1:آیا اجنه و شیاطین میتوانند با انسان رابطه برقرار کنند؟ چون میگویند سران شیطان پرستها با آنها رابطه دارند.(انها را میبینند)آیا زمان حضرت سلیمان اجنه بر دیده مردم اشکار شده اند؟ و در سوره دخان داریم که در قیامت یا آخرالزمان آنها آشکار میشوند.منظور قیامت است یا ظهور امام عصر(عج)
2:منظور از جادو و جادوگری چیست و چرا حرام شده؟
پرسش 1:
اجنه و جادو
شرح :
1. آيا اجنه مي توانند با انسان رابطه برقرار کنند؟ چون مي گويند سران شيطان پرستها با آنها رابطه دارند.(آنها را مي بينند)
پاسخ:
جن موجودي است ناپيدا و غير محسوس، ليكن گاهي با بعضي انسان ها ارتباط بر قرار مي كنند.
ارتباط با اجنه امري ممكن است و در قرآن كريم در مورد حضرت سليمان نقل شده است كه از جمله نعمتهاي الهي كه به حضرت داده شده اين بود كه جن تحت فرمان او بودند: "سپاهيان سليمان، از جن و آدم و پرنده گرد آورده شده بودند".(1) نيز وارد شده كه: "برخي از جن پيش روي او به اجازه پروردگارش كار ميكنند".(2)
اين آيات بيانگر امكان ارتباط با جن بوده و جن ميتواند با برخي انسانها ارتباط برقرار نمايد.
از آن جا كه ميان جنيان، كافر و مؤمن وجود دارد، گاهي ارتباط جن كافر و مشرك باعث افزايش طغيان و گمراهي برخي انسانها ميشود، چنانكه قرآن ميفرمايد: "مرداني از بشر به مرداني از جن پناه ميبردند و آنها سبب افزايش گمراهي و طغيان ميشدند".(3)
از عبدالله بن مسعود سؤال شد: آيا كسي از شما ياران پيامبر (ص) در حوادث شب جن خدمت حضرت بوديد؟ گفت احدي از ما نبود. ما شبي در مكه پيامبر (ص) را نيافتيم، ترسيديم پيامبر(ص) را كشته باشند. به جستجوي حضرت در درّه هاي مكه رفتيم، ناگهان ديديم از سوي كوه حرا مي آيد، عرض كرديم: كجا بودي؟ نگرانت بوديم، فرمود: دعوت كننده جن به سراغ من آمد،و من رفتم قرآن براي آن ها بخوانم.(4)
سدير صيرفي گويد:خواستم از مدينه به كوفه بازگردم. امام باقر(ع) به من سفارش هايي فرمود. از مدينه حركت كردم. در بين راه به منزل روحاء رسيدم، ناگهان مردي را در نزديكي خود ديدم كه به من اشاره مي كرد، گمان بردم تشنه است، ظرف آب را به وي دادم،گفت: نياز به آب ندارم، نامه اي به من داد كه مركّب مهر آن هنوز خشك نشده بود. ديدم مهر امام باقر(ع) است. چون متوجه آن مرد شدم كسي را نديدم. پس از چندي كه شرف ياب حضور امام(ع) شدم و ماجرا را از حضرت پرسيدم، فرمود: ما خدمتكاراني از جن داريم. چون بخواهيم كاري به فوريت انجام گيرد آن ها را مي فرستيم.(5)
يكي از مسائل مهم تسخير و در تحت فرمان در آوردن جن است كه اين امر ممكن است. عدهاي توانستهاند
جن را تسخير نمايند و به نتايجي رسيدهاند. مرتاضان و ساحراني هستند كه با رياضتهاي مخصوص (و اكثراً غير شرعي) بر انجام كارهايي قادر ميشوند.
