باسلام اهل سنت امام علي را قبول دارند اما مي گويند حوادث فدك و شكستن پهلو حضرت زهرا س واقعيت ندارد در جواب چه بايد گفت ؟
پرسشگر گرامی باسلام و تشکر از ارتباط با این مرکز.
متاسفانه یکی از مشکلات اهل سنت این است که برخی از واقعیت ها را نادیده و برخی از مفاهیم و مسایل را تحریف می کنند، از جمله این مسایل مسئله ی اهانت به حضرت زهرا (س) و جریان فدک می باشد که برخی از عالمان اهل سنت آن را انکار و یا تحریف کرده اند، و حال این که این مسایل در منابع معتبر شیعه و سنی آمده است، بدینسان در جواب اهل سنت باید گفت :
اهانت به حضرت زهرا (س) و غصب فدک توسط ابابکر از واقعیت های است که نمی توان آن را انکار نمود . در این جا - جهت آگاهی بیشتر - برخی از مطالب را درباره فدک و اهانت نسبت به حضرت زهرا (س) را می آوریم :
فدك آن چنان كه مورخان نوشتهاند، قريه آبادي بوده، در فاصله 250 کیلو متری مدینه در منطقه خيبر. اين قريه در سال هفتم هجري به دست پيامبر اسلام افتاد. بنا بر آيه 6 سوره حشر: "و ما افاء اللَّه علي رسوله منهم فما اوجفتم عليه من خيل و لا ركاب، و لكن اللّه يسلط رسله علي من يشاء و اللّه علي كل شيء قدير" ؛ اين قسمت ملك پيامبر گرديد و پيامبر آن گونه كه ميخواست در آن تصرف ميكرد تا آيه 38 سوره روم : "و آت ذا القربي حقه" نازل شد. پيامبر از جبرئيل پرسيد منظور از اين آيه چيست؟ پاسخ داد: فدك را به فاطمه ببخش تا براي او و فرزندانش مايه زندگي باشد و به جاي ثروتي كه خديجه (ع) در راه اسلام مصرف كرده بود، قرار گيرد. پيامبر ، فاطمه (س) را خواست و فدك را به او بخشيد. از اين ساعت ملكيت پيامبر به فدك پايان يافت و فدك ملك فاطمه شد.
پس از رحلت آن حضرت و تسلط ابوبكر بر خلافت، فدك را از فاطمه گرفت و به عنوان رئيس حكومت در تيار خود قرار داد. فاطمه مطالبه ملك خود را كرد و گفت: اين نحله، عطيه و بخشش پيامبر است. ابوبكر در پاسخ ، از او مطالبه بينه و شاهد نمود تا بدين وسيله فاطمه ثابت كند كه فدك ملك او است.
با اين حال زهرا براي اثبات حقانيت خود، به ناچار به اقامه بينه اقدام كرد. علي (ع) و ام ايمن هر دو شهادت دادند كه فدك ملك زهرا است، اما پاسخ ابوبكر اين بود كه شهادت يك مرد و يك زن كافي نيست، بلكه بايد دو مرد و يا يك مرد و دو زن باشند. در عين حال زهرا براي بار دوم علي (ع)، ام ايمن، اسماء بنت عميس، حسن و حسين را به عنوان شاهد همراه آورد، اما باز مورد قبول خليفه واقع نشد.(1) این همان ظلم است که خلیفه نسبت به حضرت زهرا (س) روا داشت و حق مسلم فاطمه زهرا (س) را غصب کرد .
