سلام
من دانشجوی رشتی کامپوتر در مالزی هستم در مقطع لیسانس اما احساس شکست میکنم و هیچ انگیزیی نسبت به رشتم ندارم
میخواستم بدونم آیا ممکنه که هیچ استعداد ی در من وجود نداشته باشد ؟
اگر استعداد ی در وجودم هاست چطوری باید بفهمم که اون چی هست ؟
ممنون خداحافظ

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
سؤال هاي شما هر چند ظاهري منطقي دارند، ولي احتمالاً نشات گرفته از چيزهاي ديگر مي باشد.
دانشجويان ايراني كه در خارج كشور تحصيل مي كنند، چه بخواهند و چه نخواهند، از غم غربت بي بهره نیستند . غم غربت پيامدهاي جسمي رواني بسياري دارد كه از جمله آن افت و بي انگيزگي تحصيلي است. در برخي موارد دانشجو از خود مي پرسد: آيا اين رشته ارزش اين همه دوري از وطن و سختي هاي ناشي از آن را داشت؟ آيا نمي شد...؟
پس بي انگيزگي شما چه بسا تحت تاثير غم غربت باشد.
تقريباً همه رشته هاي مهندسي و رياضي يك هوش و استعداد رياضي و منطقي مي طلبد كه به احتمال زياد در شما وجود دارد ؛يعني استعداد كافي براي تحصيل در رشته كامپيوتر يا ساير رشته هاي مشابه را داريد . در شرائط معمول مشكلي با اين رشته نخواهيد داشت.
البته استعداد با انگيزه متفاوت است .چه بسا افراد با استعدادي كه رغبتي به تحصيل و تحقيق در رشته مرتبط با استعداد خود ندارند. مثلا مهندساني كه در اوج تحصيلات دانشگاهي به هنر يا ورزش روي مي آورند.
شناسايي استعداد بيش از آن كه به دستگاه استعداد سنج نياز داشته باشد ،به خودنگري نيازمند است .با خود نگري نيم ساعته مي توان دريافت كه استعدادهاي شما بيش تر در چه زمينه اي است. با فرض شناسايي استعدادهاي نهفته شما باز موضوع انگيزه و رغبت سر جاي خود باقي است . هر استعدادي با انگيزه همراه نمي گردد.
معمولا افرادي كه از ضريب هوشي بالايي برخوردارند ،پردازش اطلاعات و داده ها در ذهن آنان بيش از مردمان عادي مي باشد. اين گونه افراد معمولا به صورت ناهشيار به رشته هايي گرايش پيدا مي كنند كه زياد با داده ها و دیتاها سرو كار دارد. آن ها خواهان ور رفتن با جزئيات هستند . معمولا به رشته هايي مانند حسابداري ، برنامه نويسي، مهندسي و.... روي مي آورند. حال اگر افراد باهوش به دلائلي دچار اضطراب بالا گردند، رگه هايي از وسواس فكري در ايشان شكل مي گيرد . افراد مبتلا به وسواس فكري شاهد هجوم افكار مزاحم تكرار شونده به ذهن خود مي باشند. ذهن آن ها همواره در حال پردازش داده هاي منفي و اضطراب آلود مي گردد. اين گونه افراد معمولا در حالت ترديد و دودلي به سر مي برند . نسبت به برخی از امور شك و ترديد دارند. سؤالات يكي پس از ديگري به ذهن آن ها حمله ور مي شود . يك لحظه ذهن آنان آرام و قرار ندارد. احتمال دارد برخي سؤالات شما بر خلاف ظاهر بسيار منطقي اش ريشه در همين روحيات داشته باشد.
بديهي است هر سؤالي يا فكري كه به كاهش عملكرد در فرد بينجامد ،سؤال كارآمد و بهنجاري نيست ،چرا كه سؤال یا فكر كارآمد باعث تقويت عملكرد مي گردد، نه تضعيف آن.
اضطراب سهم مؤثري در بروز افكار وسواس گونه دارد . براي رهايي از افكار مزاحم راهي جز كاهش اضطراب نداريم.
راه هاي متعددي براي كاهش اضطراب وجود دارد كه از جمله آن روان درماني، دارو درماني، ‌داروهاي گياهي، ریلکسیشن تنفس عميق 25 تا 30 بار در روز ، ورزش سنگين و منظم مي باشد.
سعي نماييد از دامن زدن به سؤالات كاهنده عملكرد پرهيز نماييد . با خودتلقيني رشته تحصيلي تان را بهترين و مطلوب ترين رشته براي خود بدانيد.
به خود القا نماييد استعداد شما موافقت صد درصد با رشته كامپيوتر دارد . هيچ رشته اي در عالم با استعداد شما اين گونه نزديكي ندارد.
به خود بگوييد: سؤالات را بعد از اتمام دوره ليسانس به آن خواهم پرداخت . در شرائط كنوني جاي پاسخ به سؤالات نيست.
مطمئن باشيد با هر گونه تغيير رشته اي سؤالات پايان نخواهد پذيرفت . پس ازمدت كوتاهي دو برابر اين سؤالات در زمينه رشته جديد در ذهن شما نقش خواهد بست.
اجازه ندهيد اين افكار شما را به زانو در آورد . با ساده سازي و پيش پا افتاده سازي سؤالات به مديريت آن ها بپردازد.
مطالعه كتاب هايي در زمينه غم غربت، وسواس فكري، كمال گرايي و مطالعه موفق و... را از نظر دور نداريد.