باسلام
من واقعا نیاز به کمک دارم .خیلی از نظر عاطفی نیاز دارم با یک خانم خوب حتما دوست شوم .از نظر جنسی هم شدیدا تحت فشارم خیلی زود عصبانی می شوم،احساس میکنم از همسالانم عقب افتادم افسردگی دارم هیچ چیز به مدت چند ساعت نمیتونه خشحالم کنه. فکر می کنم که به خاطر فشارهای جنسی باشه.به چیزی به جز اینکه باید ازدواج کنم نمی توانم فکر کنم.با هیچ دختری ابدا ارتباط ندارم ولی گاهی که برخوردی پیش می آید که با دختری حتی صحبت کنم خیلی حالم خوب میشه وهمش تو ذهنم تصورش میکنم باهاش تو خیالاتم حرف میزنم و مدتها یادم می مونه.از هیچ نظر مشکلی برای ازدواج ندارم.الا اینکه کسی رو که مناسب باشه پیدا نمی کنم.اصلا کسی نیست که کمکم کنه کسی رو معرفی کنه.من در واقع انتخابی ندارم.من که نمی تونم برم تو خیابون دختر بازی کنم بعد از 26 سال.اعتقاد زیادی به خدا دارم ولی انگار خدا صدامو نمی شنوه .کارخیلی بدی نکردم که مستحق این عذاب باشم .همش گریه میکنم و بغض دارم .با اینکه خیلی دعا می کنم و از نظر دیگران مذهبی هستم ولی نمی توانم درک کنم چرا باید اینجوری باشه از دست خدا خیلی ناراحتم از شغل که شانس نیاوردم با اینکه همه تلاشمو کردم. می ترسم ازدواجم هم همینطوری بشه.خیلی به صفات خدا شک کردم .انگار همه عمرم خدا اینطوری نبوده که من می شناختم.انگار همش دروغه. ازاین دنیا متنفرم .دوست دارم الان بمیرم.از دعا کردن متنفرم شدم از اعمال مستحب هم همینطور حتی گاهی به زور می تونم نماز بخوانم.همین الان انقدر گریه کردم که به هق هق افتادم.

پرسشگر گرامی باسلام و تشکر از ارتباط با این مرکز.
برادر گرامي !وجود نيازهاي عاطفي و جنسي مخصوصا در اين سن طبيعي است و به شما حق مي‌دهيم که دنبال ارضاي درست آن ها باشيد؛ نه تنها شما بلکه افراد زيادي هم مشکلات شبيه شما را دارند. اما آنچه که مهم است نحوه برخورد با اين مشکلات است. به هر حال اين گونه مشکلات و ناکامي ها در زندگي وجود دارد بايد منطقي‌ترين راه و مناسبترين راه را براي حل آن ها در نظر بگيريم نه اين‌که تسليم شده و از زندگي و از خدا ناميد شويم. با نااميدي و بي‌حوصلگي نه تنها مشکلي حل نمي‌شود، بلکه قضيه بدتر هم مي‌شود.
در ضمن براي اينکه شما بتوانيد در ازدواج هم موفق شويد لازم است که از الان به فکر اصلاح روحيه خود باشيد اگه با اين روحيه - که به قول خودتان افسرده، زود رنج و نااميد است - بخواهيد ازدواج کنيد آيا احتمال نمي‌دهيد که زندگي را به کام خود و همسرتان تلخ کنيد؟ در نتيجه نه تنها نياز عاطفي تان برطرف نگردد بلکه بدتر هم شود؟
در ادامه چند توصيه داريم که عمل به آن ها مي‌تواند مفيد باشد:
الف) شما ظاهرا دنبال فرد مناسبي براي ازدواج هستيد. ولي نمي‌توانيد چنين فردي بيابيد. ما مي‌گوييم فرد مناسب براي ازدواج مطمئنا وجود دارد. ولي گاهي اوقات ما معيارها و ملاکهاي بسيار زياد درست کرده و انتظار داريم فرد مقابل تمام آنها را بي‌کم و کاست داشته باشد؛ در حالي بايد گفت پيدا کردن چنين فردي که صد در صد هماهنگ با ما باشد واقعا مشکل است و به اين راحتي نمي‌توان پيدا کرد. گاهي اوقات و شايد در بسياري از اوقات انسان ناچار است با کسي ازدواج کند که در 50 يا 70 درصد موارد با او هماهنگ است در ساير موارد بايد به تفاهم برسند. از اين رو در مرتبه اول توصيه مي‌کنيم در انتخاب همسر وسواسي به خرج ندهيد؛ بلکه با رفتن پيش مشاور سعي کنيد آن معيارهاي ضروري همسريابي را شناسايي کرده و نسبت به آنها اهتمام داشته باشيد نه اين که با قرار دادن شرايط سخت راه را بر خود ببنديد.
در ضمن سعي کنيد به طور عملي خودتان هم پيشقدم شده و از مادر، خواهر و نزديکان درخواست کنيد تا دختر مناسبي برايتان معرفي کنند.
