من يه مشكلي دارم كه هرچي دعاميكنم هرچي نذرو نيازميكنم حتي جالب بدونيداين نيازمبرم روحي وجسمي خودم رادرون حرم هاي امامان زيادي همچون امام حسين حضرت علي امام رضا امام هادي وعسگري امامين كاظمين مطرح كردم وازان انوار عاجزانه درخواست شفاعت وواسطه گري پيش خداكردم خودم مستقيم شبهاي قدر پيش خدارفتم وازخدا حاجتم راخواستم اماهيچ نتيجه اي نداشت جزاينكه ازخداكه پنهون نيست ازشماچه پنهون كه بدبين به همه مقدسات خودم شدم پرخاشگر شدم نااميدشدم دلسردشدم وديگه دارم اون اعتقادات پاك قبل خودم رااز دست ميدم لطفاازحكمت ومصلحت وقسمت واين جور تك وتعارف دست برداريد كه گوشم پرازاين حرفهاودلم چركه ازاين صحبت هاست لطفامناراهنمايي كنيدكه بااين بيچارگيم چه طوري كناربيام باتشكراز سايت خوبتون وراهنماييهاي ارزشمندتون

پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
توجه شما به امور معنوی و اعتقادی نظیر دعا و توسل به اهل بیت عصمت و طهارت ، امری به حق و به جا و طبق فطرت پاک انسانی بوده و قابل تقدیر است.
نامه شما را خواندم . به نکات متعددی اشاره کرده ای که در حول این مسئله است که چرا حاجت من برآورده نمی شود؟
بر خلاف نظر خودت، شما را فردی مومن و معتقد دیدم؛ البته در بعضی از موارد باید قدرت صبر و تحملت را تقویت نمایی تا در مقابل وسوسه های شیطانی بر اینکه خداوند حاجت تو را نمی دهد ،تاب بیاوری.
در هر صورت از اين كه به ما اعتماد كرديد و مشكل خود را صادقانه با ما در بيان گذاشتيد خرسنديم. صداقت در گفتار حاكى از ضمير و فطرت پاك شماست و نشان مى دهد نمى خواهيد اعتقادات خود را از دست بدهید. اين حالت علامت ايمان و اعتقاد قوى به ارزش هاى الهى و انسانى است . در اين جا لازم مى دانيم به عنوان مشاوری امين و دلسوز دو نکته را خدمت شما عزیز گرامى عرض كنيم:
1. خواسته اید که شما را راهنمایی کنیم؛ این امر چگونه ممکن است در حالی که خود گفته اید : "از حكمت و مصلحت و قسمت و اين جور تك و تعارف دست برداريد كه گوشم پر از اين حرف ها و دلم چركه از اين صحبت هاست"؟
چگونه برایتان بنویسم در حالی که خود شما قلم من را گرفته اید ؟!
و چگونه از قسمت و مصلحت ننویسم وقتی قرآن کریم می فرماید :
« چه بسا از امری اکراه داشته باشید، در حالی که خیر شما در آن است، یا چیزی را دوست داشته باشید و حال آن که شر و بدبختی شما در آن است. خدا می داند و شما نمی دانید »؟! (1)
2. متاسفانه تنها نوشته اید: "من يک مشكلي دارم كه هر چي دعا مي كنم هيچ نتيجه اي نگرفته ام ."
از شما می پرسم چگونه راهنمایی کنم در حالی که به نوع مشکل خود اشاره نکرده اید ؟چگونه شما را کمک کنم که با بی چارگی تان ( به گفتهء خودتان) کنار بیایید که نمی دانم بیچارگی تان چیست ؟! چه بسا مشکل شما حل شود و نیازی به کنار آمدن با آن نباشد !!
بهتر بود قدری از وضعیت و مسئله و مشکل خود نیز می نوشتید تا بتوانم راهنمایی بیشتری داشته باشم و پاسخ مناسبی بدهم .
سخن را به درازا نمی کشانم و قلم را به دست شما می دهم تا شما بنویسی و از مشکلت بگویی، شاید این بار دست مرا باز کردی و اجازه دادی درباره آن چه باید بنویسم ، قلم را حرکت دهم و شما نیز با دقت آن را بخوانی و واقعیت را باور کنی و با آن کنار بیایی.
منتظر نامه بعدی شما هستم. موفق باشید

پی ‌نوشت‌:
1. بقره (2) آیه 216.