اكثر اين گونه امور كه توسط مرتاضان از راههاي غير شرعي صورت ميگيرد، مورد تأييد اسلام نميباشد و مضرّات فراواني در پي دارد. احضار جن و تسخير آن در اسلام حرام شده است.(6) اين حرمت به خاطر مضرات آن است. در جامعه خودمان مشاهده ميكنيم كه عدهاي اين كار را منبع درآمدي براي خويش تلقي نموده و به بهانه ارتباط با جن، غيب گويي مينمايند و ادعا ميكنند كه از امور پنهاني خبر ميدهند. بسياري از اين امور صحيح نبوده و سوءظن و تهمت به افراد را در پي دارد.
اصل امکان ارتباط با جن ممکن است ولي بيشتر کساني که چنين ادعائي دارند دروغگو و حقه بازند و مي خواهند مردم را فريب دهند و به اهداف شيطاني خود برسند . شيطان پرستان نيز براي فريب هوداران خود وجذب افراد نا آگاه چنين ادعائي را مطرح مي کنند .
براي مطالعه در زمينه جن به كتاب زير رجوع كنيد: جن و شيطان، نويسنده عليرضا رجالي تهراني، انتشارات بلوغ، قم.
پرسش 2:
منظور از جادو و جادوگري چيست و چرا حرام شده؟
پاسخ:
سحر در لغت به معناى کار لطيف، ظريف و عجيبى است که علّت آن مخفى است و در عرف شرع به کارى مىگويند که سبب و علّتش مخفى باشد و انسان خيال کند که واقعيت دارد، ولى خدعه و فريبکارى باشد .(1)
سحر را با جادو و کهانت به يک معنا مىدانند. سحرگاهي تصرّف در چشم بيننده است که چيزى را بر خلاف آن چه هست، به چشم او آورد و گاه کارى باشد که چيزى را بر خلاف صورت و جنس آن مصوّر سازد که غالباً همراه با نيرنگ و خدعه و تردستى و خيال پرورى است.(2)
سحر با توجه به اسبابش داراى اقسامى است که در ذيل به برخى از آن اشاره مىکنيم:
أ) سحر اسباب مادى محسوس دارد. اين سحر جزء علوم غريبه شمرده مىشود، مانند کسانى که به خوردن سم و مانند آن عادت کردهاند و سموم در آنها اثر نمىگذارد و اين کار غير عادى در اثر تمرين صاحبان اين حرفه انجام مىگيرد.
ب) سحر اسباب مادى غير محسوس دارد. در اين قسم ساحران کارهاى مادى خارق العاده انجام مىدهند. اين امور مستند به يک سلسله علل و اسباب طبيعى و مادى است، ولى در اثر سرعت عمل، محسوس ما نيست، مانند کار شعبده بازان.
ج) سحر با اسباب معنوى در ارتباط است. اين قسم در اثر قدرت اراده و روح است که مىتواند کار غير عادى نظير پيشگويى و ارائه غيب (خواه غيب مکانى و خواه غيب زمانى يعنى حادثهاى را که اکنون در آن مکان غايب يا حادثهاى را که در زمان آينده اتفاق مىافتد) انجام دهد. البته اين قسم گاهى مطابق با واقع است و گاهى مطابق با واقع نيست.
ارتباط با جنيان و يارى گرفتن از آنها در امور سحرآميز مىتواند از اين قسم باشد.
در برخى موارد، درست و نادرست بودن گزارشها براى اين است که روح از جهان تجرّد است و اگر سرگرمى روح از عالم طبيعت کم شود، به جهان خود که عالم غيب است سر مىزند و مىتواند از آن جهان ره آوردى داشته باشد، ولى چون معصوم نيست، گاهى بد مىفهمد و بد گزارش مىدهد و گاهى حق مىفهمد و حق گزارش مىدهد.(3)
اما بايد توجه داشت که برخى از ساحران که مدّعى سحر نوع سوّم اند، بازيگرانى بيش نيستند و در قوه خيال انسان تصرف مىکنند و بر آدمى اثر خيالى مىگذارند، يعنى گرچه سحر يک اثر واقعى بر آدمى مىگذارد، ولى اين اثر واقعى به صورت مستقيم نيست و دليلى بر وقوع آن نداريم، بلکه کانال اين اثر، قوّه تخيّل انسانها است. اين ساحران با کارهايى در خيال بيننده اثر مىگذارند و بيننده سحر اگر انسان ضعيفى باشد، بازار ساحران بسيار گرم خواهد بود، اما اگر انسان قوى باشد، خيال او به آسانى در اختيار ساحران قرار نمىگيرد.