ب) اگر بر فرض هم به هر دليلي نتوانستيد تا مدتي همسر مناسب پيدا کنيد، بدانيد که زندگي به بن بست نرسيده است. يادتان باشد که هدف از زندگي منحصر به ازدواج نيست که با فراهم نشدن آن آرزوي مرگ کنيم و از دنيا و از خدا ناميد شويم. در چنين مواردي بهتر است روحيه صبر و مقاومت خود را از طريق مشاوره با کارشناسان ديني و روانشناسي و استفاده از تکنيکهاي متعدد رفتاري و شناختي تقويت کرده و آرامش خود را حفظ کنيم.
ج) شما در قسمتي از نامه خود را با ديگران مقايسه کرده و بيان نموده‌ايد: « احساس مي کنم از همه همسالان خود عقب افتادم» در اين زمينه مي‌گوييم هر چند مقايسه اجتماعي يکي از منابع شناخت خود است ولي مقايسه افراطي آن هم فقط در جنبه هايي که آن ها موفقيت داشتند مي‌تواند باعث ناميدي و افسردگي شود. هر چند در برخي موارد ممکن است آن ها نسبت به شما موفقيت بيشتري داشته باشند. ولي اگر دقت کنيد متوجه مي‌شويد که در برخي موارد ديگر هم شما از آنان جلوتريد. در ضمن هنگام مقايسه بهتر است تعادل را رعايت کرده و علاوه بر آن ها خود را با کساني که از شما عقب ترند هم مقايسه کنيد؛ تا قضاوت منطقي‌تري نسبت به خود پيدا کنيد.
د) براي اين که قدرت سازگاري شما بالا برود و از افسردگي و ناميدي نجات پيدا کنيد، بهتر است باورهاي خود را نسبت به خدا، دعا، دنيا و زندگي مورد بازنگري و اصلاح قرار دهيد.
در بسياري از موارد باورهاي و شناخت هاي نامناسب باعث افسردگي, ناميدي و خشم مي‌شود. از اين رو با اصلاح شناخت مي‌توان بر افسردگي و ناميدي غلبه کرد و زندگي بهتري را تجربه نمود .
شما در قسمتي از نامه بيان کرديد که «خيلي به صفات خدا شک کردم ... انگار همش دروغه»، « از اين دنيا متنفرم» ، «از دعا کردن متنفرم»؛ به نظر ما اگر شما بتوانيد زوايه ديد خود را نسبت به خدا، دنيا و دعا تغيير دهيد بهتر مي‌توانيد با شرايط زندگي سازگاري پيدا کنيد و کم کم مي‌توانيد از افسردگي و بي حوصلگي خلاص شده و تصميمات منطقي‌تري براي زندگي خود بگيريد.
براي اين که بهتر بتوانيد باورهاي خود را نسبت به خدا، دعا و دنيا اصلاح کنيد لطفا به نکات ذيل توجه کنيد:
1. آيا برآورده نشدن دعا نشان از بي‌مهري خدا يا دروغ بودن صفات او دارد؟ در حالي که اين‌طور نيست. براي تقريب به ذهن اين مثالها توجه کنيد :
کودکي را تصور کنيد که عاجزانه از مادر خود مي‌خواهد که چاقو يا اسيد را در اختيار او قرار دهد؛ ولي مادر نه تنها به درخواست او جواب مثبت نمي‌دهد بلکه مانع او هم مي‌شود و يا پدري را تصور کنيد که فرزندش از او تقاضا مي‌کند مانع از آمپول زدن دکتر شود ولي پدر نه تنها مانع دکتر نمي‌شود بلکه به پزشک کمک هم مي‌کند تا به فرزندش آمپول بزند. آيا کار اين پدر و مادر از روي دشمني است يا از روي مهر و محبت؟ مسلما پدر ومادر چون نسبت به فرزند محبت داشته و صلاح او را مي‌خواهند درخواست او را در چنين مواردي برآورده نمي‌کنند. اين کودک در همان لحظه ممکن است از والدين نفرتي پيدا کند، ولي اگر بزرگ شود و معرفت پيدا کند نه تنها از والدين خود ناراحت نمي‌شود. بلکه از آنها تشکر هم مي‌کند.
پرسشگر گرامي چه بسا برآورده نشدن حاجات به صلاحتان بوده و در سازندگي‌تان موثر باشد. با ديدن سختي‌ها نبايد نااميد شد. همه اين ها نوعي امتحان است.
