتم ممیکند لطفا بفرمایید در این لحظات باید چکار کنم که حواسم متمرکز در نماز باشد
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
از آیات و روایات استفاده می شود که نماز کامل و حقیقی نمازی است که با حضور قلب و خلوص نیت و همراه با یقین باشد. از امام رضا (ع) نقل شده است:
«لا صلاة الا باسباغ الوضوء و احضار النیة و خلوص الیقین و افراغ القلب و ترک الاشتغال و هو قوله"فاذا فرغت فانصب و الی ربک فارغب»؛ (1) نماز کامل باید با وضوی کامل، با حضور قلب ،خلوص نیت ، یقین کامل، خالی بودن فکر و ذهن و قلب از توجه و اشتغال به دنیا و هر چه غیر خدا است، باشد، البته این بدان معنا نیست که اگر نماز با این ویژگی ها نبود، باطل است، بلکه می توان مراتب متعددی برای نماز و نمازگزار تصور کرد. هر چه درجه و مرتبه کمال معنوی بالاتر باشد، نماز بهتر و از درجه حضور قلب بالاتری برخوردار خواهد بود.
تذکر دو نکته مهم :
پیش از بیان راهکارهایی در مورد حضور قلب در نماز لازم است دو نکته را یاد آوری کنیم ،
1. اگر در حال نماز به صورت غیر اختیاری ذهن و فکرت به غیر خدا مشغول شد ، ضرر مهمی برای اصلاح نفس و رسیدن به نماز کامل ندارد. آن چه که مهم است و به معنویت و کمال نماز زیان می رساند آن است که پس از توجه کردن ذهن خود را با اختیار به چیزی غیر خدا و نماز مشغول سازد .
2. هر چیزی غیر از احساس حضور در پیشگاه خدا و نماز به ذهن نماز گزار خطور کند ، و توجه او را از خدا برگرداند ، قطعا از جانب خدا نیست . پس آن چه را که نوشته ای : « ایجاد ان فکر در ذهنم یک امر خدایی بوده و اگر به جا نیاورم خدا از من ناامید می شود و همچنین اگر به جا نیاورم پیروی شیطان کرده ام » سخنی نادرست و از دام ها و وسوسه های شیطان است . در چنین وضعیتی فورا به دل و ذهن خود بگو: الان وقت نماز و سخن گفتن در پیشگاه خدا است ، در مورد آن بعد از نماز فکر خواهم کرد . زیرا هنگام نماز و سخن گفتن با خدا به چیز دیگری فکر کردن کمال بی ادبی است!!
بزرگان برای به دست آوردن حضور قلب در نماز عواملی را ذکر کرده اند که مهم ترین آن ها عبارتند از :
1. شناخت و آگاهی:
هر مقدار معرفت و شناخت انسان به حق تعالی و صفات و اسمای حُسنایش بیش تر باشد، عشق و محبتش نسبت به خدا و شوق خلوت نمودن و سخن گفتنش با خدا نیز بیش تر خواهد بود . شناخت و معرفت پروردگار سبب می شود که انسان خداوند را ناظر و حاضر ببیند و در برابرش خاضع و خاشع باشد. چه زیبا این حقیقت را امیر المؤمنین علیه السلام در دعای صباح بیان می فرماید :
«مَنْ ذَا يَعْرِفُ قَدْرَكَ فَلَا يَخَافُكَ وَ مَنْ ذَا يَعْلَمُ مَا أَنْتَ فَلَا يَهَابُك ؛ (2) چه کسی تو را شناخت و به عظمت تو پِی برد ،در پیشگاه تو خاشع و خاضع نشد و از تو ترس و خوف نداشت؟ چه کسی دانست که تو کی هستی و در برابر هیبت و عظمت تو سر تسلیم فرود نیاورد ؟ ».