به همين جهت است که سر و کار ساحران دغل باز هميشه با خردسالان يا افراد ساده لوح است. ساحر در خيال بيننده اثر مىگذارد و آن گاه خيال بيننده در خود او اثر مىگذارد و احساس رفتار خاصى در او ايجاد مىکند. هر چه خيال تلقين شده قوىتر باشد، اثرش روى فرد بيننده قوىتر است.
علت امر آن است که انسان از آن جا که کارهايش را با اراده انجام مىدهد، ارادهاش بر علم او متّکى است. در واقع شخصى به مقتضاى علمش اراده مىکند. در اين حال فرقى نمىکند که علم او مطابق با واقع و حقيقى باشد يا اين که تخيّلى و خلاف واقع باشد. در هر صورت بر اساس آن علم، عمل مىکند، مثلاً اگر مار و عقرب در کنار شخصى که تا کنون آن را نديده و نشناخته است بگذرد، هيچ گاه نمىهراسد و فرار نمىکند. انسان وقتى مىترسد که چيزى را خطرناک بداند. بر اين اساس اگر ريسمانى را ببيند و خيال کند که مار است، از آن مىترسد و فرار مىکند، در حالى که در واقع مارى وجود ندارد.
ساحر دغل کار نير با تصرف در قوه خيال آدمى او را وادار مىسازد بر اساس تخيلات غير واقعى و حقيقى حرکات و اعمالى را انجام دهد که منشأش صور خيالى است، نه چيز ديگر.(4)
از بررسى کلمه سحر و مشتقات آن در قرآن به اين نتيجه مىرسيم که سحر به دو بخش تقسيم مىشود:
أ) بخشى از سحر در حقيقت فريفتن، تردستى، شعبده بازى و چشم بندى است و حقيقتى ندارد، چنان که قرآن مىفرمايد: »ريسمانها و عصاهاى جادوگران زمان موسى در اثر سحر، خيال مىشد که حرکت مىکنند«.(5)
هم چنين آمده است: »هنگامى که ريسمانها را انداختند، چشمهاى مردم را سحر کردند و آنان را ارعاب نمودند«.(6)
ب) برخى از انواع سحر به راستى اثر مىگذارد. آيه 102 سوره بقره داستان هاروت و ماروت را بيان مىکند و مىفرمايد: آن دو سحر هايى را به مردم مىآموختند، ولى آنان که سحر را فرا مىگرفتند، بين مرد و همسرش جدايى مىانداختند: «فيتعلمون منها ما يفرقون به بين المرء و زوجه» يا «ويتعلمون ما يضرهم و لا ينفعهم؛ چيزهايى را که به آنان ضرر مىرساند و نفعى نمىبخشيد مىآموختند»
در اسلام از يادگيرى سحر و انجام دادن اعمال سحر و جادوگرى به شدت منع شده و از نظر تمام فقهاى اسلام ياد گرفتن و انجام اعمال سحر و جادوگرى حرام است. در ذيل به برخى از روايات معتبر اشاره مىکنيم:
على(ع) مىفرمايد: »کسى که سحر بياموزد، کم يا زياد، کافر شده است و رابطه او با خداوند به کلّى قطع مىشود«.(7)
يادگيرى سحر به قصد ابطال آن اشکالى ندارد، بلکه گاهى به عنوان واجب کفايى مىبايست عدّهاى سحر را بياموزند تا اگر مدّعى دروغگويى خواست از اين طريق مردم را اغفال يا گمراه کند، سحر و جادوى او را ابطال نمايد و دروغ مدّعى را فاش سازند.
