سلام
1 - شانس در زندگي آيا وجود دارد يا ساخته ذهن ما است ؟تفاوت آن با قضا و قدر چيست ؟لطفا توضيح كاملي در باره شانس و قضاو قدر بدهيد و اينكه چه نقشي در زندگي ما دارند؟
2-در قرآن آيه و اذا وحوش و حشرت را خواندم و كمي كه فكر كردم اين سوال يه ذهنم آمد كه مگه حيوانات بطور غريزي كارها و اعمالشان انجام نمي دهند كه خدا آنها را هم باز خواست مي كند به خاطر اعمالشان؟
پرسش: شانس در زندگي و قضا وقدر
شرح : سلام 1 - شانس در زندگي آيا وجود دارد يا ساخته ذهن ما است ؟تفاوت آن با قضا و قدر چيست ؟لطفا توضيح كاملي در باره شانس و قضاو قدر بدهيد و اينكه چه نقشي در زندگي ما دارند؟
پاسخ:
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
شانس و بخت و طالع، با تفسیری که میان باورمندان آنمطرح است، ریشه در جهل و ناآگاهی از علت حوادث و رویدادهای طبیعی، اجتماعی و روانیدارد. هر کجا انسانهای سطحینگر، نتوانستند علت بروز رویدادهای تلخ یا شیرین را تحلیلکنند، آن را به شانس و بخت حواله میکنند.
گاهیتنبلی و تنآسایی و مسئولیتگریزی و سرپوشگذاشتن روی نقاط ضعف، و تبرئهکردن خود در برابر گناهان و تازیانة وجدان و احساس شرمندگی، زمینه گرایش به این گونه مسکّنهای موقتی را فراهم میکند.
دور بودن از معرفتهای دینی و برداشتهای غلط نیز گاهی موجب میشود که برخی برای ایجاد آرامش روحیخود، چاشنی ای از اصطلاحات دینی و مذهبی به عقاید خرافه و موهوم خود اضافه کنند و شانس و بخت را تحت عنوان سرنوشت و تقدیر خدا مطرح کنند.
توضیح قضا و قدر:
عمومیت قانون علیت، به این که هر حادثهای علتیدارد و هر موقعیتی برای انسان (فرد یا جامعه) و غیر انسان پیش آید، معلول علتیاست و تقدیر و اندازهگیری هر پدیدهای نیز متناسب با وضع علت آن میباشد، امری قطعی است، چون آیات قرآن نظیر: « ... قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكلُِّ شىَْءٍ قَدْرًا» (1) آن را بیان کرده و علمای اسلامی از آن تحت عنوان قضا و قدر تکوینی و تشریعی و سایر اندیشمندان جهان به عنوان: "قانون علت و معلول یا اسباب و مسبّبات" بحث کردهاند.
سرنوشت انسانها و عزت و ذلت آنان مرهون کارکردهای آنان است که قرآن میفرماید: « كلُُّ نَفْسِ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَة؛ (2) هر کس در گرو اعمالخویشاست».
توضیح دیدگاه قرآن در رابطه با قانون علیت ( قضا و قدر) و رابطه آن با نفوذ اراده خدا در عالم و اختیار انسان و عدم امکان شانس :
برای رسیدن به پاسخ، توجه به نکاتی که در پی می آید، ضروری است :
1. قانون عمومی "علیت" همانطور که اشاره شد، مورد تصدیق قرآن كریم است؛ یعنی تمامی پدیده های این عالم، معلول علت و یا علت های گوناگونی می باشند؛ البته این مطلب، از آیات بسیاری كه در موارد مختلف وارد شده استفاده می گردد، مثلاً آیاتی كه دلالت دارد بر حركت ابرها بر اثر وزش باد، ریزش باران به وسیله ابرها و زنده شدن زمین بر اثر باران و روئیدن گیاهان و روزی گرفتن انسان در اثر آن می فرماید: « وَ اللَّهُ الَّذِى أَرْسَلَ الرِّيَاحَ فَتُثِيرُ سحََابًا فَسُقْنَاهُ إِلىَ بَلَدٍ مَّيِّتٍ فَأَحْيَيْنَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتهَِا كَذَالِكَ النُّشُور؛ (3) خداوند كسی است كه بادها را فرستاد تا ابرهایی را به حركت در آورند؛ سپس ما این ابرها را به سوی زمین مردهای راندیم و به وسیله آن زمین را پس از مردنش زنده می كنیم؛ رستاخیز نیز همین گونه است».(4)
همچنین است حركت كشتی ها به وسیله جریان باد و یا روشنی جهان به وسیله خورشید و نظیر این موضوعات، كه هر كس اطلاعات مختصری از قرآن داشته باشد، این آیات را دیده و قانون عمومی علیت را تصدیق می كند.