2. اهمیت دادن به نماز:
میزان حضور قلب در نماز به میزان همت آدمی و میزان شناخت و آگاهی نماز گزار و اهمیت و ارزشی بستگی دارد که برای نماز معتقد است، زیرا قلب تابع همت و شوقی است که از معرفت بر می خیزد. پس اگر همت و شوق به نماز و شوق به سخن گفتن و راز و نیاز کردن با معشوق و محبوب باشد، قلبت هم نزد نماز حاضر خواهد بود. هر اندازه که همت و شوق انسان بیش تر باشد، قلبش هم بیش تر نزد نماز خواهد بود. هر اندازه که همت و شوق انسان بیش تر باشد، غفلتش از غیر خدا بیش تر خواهد بود.
کسانى که نماز را سرسرى مى گیرند و نسبت به آن بى توجه هستند و به اهمیت نماز توجهى ندارند، حضور قلب نخواهند داشت. بر عکس کسانى که به نماز اهمیت مى دهند و براى آن سرمایه گذارى مى کنند و وقت و فرصت بیش ترى را صرف نماز مى کنند، حضور قلب بیش ترى خواهند داشت.
3. فهم معانی نماز:
در نماز باید به معانی و مفاهیم کلمات و الفاظی که با آن با خدا سخن می گوییم ، توجه نمود . تا بداند چه می گوید ، و با کی سخن می گوید .
4. آمادگی قبل از نماز:
کسی که می خواهد در نماز حضور قلب داشته باشد، لازم است به مقدمات نماز توجه داشته باشد . وضو را به صورت کامل انجام دهد . قبل از نماز لحظاتی را با خدا خلوت کند. امام صادق (ع) می فرماید:
«هنگامی که به قصد نماز به جانب قبله ایستادی، دنیا و آن چه در آن است و مردم و احوال آن ها را فراموش کن. قلبت را از هر شاغلی که تو را از یاد خدا باز می دارد، فارغ ساز . با چشم باطن، عظمت و جلال خدا را مشاهده کن. به یاد روزقیامت و عالم قبر باش و توقف خودت در برابر خدا را به یاد آور، یاد آن روزی که هر انسانی اعمال از پیش فرستاده اش را آشکارا می بیند ». (3)
5. رعایت مستحبات نماز:
از اسباب حضور قلب، رعایت احکام و آداب نماز است، مانند نگاه کردن به محل سجده در حال قیام، نگاه کردن بین دو پا در حال رکوع، و چسباندن دست ها به بدن در حال قیام و غیره.
از هنگام وضو ساختن، دل را به خدا بسپار . با گفتن اذان و اقامه و توجه به معانى و مفاهیم بلند آن، جان و روح و قلب را به آن خط نورى ملکوتى اتصال بده که از کعبه تا عرش و از آن جا تا حقیقت اسما و صفات و از آن فراتر تا «ذات احدیّت» امتداد دارد.
پس از اذان و اقامه گفتن و قبل از ورود به نماز، به پیروی از ابراهیم خلیل(ع) بگو:
«انّى وجهت وجهى للذى فطر السموات و الارض حنیفاً و ما انا من المشرکین؛ (4) روى دل و قلب خود را متوجه کسى ساختم که آسمانها و زمین را آفریده، من در ایمان خود خالصم و از مشرکان نیستم».
سپس با حضور قلب و توجه به معانى الفاظ بگو: «انّ صلوتى و نسکى و محیاى و مماتى للَّه ربّ العالمین؛ (5) نماز و تمام عبادات من، زندگى و مرگ من، همه براى خداوند پروردگار جهانیان است».
آن گاه که در آستانه تکبیر قرار گرفتى، گناهان خویش را به یاد آور و به عظمت خالق توجه نما و حقارت خویش در پیشگاه خدا را در نظر آور و بگو:
«یا محسن قد اتاک المسى و قد امرت المحسن ان یتجاوز عن المسى انت المحسن و انا المسى بحق محمد و آل محمد صل على محمد و آل محمد و تجاوز عن قبیح ما تعلم منّى؛ (6)
اى خداى نیکوکار! بنده گناهکارت به در خانه تو آمده، امر کردهاى که نیکوکار از گناهکار بگذرد. تو نیکوکارى و من گناهکارم. به حق محمد و آل محمد، رحمتت را بر محمد آل محمد بفرست و از کارهاى زشتى که مىدانى از من سر زده بگذر».
