با سلام. من اكنون47سال دارم.نقطه عطف زندگي من در سن 40 سالگي است.قبل از آن مثل هرمردي داراي صفتهائي ازقبيل جاهطلبي-دنياطلبي- ازروي بي انگيزه گي كمي خوشگزران ولذت طلب بودم واز بچه گي هيچكس بعنوان راهنما نداشتم وآزمون وخطاي بسيارداشته ام وبراي زسيده به هدفم بي پروا بودم و هم اكنون نيز خيلي راحت پول درمي آورم ومشكل مادي ندارم.از جواني دنبال فرمولي بودم كه همه چيزراجواب بدهدوهميشه يك گمشده داشتم .ازچهل سالگي اتفاقاتي در ذهن من رخ داده گه خدارا باتمام وجود لمس كرده ام واحساس ميكنم كه تمام دوراهي هائي راكه ازاول زندگي اشتباه رفته ام رابرگشته واز اولين دوراهي كه همان ايمان به خداست به راه اصلي وارد شده ام وبه همان فرمول جاودانه وجادوئي دست پيداكرده ام . همه كارهايم را با معيار رضاي خدا انجام ميدهم ووقتي نماز ميخوانم چندين برابر زمان قبل طول ميكشد.نه اينكه ادعا كنم مومن شده ام بلكه يك رابطه عاطفي پيش آمده واحساس ميكنم خدا من رادرمسيردرست هدايت ونگهداري ميكند.اميددارم كه وضعيت خودرا درست شرح داده باشم . ولي تنها مشگلي كه برايم پيش آمده و ازشما راهنمائي ميخواهم.احساس ميكنم ازدرون دارم كوچك ميشوم وخودرا مثل يك فرشي ميپندارم كه دارد نقش ورنگ خودرا ازدست ميدهدوازآن تهي ميگردد. بعضي ازاوقات ازاين تغير ميترسم ويكبار به پزشك مراجعه كردم كه نشانه بيماري نيافتم.احساس ميكنم كه تمام حواسم را دارم خردخردازدست ميدهم از ايجاد روابط با ديگران دچار مشكل ميشوم.دنبال انسانهائي ميگردم كه بتوانم با آنها دوست شوم ولي هيچكس راپيدا نميكنم وديگران هم چيزي درمن نميبينند كه جذب آن شوند. بعضي ادقات فكرميكنم آلزايمر گرفته ام وبعضي وقتها ازاين تغير بشدت ميترسم.لذات دنيا بررويم كارسازنيست وافراد مثل سايه ميمانند.تنها دلخوشيم براي زندگي دختر بچه 9ساله ام است وقبل ازآن عشقي كه به خدا ميورزم.فكرميكنم خدا درزندگي يك حباب برروي من كشيده ومن ازخوب وبد به دورم .ميترسم كه همه اينها برايم يك خيال باشد وروزي باعث آزارم شود. ازشما ميپرسم اگر من واقعا ايمان آورده ام حالات روحيه ام طبيعي است يا من دچار مشكل روحي شده ام.آيا ميتوانيد به من كمك كنيد كه حالات ترس و دلهره رااز خوددور كنم. خواهش ميكنم با احتياط جواب دهيد. منتظر شما هستم.اين مطالب را خلاصه نوشته واميد است منظورم را رسانده باشم.س ن 18/11/89

پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
عبارات نامه شما تا حدودي مبهم است و برداشت قطعي از آن نمي توان داشت .
آن گونه كه از عبارات نامه شما بر مي آيد ،هيچ مشكل روان شناختي حادي در شما وجود ندارد . برخي تشويش ها و دل نگراني به اقتضاي سن شما مي باشد. تقريباً همه مردان و زنان در دهه هاي پنجم و ششم زندگي خود به بازنگري در پرونده پيشين خود مي پردازند . برخي ترديدها و دودلي ها آن ها را فرا مي گيرد .
احتمال وجود آلزايمر در اين سنين بسيار پايين است . نشانه اي از آن در نامه شما يافت نمي شود .