2. زمام علیت تمام علل به دست خداست، و به هر طرف كه بخواهد، بنا بر حكمت خویش آن را می برد. یعنی از روابط حقیقی موجودات و علل واقعی آن تنها خداوند خبر دارد، و این مطلب را می توان از آیات "قدر" نیز استفاده كرد، می فرماید: « وَ إِن مِّن شىَْءٍ إِلَّا عِندَنَا خَزَائنُهُ وَ مَا نُنزَِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَّعْلُوم؛ (5) و خزائن همه چیز، تنها نزد ماست؛ ولی ما جز به اندازه معین، آن را نازل نمی كنیم».
و یا در آیه ای دیگر می فرماید: « مَا أَصَابَ مِن مُّصِيبَةٍ فىِ الْأَرْضِ وَ لَا فىِ أَنفُسِكُمْ إِلَّا فىِ كِتَابٍ مِّن قَبْلِ أَن نَّبرَْأَهَا إِنَّ ذَالِكَ عَلىَ اللَّهِ يَسِير؛ (6) هیچ مصیبتی (ناخواسته) در زمین و نه در وجود شما روی نمی دهد، مگر این كه همه آن ها قبل از آن كه زمین را بیافرینیم در لوح محفوظ ثبت است، و این امر برای خدا آسان است» . (7)
3. دنیا دار اختیار است، و در این جهان، سعادت حقیقی انسان جزء از راه اختیار به دست نمی آید، خود انسان باید موجبات سعادت و نیكبختی و یا زیان و بدبختی خود را فراهم آورد، و هر یك از این دو را كه اختیار كند، خداوند متعال همان را برای او امضا می كند؛ چنان كه می فرماید: « إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَ إِمَّا كَفُورًا؛ (8) ما راه را به او نشان دادیم، خواه شاكر باشد (و پذیرا گردد) یا ناسپاس».
همچنان كه فرمود: « وَأَن لَّیْسَ لِلاْ نسَـَانِ إِلآ مَا سَعَیَ * وَ أَنَّ سَعْیَهُ سَوْفَ یُرَیَ ؛ (9) و این كه برای انسان بهره ای جز سعی و كوشش او نیست و این كه تلاش او به زودی دیده می شود».
پس آدمی را حاصلی جز نتیجه تلاش و عملش نیست. (10)
بخت و شانس و طالع، پیروزی و شكست و ناكامی، همه نزد خداست؛ خدایی كه حكیم است و مواهبش را بر طبق شایستگی ها تقسیم می كند، شایستگی هایی كه بازتاب ایمان و عمل و كردار خود انسان ها است.
نتیجه این نكات این كه:
نظام هستی، نظام علت و معلول است و چیزی از روی بخت و اقبال و یا شانس و اتفاق نه پدید می آید و نه از بین می رود و در این جهان هر رویدادی محتاج به علت فاعلی است و علت نهایی همه علل، خداوند متعال و قدرت اوست كه حاكم بر همه جهان است؛ و لكن چون اصولاً انسان نمی تواند در برابر علل حوادث بی تفاوت بماند، سرانجام باید برای هر حادثه ای علتی را جستجو كند، حال اگر خداپرست و موحّد باشد و علل حوادث را به ذات پاك او كه طبق حكمتش همه چیز را روی حساب انجام می دهد، بازگرداند و تكیه بر علم او كند، مشكل او حل شده است و گرنه یك سلسله علل خرافی و موهوم كه هیچ اساسی ندارد را برای آن ها می تراشد كه مسئله موهوم: "بخت"، "شانس" و یا "طالع" و "فال"، یكی از روشن ترین آن ها است و در قرآن در موارد بسیاری این مطلب مطرح شده است كه مشركان خرافی در برابر پیامبران الهی به این حربه و علل واهی متوسل می شدند؛ ولی قرآن كریم در یك جمله می فرماید: « طَائرُكُمْ عِندَ اللَّهِ بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ تُفْتَنُون ؛ (11) فال (نیك و) بد شما نزد خداست (و همه مقدرات به قدرت او تعیین می گردد) بلكه شما گروهی هستید فریب خورده».
آری بخت و شانس و طالع، پیروزی و شكست و ناكامی، همه نزد خداست؛ خدائی كه حكیم است و مواهبش را بر طبق شایستگی ها تقسیم می كند، شایستگی هایی كه بازتاب ایمان و عمل و كردار خود انسان ها است. (12)
پی نوشت ها:
1. طلاق (65) آیه 3 .
2. مدثر (74) آیه 38 .
3. فاطر (35) آیه 9 .
4. ملاحظه كنید آیاتی نظیر: یونس (10) آیه22 ؛ حجر (15) آیه 22 ؛ روم (30) آیات 46 و 48.
5. حجر (15) آیه 21 .
6. حدید (57) آیه 22 .
7. تفسیر المیزان، علامه طباطبائی، قم، انتشارات اسماعیلیان ، بي تا ، ج 1، ص 74 ؛ ر.ك: ترجمة المیزان، ترجمة آیة الله مكارم شیرازی، بنیاد علمی و فكری علامه طباطبائی ، بي تا، ج 1، ص 92.
8. انسان (76) آیه 3 .
9. نجم (53) آیه 39 و 40 .