6. انتخاب مکان مخصوص و اختصاص وقت مناسب برای نماز.
7. فراغت قلب:
یکی از مهم ترین اسباب حضور قلب، فراغت قلب است.
تا بر نخیزی از سر دنیا و هر چه هست با یار خویشتن نتوانی دمی نشست
حضرت امام خمینى در مورد راه هاى تحصیل حضور قلب مى گوید:
« آنچه باعث حضور قلب شود، دو امر است:
یکى فراغت وقت و قلب و دیگر فهمیدن اهمیت عبادت . مقصود از فراغت وقت آن است که انسان در هر شبانه روزى براى عبادت خود وقتى را معیّن کند که در آن وقت خود را موظف بداند فقط به عبادت بپردازد . اشتغال دیگرى را براى خود در آن وقت قرار ندهد. انسان اگر بفهمد که عبادت یکى از امور مهمى است که از کارهاى دیگر اهمیتش بیش تر بلکه طرفی نسبت با آن ها نیست [= قابل مقایسه نیست] البته اوقات آن را حفظ مى کند و براى آن وقتى موظف مى کند. . . از فراغت وقت مهم تر فراغت قلب است و آن چنان است که انسان در وقت اشتغال به عبادت، خود را از اشتغالات و هموم دنیایى فارغ کند و توجه قلب را از امور متفرقه و خواطر متشتّته [=پراکنده] منصرف نماید و دل را یکسره خالى و خالص براى توجه به عبادت و مناجات با حق تعالى نماید و تا فراغت قلب از این امور حاصل نشود، تفرغ براى او و عبادت او حاصل نشود». (7)
8. رفع موانع:
پرخوری، جلوگیری از ادرار، کسالت ، خستگی،نماز خواندن در جایی که سر و صدا هست، یا مردم رفت و آمد می کنند ، و نگاه به اطراف،جلوی عکس و تصویر نماز خواندن ،پیش از نماز در مورد چیزی فکر کردن ، به کسی بعد از نماز قول و وعده دادن ،همه این ها مانع حضور قلب در نماز می شود. رفع این موانع در ایجاد حضور قلب مؤثر است.
موانع تا نگردانى ز خود دور درون خانه دل نایدت نور
9. احساس و درک عظمت و بزرگى خدا.
درک عظمت و بزرگى هر کسى بستگى به مقدار شناخت و معرفت به او دارد. هر مقدار این شناخت بیش تر شود، بزرگى و عظمت او بیش تر جلوه گر خواهد شد. اگر کسى به عظمت و بزرگى خدا پی ببرد، طبعاً خضوع و خشوع بیش ترى در پرستش و عبادت خواهد داشت.
ابان بن تغلب میگوید: به امام صادق (ع) گفتم: على بن الحسین (ع) را دیدم وقتى که به نماز می ایستاد، رنگ به رنگ مى شد. فرمود: آرى همین طور بود که می گویی چون او خدایى را که در برابرش ایستاده بود، کاملاً مى شناخت. (8)
امیرالمؤمنین (ع) در وصف عارفان و خدا پرستان واقعى فرمود: «عظم الخالق فى أنفسهم فصغر ما دونه فى أعینهم؛ (9) آنان خدا را به عظمت و بزرگی شناخته اند. بنا بر این هر چه غیر او است، در نظرشان کوچک جلوه میکند».