به بيان ديگر بسياري از توقعات و شکايت هاي ما ناشي از اين است که ما خدا را نمي شناسيم. بايد باور کنيم و حقيقت هم اين است که خداوند عالم مطلق، قادر مطلق، حکيم و مهربان و ... است. تمام علم در اختيار اوست و خيلي بهتر از من و شما با مشکلات اين دنيايي آشناست اما او چيزهاي ديگري را مي بيند که ما حتي فکر آن را هم نمي کنيم. از رسول خدا- صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم- روايت شده است كه فرمود:
«يا عباد اللَّه، انتم كالمرضى، و ربّ العالمين كالطّبيب، فصلاح المرضى بما يعلمه الطّبيب و يدبّره لا فيما يشتهيه المريض و يقترحه، الا فسلّموا اللَّه امره تكونوا من الفائزين؛ يعنى: اى بندگان خدا! شما همانند مريض هستيد و پروردگار عالمين همانند طبيب است و صلاح مريض در آن چيزى است كه طبيب آن را مى‏آموزاند و عاقبت انديشى مى‏كند، نه در اشتهاى مريض و خواسته‏هاى بى‏جايش، پس تسليم فرمان حق باشيد تا رستگار و پيروز گرديد».
2. پيامبر اسلام (ص) مى‏فرمايد: خدا رحمت كند بنده‏اى را كه از خداوند متعال حاجتى را درخواست كند و بر آن اصرار بورزد. چه حاجتش برآورده شود و چه برآورده نگردد.
شما هم مي‌توانيد در مورد دعا اين زوايه ديد را در خود ايجاد کند که « اگر دعا کنم و بر آن اصرار بورزم، حتي برآورده هم نشود مشمول دعاي پيامبر گرامي صلَی الله عليه و آله مي‌شوم که فرمود:خدا رحمت کند بنده‌اي را که .... ؛ پس دعا کردن اصلا بي‌فايده نيست.»
همچنين در مورد دعا به اين مساله هم توجه داشته باشيد که مطمئنا بي‌جواب و بي‌نتيجه نمي‌ماند اگر در اين دنيا بخاطر عدم مصلحت يا عوامل ديگر برآورده نشد, در آن دنيا خداوند به نحو بهتر جبران مي‌کند. در ضمن يادتان باشد که دعا به خودخودي چه برآورده شود و چه در اين دنيا برآورده نشود، عبادت بوده و موجب کمال است. از اين رو دعا فوايد زياد دارد؛ حيف است از آن متنفر شويم.
3. در مورد دنيا هم بهتر است به اين سوالات دقت کنيد:
آيا قرار است در اين دنيا دچار هيچ مشکلي نشده و هميشه موفقيت هايي کسب کنيم که خودمان تشخيص مي دهيم؟ مگر دنيا مي‌تواند خالي از مشکل و سختي باشد؟
نکته‌اي که گاها فراموش مي‌شود اين است که ما در «دنيا» زندگي مي‌کنيم و دنيا محل امتحان است. گاهي اوقات ناچاريم باسختي ها مواجه شويم تا ساخته شده و خود را براي زندگي ابدي آماده کنيم.
آنجايي که هيچ گونه شکست، مشکل و سختي در آن وجود ندارد، بهشت است. با تحمل و صبر در برابر سختي ها و ناکامي‌هاي دنيوي مي توانيم به نعمتهاي بهشتي دست پيدا کنيم.
در روايتي که از عبدالله بن ابي غفور نقل شده است مي‌خوانيم:
«عَنْ عَبْدُاللَّهِ بْنِ اَبى‏ يَعْفُورٍ قالَ: شَكَوْتُ اِلى‏ اَبى عَبْدِ اللَّهِ (ع) ما اَلْقى‏ مِنَ اْلأَوْجاعِ وَكانَ مِسْقاماً فَقالَ لى‏: يا عَبْدَ اللَّهِ لَوْ يَعْلَمُ الْمُؤمِنُ مالَهُ مِنَ اْلأَجْرِ فِى الْمَصائِبِ لَتَمَنّى‏ اَنَّهُ اَنْ يُقْرَضَ بِالْمَقَاريضَ طُولَ عُمْرِهِ‏ ؛ عبداللَّه بن ابى يعفور كه هميشه مبتلا به بيمارى بود مى‏گفت: از دردهايى كه به من مى‏رسد به امام صادق (ع) شكايت كردم، حضرت به من فرمود: اى عبداللَّه اگر مؤمن بداند كه چه پاداشى در برابر مصيبت ها دارد آرزو مى‏كند كه او را در طول عمرش با مقراض‏ها تكه تكه كنند!».
خلاصه اين ‌که:
پرسشگر گرامي! اگر بتوانيد زوايه ديد خود را نسبت به مشکلات و شکست ها تغيير دهيد، اگر بتوانيد نوع نگاه خود نسبت به دنيا، دعا و خدا را اصلاح کنيد، بهتر و راحت‌تر مي‌توانيد صبر کرده و افسرده نشويد.
پس منتظر معجزه از طرف خدا نباشید؛ زیرا خداوند هیچ پدیده ای را بدون اسباب و علل مادی و عادی آن تغییر نخواهد داد و باید ابتدا مشکلاتان را شناسایی کنید و راه های منطقی را پیدا کنید و با توکل و انرژی و انگیزه بالا این راه ها را برای رسیدن به مقصد دنبال کنید! موفق باشید.