يکى از ساحران و جادوگران که در برابر انجام عمل سحر، مزد مىگرفت، خدمت امام صادق(ع) رسيد و عرض کرد: حرفه من سحر بوده است و در برابر آن مزد مىگرفتم.
خرج زندگى من از همين راه تأمين مىشد و با همان درآمد، حج خانه خدا را انجام دادهام، ولى اکنون آن را ترک نموده و توبه کردهام. آيا براى من راه نجاتى هست؟
امام صادق(ع) فرمود: »عقده و گره سحر را باز کن، ولى گره جادوگرى مزن«.(8)
از اين حديث استفاده مىشود که براى گشودن گره سحر، آموختن و عمل به آن اشکال ندارد.
اما در مورد دليل حرمت سحر و جادو بايد گفت :
اين امر مي تواند متاثر از امور مختلفي باشد ؛ اولا چنان كه ذكر شد بسياري از شيوه هاي سحر و جادو به خودي خود اعمالي حرام و ناشايست است مانند كارهاي پليد و زشت و اهانت به مقدسات به جهت برقراري رابطه با شياطين ؛ ثانيا نتايج و پيامدهاي به كار بستن اين شيوه ها و راهكارها در اكثر موارد اموري معقول و مشروع نيستند ، در واقع كساني كه به اين امور متوسل مي شوند غالبا مقاصد و اهداف ناپسند و نادرستي دارند كه به شكل طبيعي و مشروع و معقول مي توانند به آن ها برسند و مسلما اين نتايج و راه هاي رسيدن به آن ها قابل تاييد نخواهد بود .
از طرف ديگر نفس به كار بردن اين اعمال و رفتارها بواسطه شيوه هاي غير عقلاني و مورد تنفر توده انسان ها هم به لحاظ فردي و هم به لحاظ اجتماعي موجب خروج انسان از مسير زندگي طبيعي عاقلانه و انساني مي شود و انگيزه تلاش و كوشش و همت براي كمال و موفقيت در امور مختلف را از فرد مي گيرد كه همه اين امور با اهداف بلند دين و شريعت در تضاد جدي است و مسلما شريعت اسلام با اين امور مخالف است ؛ در نتيجه سحر و جادو در همه انواع و اقسامش حرام شده است مگر به جهت رفع و برطف كردن سحر .
براى توضيح بيشتر رجوع کنيد به تفسير نمونه، ج 1، ص 377.
پينوشتها:
1. علامه مجلسي ، بحارالأنوار، ج 56، ص 277. انتشارات اسلاميه تهران بي تا .
2. سيد مصطفي دشتي، معارف و معاريف، ج 6، کلمه سحر، نشر دانش ،قم، 1376 ش
3. برگرفته از الميزان، علامه سيد محمد حسين طباطبايي، مؤسسه اعلمي للمطبوعات، ج 1، ص 327.
4. تفسير موضوعي قرآن کريم، آية اللَّه عبداللَّه جوادي آملي، مرکز نشر اسراء، قم، چاپ اوّل، بهار 1378، ج اوّل، ص 111 - 115.
5. طه (20) آيه 66.
6. اعراف (7) آيه 161.
7. وسائل الشيعه، ج 12، باب 25، از ابواب ما يکتسب به، حديث 7، ص 107.نشر دار الاحيا التراث العربي بيروت1412 ق
8. همان، حديث 1، ص 105.
9. بقره (2) آيه 102.