10. تفسیر المیزان، همان، ج 7، ص 293 / ر.ك: ترجمة المیزان، ترجمة سید محمدباقر موسوی همدانی، قم ، انتشارات جامعه مدرسين ، سال نشر 1374هـ.ش، ج 7، ص 32 ؛ تفسیر نمونه، آیت الله مكارم شیرازی و دیگران، ج 12، ص 537، تهران ، دارالكتب الاسلامیة، سال 1374هـ.ش ،
11. نمل (27) آیه 47 .
12. تفسیر نمونه، همان، ج 15، ص 491 .
پرسش: در قرآن آيه و اذا وحوش و حشرت را خواندم و كمي كه فكر كردم اين سوال يه ذهنم آمد كه مگه حيوانات بطور غريزي كارها و اعمالشان انجام نمي دهند كه خدا آنها را هم باز خواست مي كند به خاطر اعمالشان؟
پاسخ:
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
آیاتی در قرآن کریم اشاره به حشر حیوانات دارد از جمله:
الف ـ "ما من دابة فی الارض ولا طائر یطیر بجناحیه الاّ امثالکم ما فرطنا فی الکتاب من شیء ثم الی ربّهم یحشرون".(1)
هیچ جنبنده ای در زمین و هیچ پرنده ای که با دو بال خود پرواز می کند نیست مگر این که امت هایی مانند شما هستند، ما هیچ چیز را در این کتاب فرو گذار نکردیم، سپس همگی به سوی پروردگارشان محشور می شوند.
ب ـ "و اذالوحوش حشرت".(2)
وحوش جمع وحش است و وحش حیوانی است که هرگز با انسانها انس نمی گیرد.
ظاهر آیه از این جهت که در سیاق آیات توصیف کننده قیامت قرار دارد بیانگر این است که حیوانات وحشی هم در روز قیامت مانند انسانها محشور خواهند شد اما این که پس از محشور شدن چه وضعی خواهند داشت و سرانجام کارشان چه خواهد شد؟ در کلام خدای تعالی و روایات معتبر چیزی نیامده است.
حال باید دید ملاک حشر و بازگشت انسان به سوی خدا چیست؟ و آیا همان ملاک در حیوانات نیز وجود دارد؟
ملاک حشر در انسان جز نوعی از زندگی ارادی و شعوری نیست، ملاک سعادت تنها همان داشتن شعور و فطرت انسانی است که به کمک پیامبران راه مشروعی از اعتقاد و عمل را به روی او باز می کند و انسان آن راه را می پیماید.
با تفکر عمیق در مراحل زندگی حیوانات و در نظر گرفتن حالات مختلفی که هر نوع از حیوانات در مسیر زندگی به خود میگیرند ، روشن میشود که حیوانات هم مانند انسان دارای آرا و عقاید فردی و اجتماعیاند و حرکات و سکناتی که در راه بقا و جلوگیری از نابود شدن از خود نشان میدهند، همه بر مبنای آن عقاید است، حیوانات نیز مانند آدمیان تا اندازهای از موهبت اختیار برخوردارند و نیز دارای سطحی از فهم و شعور هستند. فرض کنید حیوانی نزدیک مزرعه شما میآید، شما چوبی را بلند میکنید او فرار میکند، این فرار یعنی انتخاب کتک نخوردن بر سیر شدن. این انتخاب است گرچه بی شک به درجه قوت انتخاب انسان نیست و میتوان گفت، انتخابی نیمه آگاهانه است، هر چند همه انسان نیز کارهای خودشان را با اختیار آگاهانه انجام نمیدهند و برخی از انتخابها همانند فرار حیوان است.
به هر حال نمی توان ادعای قاطع کرد که حیوانات اختیاری ندارند زیرا به همان اندازه درک و شهورو غريزه می توانند اختیار داشته باشند و در روایات نیز میتوان مطالبی را یافت که برخی از آنها تکلیف مخصوص به خود دارند.(3)
در روایتی آمده است که بزی که به بز دیگر شاخ زده است در قیامت قصاص میشود.
ولی در این که به بهشت و جهنم میروند در آیات و روایات تا آن جا که ما اطلاع داریم از آن بحثی نشده است.
در آخر متذكر مي شويم كه براي دو آيه مورد نظر تفاسير ديگري هم بيان شده است كه ربطي به حشر و نشر حيوانات ندارد
براي اطلاعات بيشتر مي توانيد به تفاسير ذيل دو آيه مراجعه بفرماييد
برای اطلاع بیشتر ر. ک:
طباطبایی محمد حسین ، تجمه المیزان ف موسوی همدانی ، - ، قم ، انتشارات اسلامی ، 1374 ه. ش، ج7 ، ص108-111.
پینوشتها:
1. انعام آیه 38.
2. تکویر (81) آیه 5.
3. عبد علی بن جمعه عروسی حویزی ، تفسیر نورالثقلین، -، قم ، اسماعیلیان ، 1415 ه. ق، ج 1، ص 715 و 716.