آن چه كه در نامه شما تا حدودي مشهود است، نوعي اضطراب پيش باليني يا باليني مي باشد. اضطراب پيش باليني يعني اين كه شاهد كاهش شديد عملكرد در فرد نيستيم . فرد مي تواند بدون اقدامات باليني و روان درماني به زندگي خود ادامه دهد .
اضطراب شما تا حدودي بالاست . البته با توجه به سن و پيشينه تان تا حدودي طبيعي است. اضطراب نوعي پيش بيني منفي نسبت به آينده را در فرد رقم مي زند . فرد گويا گوش به زنگ يك خبر يا حادثه تلخ و ناگوار مي باشد. بسياري از پيش بيني هاي منفي شما واقعيت نخواهد يافت . صرفاً محتواي ذهن مضطرب شما را تشكيل مي دهد. اضطراب در نظام حافظه و بازيابي اطلاعات ايجاد اخلال مي كند. فرد در برخي موارد در بازيابي داده هاي ذهني دچار مشكل مي گردد .
اضطراب مانند ساير بيماري هاي رواني نيازمند مراجعه به روان شناس باليني و روانپزشك مي باشد.
اضطراب را مي توان با 7 و 8 جلسه روان درماني درمان كرد و يا در مواردي با دارو درماني موقتي به تعديل آن پرداخت.
ريلكسيشن (تن آرامي) مصرف داروهاي گياهي كاهنده اضطراب، ورزش سنگين و تنفس عميق و .... از جمله ديگر راه كارهاي كاهش اضطراب مي باشد .
هم چنين در نامه شما رگه هايي از افسردگي خفيف مشهود است . برخي افكار شما افسرده وار مي باشد كه به احتمال زياد طبيعي سن شما مي باشد. افرادي كه از افسرگي بي بهره نيستند، معمولا انرژي رواني اندكي دارند . لذت چنداني از اموري كه سابقاً براي آن ها لذت بخش بود نمي برند .عاطفه آن ها دستخوش نوسان است . بعضاً از سردي عاطفي شكايت دارند. وابستگي عاطفي در آنان به چند چيز يا چند نفر خاص منحصر مي گردد. بعضاً در امور عاطفي دچار افراط و تفريط مي گردند .
ناچيز پنداري توانمندي ها و داشته ها در آنان موج مي زند . معمولاً خود را كم تر از چيزي كه واقعا هستند ،قبول دارند (.... ديگران هم چيزي در من نمي بينند كه جذب آن شوند...)
افسردگي احتمالي شما نيز مانند اضطراب نيازمند معاينه رواني و احياناً روان درماني و دارو درماني مي باشد. بهتر است براي چكاب رواني به يك روانپزشك دين آشنا مراجعه نماييد . در صورت صلاحديد ايشان 7 و 8 جلسه به مشاوره حضوري با روان شناس باليني بپردازيد
امكان دارد كه روحيات كنوني شما موقتي باشد . پس از مدتي به حال طبيعي باز گرديد .عوامل زمينه ساز بروز اين روحيات متعددند . بايد با كمك روان شناس و روان پزكش به شناسايي آن بپردازيد .
بار ديگر تاكيد مي گردد اين روحيات با توجه به سن شما تا حد زيادي طبيعي است . نبايد با غير طبيعي جلوه دادن آن به تشديد آن كمك نماييد .
سعي كنيد يك سامانه حمايتي و شبكه اجتماعي مطمئن براي خود فراهم آوريد. مطمئنا هيچ سامانه اي بهتر و كارآمدتر از شبكه دوستان دينمدار (مثلاً دوستان مسجدي و...) نيست. تجارب باليني نشان مي دهد سامانه افراد و همسالان مسجدي سهم بسزايي در بهداشت روان افراد ميان سال و كهنسال دارد. سعي نماييد نمازهاي خود را در هر سه وعده در مسجد محل به جاي آوريد . به مرور و نه به يك باره با نمازگزاران طرح رفاقت بريزيد .
ورود در كارهاي خير عام المنفعه كه به صورت جمعي و گروهي صورت مي پذيرد ،نقش مؤثري در يافتن معناهاي جديد براي زندگي دارد. اگر زيرك باشيد، مي توانيد با پايين آوردن سطح توقعات تان افق هاي جديدي فرا روي خود بگشاييد.