بنام خدا
سلام
من داراي مشكلات بيشماري از جمله سردرد و بي خوابي شديد و سوزش پاها و كمر هستم و سرم هم جهنمي است از افكار گناه. كه هر چه استغفار لفظي مي گويم جواب هنوز نگرفتم و افكار گناه بسيار بيشماري در سرم هست براي از بين بردن همه اين موارد به روانشناس و روانپزشك و متخصص ديني و دعا نويس و هر جور آدمي كه غفكر كنيد رفته ام . هر كس هم يك نظر خواستي مي دهد به من. آخر به اين نتيجه رسيده ام كه فقط خود خداو ائمه و پيغمبر است كه مرا مي توانند نجات بدهند . من دنبال كسي مثل بهجت هستم كه با امام زمان در ارتباط باشد تا شايد جواب من را بتواند بدهد . آيا شما مي توانيد به من كمك كنيد؟
پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این
با توجه به اطلاعاتی که در باره مشکل خود به ما ارائه داده اید، شما دارای اختلال وسواس فکری که از جمله اختلالات اضطرابی است می باشید. شما باید در رابطه با درمان خود ابتدا به یک روانپزشک مراجعه نمایید تا وی با تجویز چند قرص ساده شما را قادر بر کنترل افکارتان نماید و بعد از قدرت پیدا کردن به کنترل نسبی افکارتان باید به یک روان درمانگر و یا روانشناس بالینی مراجعه نمایید، تا وی با توجه به علوم و تجاربی که دارد به درمان شما اقدام نماید، وی ابتدا با آموزش ریلکسیشن به شما، شما را قادر می سازد که به رفع تنیدگی و آرام سازی خود بپردازید. و از این طریق بسیاری از بیماری جسمی که در پرسشتان به آنها اشاره کرده اید از وجود شما رخت بر می بندد. زیرا آنچه را که از بیماریهای جسمی ذکر نمودید ریشه روانی دارد و با روش آرام سازی عضلانی محو می گردد. و سپس با آموزش کنترل فکر و اقداماتی از این قبیل شما را بر کنترل و افکار نا خواسته توانا می سازد.
البته ذکر یک نکته در رابطه با احساس گناه ضروری به نظر میرسد و آن اینکه از جهت دینی واژه گناه بر رفتاری اطلاق می شود که در اختیار انسان باشد و انسان توانایی بر ترک و یا انجام آن را داشته باشد. در حالی که وسواس جبری است و چیزی که جبری است و در اختیار ما نیست گناهی برای آن نوشته نمی شود و خداوند مهربان عذابی برای آن در نظر نمیگیرد. پس بگذارید این افکار مزاحم هر چقدر که دلشان می خواهد بیایند و بروند و اصلا خود را در قبال آنها سرزنش نکنید و مسئول ندانید. و حساسیتی در قبال حضور آن ها در ذهنتان از خود نشان ندهید؛ زیرا هر چقدر که بیشتر حساسیت نشان دهید این افکار بیشتر به ذهن شما هجوم خواهند آورد. پس بهترین کار بی محلی و پذیرش این افکار به عنوان یک علل غیر اختیاری در وجود شما است همانند تنفس که خود می آید و خود می رود و شما در آن دخالتی نمی کند و یا همانند بول که وقتی آمد آن را رها می کنید که دفع شود و واکنش تندی در قبال آن انجام نمی دهید. پس همانطور که شما بخاطر آمدن بول احساس گناه نکرده و استغفار نمی کنید برای آمدن این افکار نیز نباید احساس گناه کرده و استغفار کنید، زیرا همانند بول آمدن آنها از قدرت شما خارج است. پس استغفار لازم نیست. توجه داشته باشید که این روشی است که شیطان با استفاده از آن بندگان خدا را به مسخره می گیرد.
بیاد داشته باشید آنچه که شما به نتیجه خواهد رسانید مداومت در درمان و انجام تمارین بصورت مداوم است که روان درمانگر به شما به عنوان تمارین خانگی ارائه می نماید، پس اگر خدای نکرده در انجام تکالیف کوتاهی کردید و درمان شما با اشکال مواجه شد گناه را گردن درمانگر نیندازید و نگوئید که هر جا رفته ام نتیجه نگرفته ام زیرا مشکل شما مشکل حادی نیست و روزانه انسانهای مختلفی در سراسر جهان با آن دست به گریبان می شوند و سپس به درمانگر مراجعه می کنند و بعد از انجام مراحل درمان با موفقیت درمان شده و به دامان زندگی عادی باز می گردند.
