با سلام
همانطور كه همه ما مسلمانها اعتقاد داريم پيامبر اسلام از طرف خداوند و توسط جبرئيل در سن 40 سالگي به پيامبري مبعوث گرديد . و همه ميدانيم كه خداوند متعال طي 23 سال احكام و دستورات تعالي دهنده بشر را در كتاب قران به بشر عرضه نمود بگونه اي كه حجت را بر بشر تمام كرد و بطوري كه جواب تمامي سئوالات را در اين كتاب مي توانيم پيدا نمائيم.
خداوند متعال در اين كتاب مقدس بر همه موضوعات از احكام طهارت گرفته تا ديه و بسياري مسائل ديگر را صراحتا اشاره نموده است حتي در جايي فرموده "تبت يدا ابي لهب و تب" و نام منحوس اين كافر را در اين كتاب بزرگ برده است.
حال سئوال اينجا مطرح است كه خداوند متعال چرا در يك آيه، نه حتي در يك سوره بحث بزرگ و مورد اختلاف دو دسته بزرگ مسلمين(فرق اسلامي) را مطرح نكرده است؟ آيا "نعوذ بالله" براي خدا كار سختي بود كه در يك آيه صراحتا نه با اشاره به مردم اعلام نمايد كه اي مردم بعد از محمد(ص) علي جانشين اوست و لا غير؟
موضوع دوم كه در ادامه همين مبحث مي آيد اينست كه : از آنجاييكه منصب پيامبري يك منصب آسماني است و نه زميني، بفرض اينكه خداوند جانشيني تعيين نكند آيا صحيح است كه پيامبري خودش براي خودش جانشين تعيين نمايد. منظورم اينست كه مگر منصب پيامبري مانند منصب پادشاهي است كه او(پيامبر) هم براي خودش جانشين انتخاب نمايد؟
و در واقع اصل سئوال اينجاست كه مسئله به اين مهمي چرا در كاملترين دين خدا داراي ابهام است؟
ضمنا اينجانب حديث ثقلين و آيه تطهير و "اولي الامر" را هم مي دانم .

پرسش: آيا هنوز هم بايد منتظر جواب بمانم ؟
شرح : با سلام همان طور كه همه ما مسلمان ها اعتقاد داريم پيامبر اسلام از طرف خداوند و توسط جبرئيل در سن 40 سالگي به پيامبري مبعوث گرديد . و همه ميدانيم كه خداوند متعال طي 23 سال احكام و دستورات تعالي دهنده بشر را در كتاب قران به بشر عرضه نمود بگونه اي كه حجت را بر بشر تمام كرد و بطوري كه جواب تمامي سئوالات را در اين كتاب مي توانيم پيدا نمائيم. خداوند متعال در اين كتاب مقدس بر همه موضوعات از احكام طهارت گرفته تا ديه و بسياري مسائل ديگر را صراحتا اشاره نموده است حتي در جايي فرموده "تبت يدا ابي لهب و تب" و نام منحوس اين كافر را در اين كتاب بزرگ برده است. حال سئوال اينجا مطرح است كه خداوند متعال چرا در يك آيه، نه حتي در يك سوره بحث بزرگ و مورد اختلاف دو دسته بزرگ مسلمين(فرق اسلامي) را مطرح نكرده است؟ آيا "نعوذ بالله" براي خدا كار سختي بود كه در يك آيه صراحتا نه با اشاره به مردم اعلام نمايد كه اي مردم بعد از محمد(ص) علي جانشين اوست و لا غير؟
پاسخ:
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
خداوند حکیم نازل کننده قرآن است که همه کارهایش از روی حکمت می باشد و ما کوچک تر از آنیم که به حکمت کارهای خدا دست یابیم. آنچه قطعی است این که خداوند حکیم و هدایتگر برای راهنمایی بشر به شاهراه سعادت، از هیچ اقدام لازمی فرو گذار نکرده است .تعیین و معرفی امام یکی از این اقدام های لازم است که هم در تعیین و هم در معرفی امام آنچه لازم بوده ، انجام داده و حجت را تمام کرده است.
اما این که چرا نام امامان در قرآن نیامده، وجوه مختلفی به ذهن می رسد. شاید یکی از وجوه آن، امتحان و ابتلا باشد. یکی از سنت های خداوند سنت امتحان و ابتلا است. خدا بندگان را به فتنه و گرداب های امتحان می اندازد تا گمراهی طلبان از حق جویان مشخص گردند و به دست بهانه جویان ، بهانه می دهد تا مومنان واقعی آشکار گردند.
یکی دیگر از وجوه آن شاید تدبیر خدا برای در امان ماندن قران از دستکاری و تحریف باشد. معمولا بین ایمان آورندگان، افرادی هستند که از سر ترس و یا به امید منفعت و... ، اظهار ایمان کرده و منتظر مرگ پیامبر هستند تا بعد از وفات ایشان به عنوان پیروان او، وارث وی گردند و جریان را به قهقرا بر گردانند. اگر نام جانشین و جانشینان و مطالب مربوط به جانشینی به صراحت و وضوح تمام در کتاب خدا ذکر شده باشد ، آنان مجبور می شوند به تحریف و کتمان کتاب خدا اقدام کنند ؛ اما اگر این مسائل در کتاب خدا به صراحت نیامده باشد ، مجبور به تحریف کتاب نمی شوند. برای روشن شدن مطلب مثالی ذکر می کنیم.
در کتاب خدا آیات فراوانی آمده که تکلیف جانشینی را معلوم می کند از جمله آیه ولایت: انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا الذین یقیمون الصلاة و یؤتون الزکاة هم راکعون(1)
در این جا اگر خداوند مصداق "الذین آمنوا الذین یقیمون الصلاة و یؤتون الزکاة و هم راکعون " را ذکر می کرد و می فرمود " انما ولیکم الله و رسوله و علی"، مخالفان چاره ای جز کتمان یا تحریف این آیه نمی دیدند ولی وقتی اوصاف ذکر شد، می توانند توجیه کنند و نیازی به تحریف نمی بینند.
آیه نازل می شود که اهل بیت پیامبر به اراده خدا مطهر و معصوم هستند:" انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا"(2) ، در این جا اگر خداوند اهل بیت را به نام ذکر می کرد ، مخالفان برای کنار زدن آنان و... چاره ای جز کتمان این آیه نمی دیدند ولی وقتی اهل بیت در قرآن نام برده نشده باشند ، می توان آیه را توجیه کرد و آنان را کنار زد.
اما برای اینکه هدایت طلبان در گمراهی نمانند و حجت بر گمراهی طلبان تمام شود ، خداوند رسولش را ماموریت داده تا این مواضع مجمل را روشن کند و توضیح دهد . اعلام کرده که رسول مبین و مفسر قرآن است . با توجه به اعلام الهی ، مؤمنان به رسول مراجعه کرده و مراد الهی را می یابند.اما گمراهی طلبان به خواست خود به تفسیر و توضیح آیات اقدام می کنند.
یک نمونه تاریخی تا حدود زیادی این توجیه را تایید می کند . رسول خدا در روزهای اخر عمر در جمع اصحاب فرمود : "لوح و دواتی بیاورید تا چیزی برایتان بنویسم که پس از آن هرگز گمراه نشوید."
در این جا با توجه به موضع گیر ها و سخنان قبلی پیامبر، همه متوجه شدند که رسول خدا می خواهد چه بنویسد،چون همین چند روز پیش بود که در منا و در غدیر خم فرمود :
بین شما دو چیز به جا می گذارم که تا بدان دو متمسک باشید از گمراهی در امانید؛
معلوم بود که سخن امروز ایشان هم راجع به همین دو چیز ارزشمند و هدایتگر خواهد بود. ولی کسانی نمی خواستند این مطلب دوباره نوشته شود، کلام پیامبر را "هذیان" خواندند و پیامبر هم از نوشتن منصرف شد. (3)
این واقعه به خوبی نشان می دهد که اگر نام جانشینان پیامبر در قرآن آمده بود ، چاره ای جز تحریف و کتمان آیات یا انکار وحیانیت آن نداشتند.
اینها احتمال هایی است که به ذهن می رسد و حکمت اصلی ذکر نشدن نام امامان در قرآن را فقط خدا می داند.
پی نوشت ها:
1. مائده (5)،آیه55.
2. احزاب (33)،آیه 33.
3. ر. ک: رهبری امام علی در قرآن و سنت(ترجمه المراجعات سید عبد الحسین شرف الدین)، ترجمه محمد جعفر امامی ،ص496 ، چهارم، تهران، شرکت چاپ و نشر بین الملل، 1383 شمسی به نقل از شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید،ج3،ص97.