پرسش 3:
آيا شياطين مي توانند با انسان رابطه برقرار کنند؟
پاسخ:
@@
در باره رابطه انسان با شيطان
شيطان در وهله نخست هيچ تسلطي بر انسان ها ندارد . کار او فقط وسوسه و دعوت به گناه و زيبا نشان دادن زشتي ها و کوچک نشان دادن گناهان و جرأت بخشيدن بر گناه است:
«وَ قالَ الشَّيْطانُ لَمَّا قُضِيَ الْأَمْرُ إِنَّ اللَّهَ وَعَدَكُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَ وَعَدْتُكُمْ فَأَخْلَفْتُكُمْ وَ ما كانَ لِيَ عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطانٍ إِلاَّ أَنْ دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لي فَلا تَلُومُوني وَ لُومُوا أَنْفُسَكُم»؛ (1)
«و شيطان، هنگامى كه كار تمام مىشود، مىگويد: خداوند به شما وعده حق داد و من به شما وعده (باطل) دادم. پس تخلّف كردم. من بر شما تسلّطى نداشتم، جز اين كه دعوتتان كردم و شما دعوت مرا پذيرفتيد. بنابراين، مرا سرزنش نكنيد؛ خود را سرزنش كنيد».
از اين رو، شيطان در ابتداي امر بر هيچ کس و هيچ گاه بر مؤمنان ولايت و تسلط نداشته و نخواهد داشت . اگر کسي ولايت خدا را رد کند و ولايت شيطان را بپذيرد، آن گاه شيطان بر وجود او حاکم مي شود و افسارش را به دست مي گيرد و او را مي چرخاند:
«إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَى الَّذينَ آمَنُوا وَ عَلى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُون إِنَّما سُلْطانُهُ عَلَى الَّذينَ يَتَوَلَّوْنَهُ وَ الَّذينَ هُمْ بِهِ مُشْرِكُون»؛(2)
«او بر كسانى كه ايمان دارند و بر پروردگارشان توكّل مىكنند، تسلّطى ندارد. تسلّط او تنها بر كسانى است كه او را به سرپرستى خود برگزيدهاند و آن ها كه نسبت به او [خدا] شرك مىورزند (و فرمان شيطان را به جاى فرمان خدا، گردن مىنهند)».
اما جنيان، اعم از مؤمن و کافر، در عالم خودشان هستند و به عالم ما کار ندارند. آري بعضي انسان هاي کافر و شرور با يادگرفتن راه و رسم ارتباط با جنيان، جنيان شرور را به خدمت مي گيرند و کارهايي به ضرر مؤمنان انجام مي دهند. راه در امان ماندن از شر اين افراد هم ايمان، تقوا، توکل و پناه بردن به خدا است . اگر کسي به خدا پناه ببرد و در امان خدا واقع شود، هيچ موجودي را توان ضربه زدن به او نيست .
پي نوشت ها:
1. ابراهيم (14) آيه 22.
2. نحل (16) آيه 99 و 100.
پرسش 4:
آيا زمان حضرت سليمان اجنه بر ديده مردم آشکار شده اند؟ و در سوره دخان داريم که در قيامت يا آخرالزمان آنها آشکار مي شوند.منظور قيامت است يا ظهور امام عصر(عج)؟
پاسخ:
##
اين كه در زمان حضرت سليمان(ع) جنيان داراي نمود خارجي براي همگان بوده اند، چنين مطلبي ثابت نيست؛ چرا كه بايد توجه داشت از آن جا که جن موجودي لطيف است، از ديد بيش تر مردم پنهان است. جن، مثل برخي ديگر از موجودات، گرچه به طور يقين وجود دارد، ولي از چشم انسانها پنهان است و مردم آن ها را نميبينند.
اگرچه آنان در خدمت سليمان(ع) بودند، اما اين به آن معنا كه تمامي مردم آن ها را مشاهده مي كردند، نيست؛ مانند آن كه تمامي حيوانان مسخر سليمان(ع) بودند و سليمان از آن ها بهره مي برد. اين نيز به آن معنا نيست كه مردم از تمامي حيوانات بهره مي بردند و مي توانستند به آن ها فرمان بدهند.
همچنين در باره اين مطلب كه در آخر الزمان جنيان داراي نمود خارجي باشند و آشكار گردند، چيزي نيافتيم.






