در قسمتی روایتی از حضرت امام زین العابدین (ع) امده( البته نقل به مضمون ) که زن بدون اجازه ی مرد حتی به دیدن خانواده اش هم نمی تواند برود اما در کتاب حقوق زنان برابری یا نابرابری از انتشارات نهاد امده (البته نقل به مضمون ) که چون صله ی رحم واجب است زن بدون اجازه ی شوهر می تواند به دیدن خانواده ی خود برود و... و هم در قوانین مدنی کشور به زن این چنین حقی داده شده که بدون اجازه ی شوهر ... پاسخ این تناقض چیست ؟

پرسشگر گرامی باسلام و تشکر از ارتباط با این مرکز.
پرسشگر گرامی چون مطالب ذکر شده در کتاب مورد اشاره شما در دسترس ما نمی باشد و ما ادله به کار رفته در آن را در اختیار نداریم بنابراین نمی توانیم در مورد صحت و سقم آن نظری ارائه کنیم.
برای رسیدن به پاسخ توجه به نکات زیر ضروری است:
1- هر فرد مسلمان در عمل به احکام شرعیه از دو حال خارج نیست :
الف_ یا کارشناس و متخصص در استنباط احکام الله از منابع آن مانند قرآن و روایات معصومین است که اصطلاحا چنین فردی را مجتهد می نامند.
ب_ کارشناس و متخصص در استنباط احکام از منابع آن نیست و باید برای دسترسی و اطلاع از آنها و عمل طبق وظیفه خود به کارشناسان و متخصصین در این امر مراجعه کند که اصطلاحا این گونه افراد را مقلد از مجتهد می نامند.
ما به عنوان افرادی که در این زمینه ها کار نکرده ایم و تخصص لازم را به دست نیاورده ایم. باید از مجتهدین و کارشناسان در امر استنباط احکام خدا از منابع آن ها مراجعه کنیم و نظر و فتوای آنها را مورد عمل قرار دهیم.
2- آیات الهی که یکی از منابع استنباط احکام الله است مجموعه ای است از آیات مجمل و مبین ، مطلق و مقید ، محکم و متشابه ، ناسخ و منسوخ و ...
همچنین روایات معصومین علیهم السلام که یکی دیگر از منابع مهم استنباط احکام الله می باشد متشکل است از روایات عام و خاص ، مجمل و مبین ، مطلق و مقید ، ضعیف و صحیح ، موثق و غیر موثق ، حسن و غیر حسن ، مسند و مرسل ، واحد و متواتر و مستفیض و ... .
تشخیص این که کدام روایت قابل اعتماد است و صحیح و نیز اینکه کدام روایت با کدام روایت باید جمع شود و کدام باید طرح شود ، کدام روایت کدامین روایت را تخصیص می زند یا مقید می کند و نیز تشخیص اینکه کدام آیه به عنوان مخصص کدامین آیه است و کدام آیه کدامین آیه را قید می زند و یا از اجمال در می آورد و کدام آیه مفسر کدامین آیه است ، نیاز به تخصصی دارد که تنها از عهده متخصصین و کارشناسان دینی و کسانی که سالیانی در این راه تلاش و مجاهدت کرده اند و با این گونه اصطلاحات و رموز آشنائی دارند ، برمی آید.
بنابراین ما برای رسیدن به حکم الهی در هر مساله ای مستقیما نمی توانیم به آیات الهی و یا روایات معصومین مراجعه کنیم و باید از متخصصین این امر یعنی مجتهدین استفتاء و سوال کنیم.
بر این اساس ممکن است چنین روایتی که شما فرمودید هم وجود داشته باشد ولی نمی تواند ملاک عمل ما باشد بلکه باید مجتهد و کارشناس دینی آن را در کنار دیگر روایات و قواعد و قوانین اصولی و فقهی و اصولی قرار دهد و از مجموع آنها حکمی را که به حقیقت نزدیکتر است استنباط نماید. سپس ما به آن حکم استنباط شده به وسیله او عمل کنیم.
چرا که ممکن است آن روایت مخصص یا معارض داشته باشد و چون ما آن روایات مخصص و معارض را ندیده ایم نتوانیم به حکم واقعی پی ببریم.
بنابراین ملاک عمل ما در این گونه موارد فتوای مرجع تقلیدی است که او این گونه روایات را بررسی کرده و حکم و دستور العمل واقعی ما را از آنها استنباط نموده است.
گذشته از تمام اين موارد و با فرض صحت نقل به مضمونهاي شما باز مي توان گفت كه تعارضي بين دو عبارت منقوله از طرف شما وجود ندارد.
چرا كه صله رحم دو نوع حكم مي تواند داشته باشد : 1- واجب 2- مستحب.
نوع واجب آن جائي است كه اگر انجام نشود منتهي به قطع رحم مي شود كه حرام است. بنابراين براي نرسيدن به مرحله قطع رحم بايد صله رحم اتفاق بيافتد.
و نوع مستحب آن جائي است كه صله رحم واجب انجام گرفته است ولي ديدار از خويشان و خانواده در نوبت هاي بعدي نيز خوب است و موجب ثواب.
مي توان گفت كه فرمايش امام عليه السلام ( البته بنا به نقل شما ) موارد مستحب را شامل مي شود و آنچه كه در كتاب مورد اشاره شما و نيز در قانون مدني كشور ( آن هم بنا به نقل به مضمون از طرف شما ) موارد واجب را مي گويد. چرا كه عمل به امر واجب نياز به اجازه غير نيست چه شوهر و چه پدر و مادر و غيره.
بنابراين باز تناقضي بين اين دو نقل وجود ندارد.