باسلام
من یک دختر 20 ساله در یک خانواده ی مذهبی هستم و چند سالی است به پسر خاله ی خود علاقه مند شدم ایشان به ظاهر فدی موجه هستند و بعد از گرفتن لیسانس به حوزه ی علمیه رفتند
اکنون من در معرض ازدواج میباشم ولی ایشان قبل از خودشان یک خواهر و دو برادر دم بخت دارند و مشکل بزرگتر اینکه مادر من از این ماجرا مطلع شده و به شدت مخالفت می کند ولی من مدت 8 سال است که به ایشان علاقه مند شدم و جز مادرم کسی خبر ندارد و در برخورد با ایشان هم خیلی جدی هستم بار ها خواستم فراموش کنم ولی موفق نشدم
تا اینکه همسر برادرم در مسافرتی که ما به اصفهان و منزل ایشان رفتیم و با دیدن برخورد های پسر خاله ام از من پرسیدند که ایا ایشان قصد ازدواج با شما را دارند در صورتی که من از علاقه ی خود چیزی به ایشان نگفتند و همسر برادرم گفتند که از برخورد های پسرخاله ام شک کرده بودند
بعد از این من به برخورد های ایشان بیشتر دقت کردم و احساس کردم ایشان با من برخورد متفاوتی دارند و من را بیش تر امیدوار کردند
من در این زمینه فقط توکل کردم و اشک ریختم و از اینکه با کسی جز ایشان ازدواج کنم که احتمالش هم زیاد است میترسم و از اینکه با کس دیگری زندگی کنم و در مدت طولانی کس دیگری را دوست داشته ام احساس عذاب وجدان میکنم
خانواده ی خاله ی من بسیار سخت گیر هستند و با رسم و رسومات خاص اصفهانی ها برخورد میکنند و مادر من اصلا در این زمینه موافق من نیست
من نمیدانم چکارکنم از طرفی ایشان را دوست دارم وبخاطر اینکه رابطه ی نزدیکی با خاله ام داریم زیاد ایشان را میبینم و از طرفی شرایط من و نظر مادر من کاملا منفی است

پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
مشكل شما يكي از رايج ترين مشكلات دختران و پسران مجاور مي باشد .خواه و ناخواه دختر و پسري كه در مجاورت يكديگر قرار گيرند ،به احتمال زیاد پس از مدتي به يكديگر علاقمند مي گردند . به نوعي به هم وابسته مي گردند.
البته چون شرائط روحي و رواني طرفين در دوران مجاورت با هم متفاوت است، بعضاً شاهد عشق هاي يك طرفه ( و نه دو طرفه) در اين ميان هستيم.
اصل مجاورت يك اصل فيزيكي است . بديهي است كه نمي توان بنيان يك زندگي مشترک را صرفاً بر اساس آن بنا نهاد. موقعيت زندگي در گرو ملاك مندي و معيارمندي انتخاب است . عشق 8 ساله به هیچ وجه دستمایه مطمئن و قابل اتكايي براي تشكيل زندگي نيست.
براي اين كه متوجه بشويد چگونه اين اصل ساده فيزيكي رهزني مي كند و باعث خطاي استراتژيك مي گردد ،به اين نكته دقت نماييد كه اگر پسر خاله شما 180 درجه تغيير جهت مي داد و مسير ديگري در زندگي اش بر مي گزيد ،آيا در علاقه شما خلل جدی ايجاد مي شد؟ قطعاً نه! فرد عاشق با فعال كردن مكانيزم هاي دفاعي سعي در انكار يا توجيه نكات منفي طرف مقابل مي نماید. به همين دليل است كه بسياري از ازدواج هايي كه بر اساس عشق هاي چند ماهه يا چند ساله صورت مي پذيرد، فرجامي جز طلاق عاطفي يا قانوني ندارد. به راستي علاقه 8 ساله شما چه تأثيري در موفقيت ازدواج احتمالي شما خواهد داشت؟ هر چند بي تأثير نيست، ولي معلوم نيست تاثيرات مثبت آن بيش تر از تاثيرات منفي آن باشد. به هوش باشيد كه نطفه اين علاقه در سنين ناپختگي شناختي و نارسي عاطفي شما بسته شده است . خود اين موضوع مي تواند آسيب هاي بيش تري بر انتخاب شما وارد سازد.
نيك مي پذيريد كه اولا علاقه هاي طولاني مدت در ماه هاي اول ازدواج به شدت فرو كش مي كند . شما مي مانيد با واقعيت ايشان ( نه تخيلاتي كه نسبت به ايشان و ازدواج با ايشان داشتيد ) . موانع بسياري از جمله موانع مذكور در نامه و يا موانعي همچون عدم همخواني خوني و ژنتيكي و... بر سر راه ازدواج وجود دارد.
به نظر مي رسد بر فرض اين كه هيچ كدام از موانع مذكور در نامه از جمله مخالفت مادر ،سختگيري خانواده ،وجود خواهر و برادر دم بخت وجود نداشت و ايشان يك دل ،بلكه صد دل عاشق شما بود ،باز راهي جز بازنگري در ملاك هاي انتخاب خود نداشتيد .ملاك هاي كه در فضا صد در صد عقلايي و غير احساسي در گام اول ا ستخراج و در گام بعدي اعمال مي گردد.
همه نكات بالا چيزي جز يك هشدار و آگاه باش نيست . مسلما هيچ منافاتي با ازدواج شما با ايشان ندارد . مي توانيد با لحاظ برخي نكات بالا يا هر نكته اي كه صلاح مي دانيد ،به ازدواج با ايشان بينديشيد. مسلما اين ازدواج بسيار هزينه بردار است و انرژي زيادي از شما خواهد گرفت .
انتظار فرسايشي 8 ساله احتمالا چند سال ديگر تداوم خواهد يافت . سر آخر متوجه خواهيد شد كه پسر خاله شما مثل میلیون ها پسر ديگر فردي كاملا معمولي و عادي است .
شايد با خود بگوييد كه وصال اين فرد معمولي ارزش اين همه انتظار را نداشت و از كرده خود پشيمان گرديد.
چند نكته :
1- در حد امكان از ديدار ايشان پرهيز نماييد . از ميزان رفت و آمد خود به خانه خاله تان بكاهيد. ديدار نو به نوي ايشان نه تنها دردي از شما دوا نمي كند ،بلكه بر شدت مشكل شما مي افزايد.
2- يك روي اين سكه عدم وصال است . نمي توان ناكامي احتمالي را ناديده گرفت .پس بهتر است به تدريج و به مرور خود را آماده پذيرش حقايق زندگي نماييد.
3- به صلاح شماست كه پرونده اين عشق 8 ساله هر چه سريع تر بسته شود . اگر پس از چند ماه و چند سال قرار است جواب نه بشنويد (يا هر جواب ديگر) بهتر است كه اين جواب هر چه زودتر به شما داده شود.