ما سوي الله چه مفهومي دارد؟ چيست؟ آيا وجودي غير از خدا قابل موجوديت است؟ آبا منظور خلايق اند؟ در اين صورت آيا خدا بخشي از خلايق است؟

با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با اين مرکز
اصطلاح ماسوي الله در واقع تعبير ديگر از غير خدا و ساير موجودات است، چون ماسوي به معناي غير است و مراد از ماسوي الله يعني غير خدا.
غير خدا موجودي ديگر قابل موجوديت است؟
بر اساس مباني وحياني و عقلي همه موجودات نظام هستي حقيقتا موجود‌اند و بهره‌اي از وجود دارند و شأن موجوديت دارند و قابل موجوديت‌اند، و واقعا موجود اند، نه اينكه وجود موهوم داشته باشند ،بلكه وجود عيني و حقيقي دارند، ولي در عين حال مخلوق‌اند و آفريدگاري دارند. خداوند آن ها را خلق كرده و به تعبير فلسفي وجودشان وجود فقري و عين ربط و وابسته به آفريدگار هستي است . از باب تمثيل و تقريب به ذهن مثل موجودات هستي نظير شعاع آفتاب به آفتاب است كه واقعا وجود دارند، ولي عين ربط وابستگي به آفتاب است . جلوه و ظهور و پرتوي آفتاب است . اگر آني و كم تر از آني كه لفظي براي بيان مطلب وجود ندارد، آفتاب نباشد، تمام نور و شعاع‌هاي آن‌ نيز وجود ندارد و معدوم ‌اند. (1)
اگر در آموزه‌هاي عرفاني گفته شده كه غير خداوند قابل موجوديت نيست و وجود ندارد ، مراد نفي موجودات نيست، زيرا همان سفسطه است كه بطلان آن بديهي است، بلكه مراد اين است كه موجودات ممكن الوجود و ماسوي، وجود و هستي‌شان عين ربط به وجود حق تعالي است. وجود استقلالي ندارند . هستي آن‌ها جلوه و شعاعي از هستي بي‌كران حق تعالي است. در عرفان كثرت نفي نشده ،بلكه كثرت از بود به نمود تنزل داده شده ؛ وجود استقلالي‌شان نفي گرديده است. (2)
خداوند بخشي از خلايق نيست ،بلكه خداوند خالق و آفريدگار آن‌ها است. وجود خداوند وجود واجبي است . وجود خلايق وجود امكاني است. وجود امكاني به تعبير فلاسفه عين فقر و وابستگي به علت است ،در حالي كه وجود خالق منزه از علت است و نيازي به آن ندارد.
امام باقر (ع) فرمود: « ان الله خلو من خلقه، و خلقه خلو منه و كلما وقع عليه اسم شيء فهو مخلوق ماخلا الله ؛ (3) خداوند غير از خلقش و خلق غير از او هستند. هر چيزي بر آن اسم شيء اطلاق مي‌شود، آفريده و مخلوق است. غير از خداوند كه خالق و غير مخلوق و منزه است».
پي‌نوشت ها:
1. آموزش فلسفه، ج2، ص342، نشر سازمان تبليغات اسلامي، 1368ش .
2. آموزه‌هاي عرفاني از منظر امام علي، ص120، نشر بوستان كتاب، قم، 1384ش .
3. اصول كافي، ج1، ص82، نشر دار الكتب الاسلاميه، تهران، بي‌تا .