با سلام
من در مورد تعریف سید و پیشینه آن و امتیازاتی که از این جهت شامل فرد سید می شود، می خواستم بدانم اگر در این مورد و شبهات مرتبط با آن نیز مقاله ای معرفی فرمایید بسیار سپاسگذارم.
با تشکر- التماس دعا
لطفا پاسخ را به ایمیل ذیل ارسال فرمایید:
shetab63@gmail.com
پرسشگر گرامی باسلام و تشکر از ارتباط با این مرکز.
آنچه را که درباره سادات خواسته اید ، موضوع گسترده ایی است که در یک نامه نمی توان به همه آن مباحث پرداخت ، لذا در این جا به برخی مطالب اشاره می شود:
سیادت عنوانى است براى مردان و زنانى که نسب آنان ، به حضرت هاشم بن عبد مناف (جدّ رسول اللَّه) مىرسند. هر کس سلسله نسب او به هاشم بن عبد مناف یا فرزندان او برسد، سید محسوب مىشود. (1)
اصطلاحاً به فرزندان هاشم، بنى هاشم مىگویند. برخى از اینان به عموهاى پیامبر مثل ابوطالب و ابولهب، عباس و حمزه مىرسند. بنا بر این فرزندان عباس عموى پیامبر که اصطلاحاً به آنان بنى عباس مىگویند، سید محسوب مىشوند. فرزندان ابوطالب به نامهاى طالب و عقیل و جعفر طیار و على (ع) و نسل آنان (تا کنون هر چه هستند) سیدند. پیامبر اسلام از جهت پسرانش (طیب و طاهر و قاسم و ابراهیم) چون در کودکى از دنیا رفتند، نسلى ندارد . فقط از طریق حضرت فاطمه زهرا (س) نسلش ادامه پیدا کرد که فرزندان حضرت زهرا به نامهاى حسن و حسین و زینب و ام کلثوم از طریق پدرشان على (ع) سید بودند.
تمامى ائمه معصومین و فرزندانشان از طریق على (ع) به هاشم مىرسند و سید هستند. بنا بر این سیادت تنها انتساب به پیامبر نیست، بلکه از جهت انتساب به طالب و على و عقیل و جعفر (فرزندان ابوطالب) و انتساب به عباس و حمزه (عموهاى پیامبر) نیز سیادت حاصل شده و حضرت على (ع) سید بوده است و فرزندان او نیز سید هستند.
اما انتساب برخی از سادات به پیامبر خود شرافت چند برابری برای آنان است که از طریق دختر ایشان حضرت فاطمه (س) حاصل شده است . اینکه سادات فعلی ذریّه پیامبر نامیده شدند، از این جهت می باشد. اگر چه غالباً فرزندان و نسل از طریق پسر به جد منتسب می شوند، اما به جهت روایات متعدد که از پیامبر نقل شده، حضرت فرزندان فاطمه را فرزندان خود دانسته ، انتساب آنان را به خود مورد تأکید قرار داده . این موضوع در برخی تفاسیر از آیات سوره کوثر نیز آمده است.
یکى از مسایل پذیرفته شده جوامع آن است که انتساب به رهبران و شخصیتها نوعى امتیاز محسوب مى شود؛ از این رو مردم به بستگان شخصیتهاى علمى و سیاسى احترام مى گذارند. این از منظر اجتماعى است، نه از منظر الهى. اگر انتساب به پیامبر اسلام امتیاز به حساب مى آید، از همین منظر اجتماعى است. از آن جا که سادات ذریه پیامبر از فاطمه زهرا (س) و نسل بنى هاشم هستند، اجتماع براى آنان حساب ویژهاى باز مى کند و به آنان با دید احترام می نگرند . اگر در روایات آمده که به سادات احترام نمایید، به جهت پیامبر است. امام رضا (ع) فرمود: ما خاندان نبوت حقى که بر مردم داریم، به خاطر پیامبر مى باشد. (2)
امتیازى که از نظر اجتماعى نصیب سادات مى شود، مسئولیت آنان را بیش تر مى گرداند. بنابراین از آن جا که سادات به پیامبر منتسب هستند، باید مواظب رفتار خود باشند؛ زیرا انجام برخى اعمال از انسانهاى معمولى مشکل ایجاد نمىکند، ولى انجام آن از سوى انسانهاى با شخصیت ویا اشخاصی که با رهبران دینى منتسب هستند، مشکل ایجاد مى کند.
امام صادق (ع) خطاب به یکى از شیعیان فرمود: نیکى از هر کسى نیکو است، ولى از تو نیکوتر است، به خاطر انتساب تو به ما . کار زشت از هر کسى ناپسند است، ولى از تو ناپسندتر است، به خاطر انتساب تو به ما. (3)
بزنطى مى گوید: در خدمت حضرت رضا (ع) نشسته بودم. سخن از سادات به میان آمد، عرض کردم: آیا منحرف از خاندان شما و غیر شما یکسانند؟ فرمود: نیکوکار ما اجرش دو چندان و بدکار ما گناهش دو چندان است. (4)
وظیفه ما آن است که نسبت به آن ها احترام بگذاریم . همان طور که نسبت به سایر افراد احترام می گزاریم. البته می توانیم در قالب شرایط تعریف شده از سوی اسلام - آنان را امر به معروف و نهی از منکر نمایم. همین طور سعی کنیم با رفتار و گفتار خود به آن ها بفهمانیم که سزاوار است جایگاه و مقام سیادت را حفظ کنند . صرف سید بودن موجب نمی گردد که سادات از این عنوان سوء استفاده کنند. امام رضا (ع) وقتى که برادرش (زیدالنار) را دید که از خود تعریف مى کند و به سیادت خود مغرور شده و دائماً «ما چنین ، ما چنان » مى کند، فرمود: «این سخنان چیست که مى گویى ؟! اگر سخن تو درست باشد و فرزندان رسول خدا وضع استثنایى داشته باشند و خداوند بدکاران آنان را معذّب نکند و عمل نکرده به آنان پاداش بدهد؛ پس تو از پدرت موسى بن جعفر نزد خدا گرامى ترى ! زیرا وى خدا را بندگى کرد تا به درجات قرب نائل آمد و تو مى پندارى بى آن که بندگى خدا کنى ، مى توانى در درجه موسى بن جعفر قرارگیرى ». سپس آیه: «انهّ عملٌ غیر صالح » را قرائت کرد و فرمود: فرزند پیامبر و انتساب به پیغمبر و امام کافى نیست و عمل صالح لازم دارد. (5)
درباره سید و سادات به سایت های زیر مراجعه فرمایید:
http://www.imamalinet.net/per/ps/psc/pscc/pscc5.htm
http://database-aryana-encyclopaedia.blogspot.com/2008/11/blog-post_12.html
http://www.pasokhgoo.ir/node/14178
پى نوشت ها :
1. عروه الوثقى، ج 2، کتاب الخمس، فصل 2، م 3.
2. بحارالانوار، ج 31، ص 145 - 146 .
3. همان ، ج 47 ، ص 349 .
4. همان، ج 43، ص 230.
5. مجموعه آثار، مرتضى مطهرى، ج1 ص 335، انتشارات صدرا .