و اما در مورد قسمت دیگر پرسشتان که فرموده بودید:« من دنبال كسي مثل بهجت هستم كه با امام زمان در ارتباط باشد تا شايد جواب من را بتواند بدهد»؛ باید عرض نمایم که: خداوند حکیم به مقتضای حکمت خود بشر را آفریده و عقل را که در روایات ما از آن به عنوان هدایتگر و رسول باطنی یاد شده، به او ارزانی داشته و برای هر مشکل او، راهکاری معین فرموده است که انسان با کمک عقل به آن رهنمون میشود. مثلا در روایات بسیاری آمده است که خداوند شفای بیماران را در دارویی که پزشک تجویز می کند قرار داده است. مثلا روزی بیماری به حضرت رسول صلی الله علیه و اله و سلم مراجعه کرد و گفت مرا شفا دهید. پیامبر فرمود که: عسل بخورید تا خوب شوید آن شخص چند روز بعد آمد و گفت طبق فرمایش شما عسل خوردم، ولی خوب نشدم.
پیامبر فرمود: عسل را از کجا تهیه کردی؟ گفت: از بازار تهیه کردم . پیامبر فرمودند: باید آن را از پزشک می خریدی؛ زیرا خداوند شفای بیماری ها را در دارویی که پزشکان تجویز می کنند قرار داده است. و این بدین معنی است که طبق حکم عقل باید برای حل هر مشکل به متخصص آن مراجعه کرد ؛مثلا وقتی جسم ما بیمار می شود، طبق حکم عقل - که هدایتگر باطنی ما است - باید به پزشک مراجعه نماییم و وقتی روان مان بیمار می شود، باید به روان پزشک مراجعه نماییم و یا مثلا وقتی اتومبیل مان خراب می شود باید به مکانیک مراجعه نماییم و اگر مشکلی در حکم شرعی پیدا می کنیم باید به فقیه مراجعه نماییم، و انتظار این که در این گونه مواقع دستی از غیب بیاید و ما را نجات دهد فکری بسار خطا و مخرب است. زیرا خداوند همانگونه که درد را آفریده، دوای آن را هم معین ساخته است. در حقیقت خداوند هر متخصصی را در فن خود پناهگاهی برای نیازمندان به تخصص او قرار داده و عقل را راهنمایی قرار داده که ما را به متخصص فن ارجاع می دهد و اگر غیر این می بود نظام زندگی بشر بهم می ریخت و همه انسانها سرگردان شده و رو به اضمحلال می گذاشتند. اگر همه کسانی که مشکلات جسمی مانند سردرد و بي خوابي شديد و سوزش پاها و كمر داشتند و یا مشکلات دیگری از قبیل وسواس فکری که اختلال روانی است داشتند به دنبال کسانی مثل آقای بهجت بودند تا بیماریشان را شفا دهد، باید ميلیون ها سال در نوبت می نشستند!!!! تا نوبتشان برسد که با آن ها دیدار کرده و مشکلشان را با آن ها در میان بگذارند!! زیرا همانطور که می دانید جمعیت کره زمین از مرز هفت ميلیارد نفر گذشته است و تعداد افرادی مثل آقای بهجت بسیار بسیار محدود است. پس مصلحت این که خداوند شفای هر مشکلی را به متخصصین فن واگذار کرده برای این است که نظام زندگی برهم نخورد و مشکلات افراد براحتی حل گردد و به یاد داشته باشید که در هنگام بروز یک مشکل و بیماری باید در قدم اول متخصصی را که حل این مشکل به او مربوط می شود را به کمک عقل خود و مشورت با دیگران که آن هم حکم عقل است بیابید و سپس با مراجعه به او مشکل خود را براحتی حل نمایید. و از افکار غیر معقول و منطقی پرهیز نمایید! زیرا این گونه افکار که از القائات شیطان محسوب می شود و پایانی جز افسردگی و ناامیدی از رحمت حق در پی ندارد.






