پرسشگر محترم با سلام و تشكر از ارتباطتان با اين مركز.
دلایل بسیاری بر وجود خداوند می توان اقامه کرد، اما مهم ترین دلایل علمی برای اثبات وجود خدا، دلایلی است که از راه نظم موجود در طبیعت و موجودات طبیعی می توان به وجود خداوند حکیم و مدبر رسید. تمام رشته های علوم ثابت می کنند که در دنیا نظام معجزه آسایی وجود دارد که اساس آن، قوانین و سنن ثابت و غیر قابل انکار جهان هستی است.
تلاش و کوشش دانشمندان و احاطه به این قوانین، امکان می دهد که بشر از راز هستی پرده‌برداری کند که در این مختصر فقط یک استدلال ساده از پرفسور ادموند کارل کورنفلد ( استاد و محقق شیمی لاستیک و داروهای ترکیبی آلی و تکامل شیمی آلی ) را می‏آوریم:
«پرفسور ادوین کانلین زیست‏شناس دانشگاه پرینستون غالباً می‏گفت: «احتمال پیدایش زندگی از تصادفات به همان اندازه است که در نتیجه حدوث انفجاری در یک چاپخانه، یک کتاب قطور لغت به وجود آید» من این بیان را بدون قید و شرط تأیید می‏کنم. من عقیده راسخ دارم که خدایی وجود دارد که جهان را خلق کرده و از آن نگهداری می‏کند... من خدا را خدایی ( می‏دانم ) که تمام کتب آسمانی از سوی وی نازل شده و در آن کتاب خود را به عنوان خالق و صانع جهان به بشر شناسانده و راه مستقیم حقیقت را به او نشان داده است... من اجازه می‏خواهم تا از چگونگی تأثیر شیمی آلی که در تقویت ایمان من بسیار مؤثر افتاده شمه‏ای بیان کنم. ما وجود یک حکمت عالیه را برای خلقت طبیعت قبول می‏کنیم، و الاّ باید بگوییم که این جهان و طبیعت که ما آن را ادراک می‏کنیم، فقط و فقط در نتیجه تصادف به وجود آمده است. برای کسی که شگفتی‏ها و رموز و نظم و ترتیب شیمی آلی را مخصوصاً در اجسام زنده دیده است، تصور به وجود آمدن جهان در نتیجه تصادف بسیار دشوار و محال است. هر قدر ما ساختمان ذره را بیشتر مطالعه می‏کنیم و واکنش‏های این ذرات را بیشتر زیر نظر قرار می‏دهیم به همان اندازه روشن‏تر درمی‏یابیم که یک عقل کل، نقشه عالم طبیعت را طرح و با اراده و مشیت خود آن را خلق کرده است. این فکر نتیجه تجربه شخصی من است و غالب اوقات که در آزمایشگاه، میان اجسام بی‏نهایت کوچک و فعل و انفعالات پیچیده و عجیب آنها کار می‏کنم، فکر عظمت و حکمت عالیه آفریدگار مرا مبهوت و متحیر می‏سازد.
فعل و انفعالات سلول حیوانی به قدری عجیب و پیچیده است که اگر کوچک‌ترین انحرافی در آنها روی دهد باعث بیماری حیوان می‏شود. واقعا عجیب است که سازمانی به پیچیدگی یک سلول حیوانی بتواند خود به خود به حیات و فعالیت خویش ادامه دهد. برای این کار حتماً وجود پروردگار فوق‏العاده حکیمی ضرورت دارد. من هر قدر بیشتر در آزمایشگاه‌ها به کار تجربی می‏پردازم، ایمانم راسخ‌تر و محکم‌تر می‏شود و نسبت به فکر و حال بعضی از همکاران بیدین خودم، در هر نقطه جهان که باشند، بیشتر می‏اندیشم. وضع آن ها در نظر من معمایی شده است که چگونه با مشاهده این همه دلیل بارز، باز نمی‏خواهند به وجود صانع اقرار کنند. در حالی که یک ماشین ساده ساخت بشری طراح و سازنده‏ای لازم دارد، چگونه ممکن است موجوداتی که هزاران مرتبه پیچیده‏تر و عجیب‏تر از آنند، صانعی نداشته باشند». (1)
سخنان این دانشمند، مربوط به برهان نظم است که به طور خلاصه نمی تواند یک مجموعه منظم حتی یک موجود بسیار کوچک به صورت تصادف و اتفاق به وجود آید، بلکه به سازنده و خالق حکیم و دانا تعلق دارد و پذیرش تصادف در خلقت آن قدر بی دلیل است که مانند پذیرش به وجود آمدن یک کتاب فلسفی و عملی دقیق با انفجار یک کارخانه چاپ کتاب.