ابن ابيالحديد در شرح نهجالبلاغه ميگويد: از "علي بن فارقي" مدرّس مدرسه غربي بغداد پرسيدم: آيا فاطمه در ادعايش راست ميگفت؟ پاسخ داد بلي! پرسيدم: پس ابوبکر با اين كه ميدانست فاطمه راستگو است ، پس چرا فدك را واگذار نكرد؟ استاد تبسم نمود. سپس جمله لطيف و جالبي را در قالب شوخي فرمود با اين كه چندان اهل شوخي و مزاح نبود. گفت: اگر روز اوّل به مجرد ادعاي فاطمه فدك را باز ميگرداند، فردا فاطمه ادعاي خلافت همسرش را مطرح ميساخت و ميبايست ابوبكر از مقام خلافت كنارهگيري كند، و در اين مورد عذر زمامدار خلافت پذيرفته نبود، چرا كه با عمل نخستش اقرار به صداقت و راستگويي دختر پيامبر كرده بود، و بايد پس از آن بدون نياز به بينه و شهود، هر گونه ادعايي ميكرد، قبول نمايد.
ابن ابيالحديد ميافزايد: اين سخن صحيح و درستي است، گرچه استاد به صورت شوخي بيان نمود.(2)
درباره اهانت به حضرت زهرا (س) باید گفت : احادیث فراوان است. که به سه حدیث اشاره میکنیم:
1- در کتاب اختصاص شیخ مفید از عبدالله سنان از امام صادق (ع) روایت میکند: ابوبکر در رد فدک برای زهرا نامه نوشت. زهرا در حالی که نوشته را در دست داشت، عمر در راه به او رسید، گفت: دختر محمد! این نوشته چیست؟ حضرت فرمود: این نوشته ای است که ابوبکر در رد فدک برایم نوشته است. عمر گفت: بده به من. زهرا (س) حاضر نشد نوشته را به او بدهد. در این هنگام عمر لگدی به زهرا (ع) که فرزند پسری به نام محسن در شکم داشت، کوبید. در اثر این ضربه زهرا (س) محسن را سقط کرد. سپس عمر او را سیلی زد. گویی هم اکنون به گوشواره های گوشش می نگرم که در اثر آن سیلی شکست. سپس نوشته را برداشت و پاره کرد. زهرا (س) به خانه رفت و هفتاد و پنج روز بر اثر آن ضربت مریض بود تا شهید شد. (3)
2-در حدیث دیگری در همین کتاب ذکر شده که امام صادق می فرماید : عمر با جدمان علی (ع) و فاطمه و امام حسن و امام حسین (ع) مبارزه کرد که در نتیجه کارهایش منجر به شهادت آن ها شد. (4 )
3-مفضل در حدیثی از امام صادق (ع) نقل می کند :برای بیعت با ابوبکر، عمر با حالتی خشم و غضب با خالد و قنفذ آمدند در خانه علی (ع) قنفذ دستش را وارد خانه کرد تا در را باز کند . عمر با تازیانه چنان به بازوی زهرا زد که همچون بازوبند روی بازویش حلقه زد . لگدی به درکوبید که به شکم فاطمه (ع)خورد، در حالی که حضرت محسن شش ماهه را در شکم داشت. قنفذ و خالد بن ولید چنان به زهرا سیلی زدند که گوشواره اش شکست. فاطمه بلند بلند می گریست. پدر خود را صدا می زد (5) به سبب لطمه هائی که به حضرت وارد شد و محسن سقط شد. زهرا بیمار شد و از دنیا رفت ( شهید شد). (6)
در این باره به منابع زیر مراجعه فر مایید :
1. کتاب رنج های حضرت زهرا، سید جعفر مرتضی ؛
2. یورش به خانه وحی، نوشته آیه الله جعفر سبحانی ؛
3. الدلیل الغراء علی شهاده الزهراء، نوشته آیه الله سبحانی مراجعه نمایید.
پي نوشت ها:
1. ر.ك: دايرة المعارف بزرگ اسلامي، ج 5، ص 231 ، کاظم موسوی بجنوردی ، تهران ،1372 ه ش .
2. شرح نهج البلاغه، ابن ابي الحديد، ج 16، ص 284، کتابخانه آیة الله نجفی مر عشی ، 1404 .
3. رنج های حضرت زهرا، سید جعفرمرتضی، ص155 ، قم ، انتشارات تهذیب ، 1382 ه ش ، چاپ سوم ، ترجمه محمد سپهری .
4. همان.
5. همان، ص 605.
6. همان، ص 496 .