پرسش:
از آن جايي كه منصب پيامبري يك منصب آسماني است و نه زميني، به فرض اينكه خداوند جانشيني تعيين نكند، آيا صحيح است كه پيامبري خودش براي خود جانشين تعيين نمايد؟مگر منصب پيامبري مانند منصب پادشاهي است كه او(پيامبر) هم براي خودش جانشين انتخاب نمايد؟ مسئله به اين مهمي چرا در كامل ترين دين خدا داراي ابهام است؟ ضمنا اينجانب حديث ثقلين و آيه تطهير و "اولي الامر" را هم مي دانم .
پاسخ:
پيامبر به خودي خود جانشيني براي خود انتخاب نمي نمايد . خداوند است كه انبيا و اوليا را تعيين و نصب مي نمايد . پيامبران و امامان قبلي تنها واسطه انتقال اين انتخاب و معرفي فرد بعدي به مردم هستند ؛ البته اگر بر فرض اين مسئوليت بر عهده پيامبر نهاده شود ،پيامبر از طريق علم الهي و ارتباط خود با عالم غيب مي داند كه برترين و مناسب ترين فرد براي احراز اين مسئوليت كه مورد رضايت خداوند است كيست و انتخاب او بشري و خطا پذير نيست .
اتفاقا در طول حيات پيامبر هم مواردي پيش آمد كه پيامبر به اين نكته تصريح فرمود و انتخاب جانشين براي خود را از عهده خويش خارج دانست . در تاريخ نقل شده در چند مورد برخي از قبائل عرب بعد از مذاكره با حضرت شرط اسلام آوردن و حمايت خود از مسلمانان را اين گونه عنوان مي نمودند كه بعد از حضرت جانشيني ايشان با قبيله آنان باشد كه حضرت رسول صلي الله عليه و آله و سلم در پاسخ اين آيه را تلاوت مي فرمود : « الله اعلم حیث یجعل رسالته ؛ (1) خداون آگاه تر است كه رسالت خود را در كجا قرار دهد » .
چنان كه در پاسخ عامر ابن الطفیل فرمود : ليس ذلك لك و لا لقومك و لكن ذاك إلى الله تعالى يجعل حيث يشاء؛ (2) اين امر نه براي تو و نه فردي از قوم تو نخواهد بود. اين امر به دست خداوند است كه برای هر كه بخواهد آن را قرار مي دهد » .

پي نوشت ها :
1. انعام (6) آيه 124.
2. علامه مجلسى، بحار الأنوار، مؤسسة الوفاء بيروت - لبنان، 1404 ه ق ، ج 18 ، ص 85.