همین مقدار از شناخت می تواند ما را موظف به اعتقاد و باور اولیه نسبت به خدا و انجام احکام و دستورهای او نماید. اما نکته اساسی و مهم در پاسخ به سؤال این است که: بی تردید شما همانند ما قبول دارید که از بزرگ ترین نعمت های انسان، نعمت عقل است. یقینا این نکته را هم می پذیرید که افکار، باورها و اعمال انسان ضرورتا باید مطابق با عقل و عقل پسند باشد، از این رو بدون هیچ دلیل بدیهی، نمی توان قضاوت عقل را پشت سر انداخت و به آن بی توجهی کرد.
از طرف دیگر، مسلم است که در آموزه ها و معارف عقلانی، تنها اثبات نیست که دلیل می خواهد بلکه انکار این امور نیز باید مستند به براهین و دلایل عقل پسند باشد. تنها انسان های شکاک هستند که برای اثبات یا انکار به دلیل نیاز ندارند که بی تردید شما جزء این دسته از افراد نیستید.
با توجه به این دو مقدمه باید گفت که مسلما وقتی عقل انسان با این حقیقت مواجه می شود که عده ای که خود را پیامبر معرفی می کنند، معارفی نو برای بشر آورده اند از جمله باور به خدا و قیامت و مانند آن و مدعی اند پیروی از آنها و باور به توحید و نبوت و معاد، به سعادت دنیا و آخرت و انکار آنها به شقاوت دنیا و آخرت می انجامد، عقل ضرورتا حکم می کند که حداقل برای دفع ضرر محتمل، باید در این امور تحقیق نمود و در صورت حکم به صحت آنها، به آنها اعتنا پیدا کند.
لذا اعتقاد به خدا و قیامت، مسایل پیش پا افتاده و بی اهمیتی نیستند که بتوان به راحتی از کنارشان گذشت و بدون اعتقاد به هیچ دلیلی آن ها را انکار کرد. چنانکه گفته شد به حکم یقینی عقل در این امور هم اثبات نیازمند دلیل است و هم انکار.
بنا بر این شما حداقل برای این که نزد عقل خود، به خاطر باور به افکاری خاص، موجه باشید، لازم است باورهای خود را مستند به دلایل و براهین محکم عقلی کنید. این کار مستلزم آن است که دلایل عقلی اثبات این آموزه ها را بشنوید، در آن ها تأمل کنید و بیندیشید. آنگاه به نتیجه گیری مستند به حکم عقل برسید که باید به این امور باور داشت یا خیر.
به علاوه اشاره به اين نكته خالي از لطف نيست كه اعتقاد به خدا و دين از جنبه رواني مايه آرامش و نشاط در زندگي انسان مي شود. ويليام جيمز كه به پدر روانشناسي معروف است اعتقاد داشت كه زندگي در پرتو مذهب داراي دو صفت بارز و مهم است.
اول اين كه زندگي طعمي مي يابد كه رحمت محض است و سرشار از نشاط مي شود و همراه با بهجت دليرانه مي گردد.
دوم اين كه اطمينان و آرامش باطني به وجود مي آيد كه از جمله آثار آن احسان و از خود گذشتگي است.
اعتقادات ديني به زندگي انسان معنا مي دهد؛ در حالي كه دوري از خداوند باعث ياس، سردرگمي، شرمساري، نااميدي و افسردگي مي گردد. (2)

پی‌نوشت‌ها:
1. كلور مونسما، جان، اثبات وجود خدا، احمد آرام و ديگران، نشر علمي و فرهنگي، تهران،1387ه.ش، ص 230 ـ 227.
2. احمدي، سيد احمد، مقدمه اي بر مشاوره و روان درماني، دانشگاه اصفهان، اصفهان، 1385ه.ش.