10. جلوگیرى از بی انظباطی و هرزگى قوه خیال:
یکى از بزرگ ترین عوامل حواس پرتى در نماز، هرزگى و پراکندگى قوه خیال است. اگر قبل از نماز چند دقیقه اى به وسیله ذکر خدا و مناجات و خواندن نمازهاى مستحبى و تلاوت قرآن، خود را آماده نماز کنیم، ذهن از حواس پرتى و پراکندگى و از توجه به کثرت، به سوى وحدت متوجه مى شود، در نتیجه در نماز فکر انسان به این طرف و آن طرف متوجه نمی شود. کسى که قبل از نماز با دیگرى بگو مگو و بحث و مجادله داشته یا خوشحال یا ناراحت شده، اگر فوراً وارد نماز شود، نمازش تحت تأثیر آن افکار خواهد بود و حضور قلب نخواهد داشت.
11. طول دادن و با تأنى خواندن نماز:
اگر کسى رکوع و سجود را مقدارى طولانى کند و با حال خوشی اذکار و سجود را بگوید، در حضور قلب مؤثر خواهد بود.
12. پایبندی و تقید ویژه به نماز اول وقت داشتن . قطعا در ایجاد حضور قلب در نماز مؤثر است. هنگامی که به نماز اول وقت پایبند شدی ، الله اکبر تان دروغ نخواهد بود . زیرا در عمل ثابت کردی که من خدا را از هر کاری و از هر چیزی بزرگ تر و مهم تر می دانم . در غیر این صورت شرم آور است که به زبان می گوید : الله اکبر ولی در عمل کار دیگری را بر نماز مقدم داشته است .
13. دوری از غذاهای شبهه ناک و حرام و اموالی که از طریق غیر مشروع به دست می آید، در حضور قلب و ایجاد آمادگی درونی برای نماز و سخن گفتن با خدا بسیار موثر است.
14. رعایت آدابی از قبیل مسواک زدن، انگشتر به دست کردن، عطر زدن وهر کاری که در تمیزی و پاکی انسان تأثیر دارد، با نیت پیروی از سنت پیامبر اکرم (ص) باشد ، موجب بهره برداری هر چه بیش تر از برکات معنوی نماز می شود.
15. ترک گناه:
کسى که در ذهن و اندیشه اش خیانت به مردم، کلاه برداری، رشوه خواری، اختلاس، تهمت، غیبت و غیره است ، براى او قلبى نمانده است تا در آن خدا جلوه کند. هر چه هست ،غیر خدا است.
دل ز دل بردار اگر بایست دلبر داشتن دلبر و دل داشتن نَبْوَد طریق عاشقان
گناه لذت مناجات را از انسان مى گیرد و با گرفتن لذت شیرینى عبادت، حضور قلب هم خواهد رفت.
امام صادق (ع) مى فرماید: «خداوند به داوود پیامبر فرمود: قرار نده بین من و خودت شخص آگاه به حلال و حرامی را که شیفته دنیا است، چون این شخص از راه محبت من جلوگیرى مى کند. این ها دزدان راه بندگانى هستند که به سوى من مى آیند. کم ترین کارى که من با آن ها مى کنم، این است که شیرینى مناجاتم را از قلب شان مى گیرم». (10)
پی نوشت ها :
1. علامه مجلسی ، بحارالانوار، مؤسسه الوفاء ، بیروت ، 1404 ه ق ، ج 81، ص 243 .
2. علامه مجلسی ، بحارالانوار، مؤسسه الوفاء ، بیروت ، 1404 ه ق، ج 84 ، ص339 .
3. همان، ص 23.
4. انعام (6) آیه 79.
5. همان، آیه 162.
6. بحار ، ج 81 ، ص 375 .
7. امام خمینی، چهل حدیث، ص426 .
8. بحارالانوار، ج48، ص 236.
9. نهج البلاغه، ترجمه فیض الاسلام ، خطبه 184.
10. ثقه الاسلام کلینی ، الکافی، دارالکتب الاسلامیه - طهران ، 1365 ه ش ، ج 1، ص 46.






