باسلام.
حضرت علی علیه السلام فرمودند:
همه چیز دنیا، شنیدنش بزرگتر از دیدنش میباشد و همه چیز آخرت، دیدنش بزرگتر از شنیدنش میباشد؛ پس باید برا ی شما کفایت نماید شنیدن، به جای دین و خبر، به جای غیب.
مقصود امام از این کلامشان چیست؟ لطفا قدری توضیح دهید.

پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباط تان با این مرکز
حدیث این است:
« كُلُّ شَيْ‏ءٍ مِنَ الدُّنْيَا سَمَاعُهُ أَعْظَمُ مِنْ عِيَانِهِ وَ كُلُّ شَيْ‏ءٍ مِنَ الْآخِرَةِ عِيَانُهُ أَعْظَمُ مِنْ سَمَاعِهِ فَلْيَكْفِكُمْ مِنَ الْعِيَانِ السَّمَاعُ وَ مِنَ الْغَيْبِ الْخَبَر(1) ؛همه چيز دنيا شنيدنش مهم تر از ديدن آن است ، در حالى كه همه چيز آخرت، ديدنش از شنيدنش مهم تر است!»
اين يك واقعيت است كه مواهب مادى همچون سراب است. از دور جلوه خاصى دارد، ولى هنگامى كه انسان به آن مى‏رسد ، مطلب ارزشمندى نمى‏يابد. قصرها و كاخ‏ها، ثروت‏ها و قدرت‏ها، لذات و خوشى‏ها همه دورنماى خوبى دارند، ولى هنگامى كه انسان به آن مى‏رسد و مشكلات آن را مى‏بيند ، گاه شديداً وحشت مى‏كند و آرزو مى‏نمايد اى كاش هرگز به آن نرسيده بود.
اين در حالى است كه در باره نعمت‏هاى گسترده خداوند در قيامت مى‏خوانيم: «اعْدَدْتُ لِعِبادِي مَا لَا عَيْنٌ رأَتْ وَ لَا اذُنٌ سَمِعَتْ وَ لَا خَطَرَ عَلَى‏ قَلْبِ بَشَرٍ؛ براى بندگان خود نعمت‏هايى آماده كرده‏ام كه هيچ چشمى نديده و هيچ گوشى نشنيده و به فكر انسانى خطور نكرده است» حتى گاه لذاتى را كه انسان در لحظات خاصى از مناجات پروردگار و احساس قرب او در دنيا پيدا مى‏كند، مى‏بيند با هيچ زبان و بيانى قابل توصيف نيست.
در ادامه سخن اضافه مى‏كند: «حال كه چنين است، مى‏بايست شنيدن (حقايق مربوط به آخرت به وسيله پيامبران و اولياء اللَّه) شما را از ديدن آن بى‏نياز سازد، همچنين اخبار آن ها از آنچه در پشت پرده غيب پنهان است» (فَلْيَكْفِكُمْ مِنَ الْعِيَانِ السَّمَاعُ، وَمِنَ الْغَيْبِ الْخَبَرُ).
تا انسان در زندانِ تن و در خانه تنگ و تاريك دنيا قرار دارد ،نمى‏تواند جهان بيرونِ از آن را بنگرد، از اين رو چاره‏اى جز اين نيست كه براى درك اوضاع و شرايط آخرت به خبر رسانى اين بزرگواران قناعت كند.(2)
پی نوشت ها:
1.محمد دشتی وکاظم محمدی،المعجم المفهرس نهج البلاغه،ناشر موسسه امیر المومنین ،قم،چاپ6 ،زمستان 1375 ص 60؛ مكارم شيرازى ،‏ پيام امام اميرالمؤمنين،ج5 ،ص81.
2.مكارم شيرازى ،‏ پيام امام اميرالمؤمنين،ج5 ،ص110.