1-سوار تاکسی شدم هنگام پیاده شدن راننده تاکسی برای مسیر مشخص و معلوم کرایه دو برابری درخواست کرد. من گفتم که کرایه کمتر است او ناراحت شد و گفت سریع پیاده شو وقت نگیر و با ناراحتی کرایه معلوم را قبول نکرد و من هم حاضر نشدم کرایه زیادتر بدهم. در نهایت بدون پرداخت کرایه مرا پیاده کرد. تکلیف چیست؟
2-فرق نفس و شیطان در وسوسه انسان چیست؟ القائات منفی فکری که در ذهن ما بوجود می آید ساخته دست نفس است یا شیطان؟ آیا شیطان می تواند در ذهن ما رسوخ کند یا تنها می تواند مثلا در شکل موردی خاص ظاهر و را وسوسه کند؟ جواب این سووال را برای شناخت نفس خودم می خواهم که آیا در غیاب شیطان نفس من چگونه رفتار خواهد کرد؟
3-برای خرید منزل بخشی از پول آن را به صورت چک برای دو ماه آینده که پول دستم می آید به فروشنده پیشنهاد داده ام. اما وی می گوید چون تاریخ چک نقد نیست شما باید مثلا 5 درصد مبلغ آن را از مقدار نقدی اضافه تر بنویسید. تکلیف چیست آیا این معامله و پول اضافه گرفتن مشروعیت دارد؟ در غیر اینصورت چه کنم؟

پرسش 1:
شيطان و نفس
شرح : 1-سوار تاکسي شدم هنگام پياده شدن راننده تاکسي براي مسير مشخص و معلوم کرايه دو برابري درخواست کرد. من گفتم که کرايه کمتر است او ناراحت شد و گفت سريع پياده شو وقت نگير و با ناراحتي کرايه معلوم را قبول نکرد و من هم حاضر نشدم کرايه زيادتر بدهم. در نهايت بدون پرداخت کرايه مرا پياده کرد. تکليف چيست؟
پاسخ:
پرسشگر گرامي باسلام و تشکر از ارتباط با اين مرکز.
اگر راننده تاکسي يا ورثه او را مي شناسيد و يا مي توانيد با جستجو و سؤال کردن او را پيدا کنيد، واجب است که پول (کرايه همان مسير) را به او بدهيد.
اما اگر او را نمي شناسيد و دسترسي به آن ها نداريد، پول مذکور را، بايد با اجازه از مرجع تقليدتان، از طرف راننده به فقير غير سيد صدقه بدهيد. (1)

پي نوشت:
1. سؤال تلفني از دفتر آيت الله خامنه اي (7742227)-0251).

پرسش 2:
فرق نفس و شيطان در وسوسه انسان چيست؟ القائات منفي فکري که در ذهن ما بوجود مي آيد ساخته دست نفس است يا شيطان؟ آيا شيطان مي تواند در ذهن ما رسوخ کند يا تنها مي تواند مثلا در شکل موردي خاص ظاهر و را وسوسه کند؟ جواب اين سوال را براي شناخت نفس خودم مي خواهم که آيا در غياب شيطان نفس من چگونه رفتار خواهد کرد؟
پاسخ:
براي دست يابي به پاسخ جامع اين پرسش بايد به چند نکته توجه شود
الف_ در ابتدا بايد گفت که نفس وشيطان همواره در وسوسه و گمراه کردن آدمي همدست است. ولي در عين حال بايد توجه داشت که شيطان دشمن خارجي و نفس دشمن داخلي است و دشمنان خارجي بدون هماهنگي با مهره‌هاي داخلي و بدون داشتن زمينه و پايگاه دروني نمي‌توانند موفق شوند.
شيطان که يک دشمن بيروني است و قسم خورده که به عزت حق تعالي درصدد وسوسه گمراه کردن انسان‌ها بر مي‌آيد(1) هرگز نمي‌تواند بدون همراهي نفس دروني و خواسته‌هاي نفساني،‌کم‌ترين موفقيت به دست آورد.
ابليس مي‌گويد: خواستم انسان‌ها را از راه وسوسه کردن به گناه وادار کنم، ديدم آنان همه زحمت‌هايم را با استغفار برباد مي‌دهند. وقتي توبه واستغفار گناهکاران را ديدم، راه ديگري در پيش گرفتم و از راه هواهاي نفساني، آنان را زمين زدم و به هلاکت رساندم، به گونه‌اي که مي‌پندارند در مسير هدايت قرار دارند، از اين رو استغفار نمي‌کنند.(2)
به همين جهت پيامبر (ص) فرمود: "اعدي عدوّک نفسک الّتي بين جنبيک؛(3) بدترين و سرسخت‌ترين دشمنان تو، نفس تو است که ميان دو پهلويت قرار دارد".
بنابراين شيطان از راه هواهاي نفساني در انسان نفوذ مي‌کند و کار و تلاش وي را تأييد مي‌کند . کارهاي زشت را در نظر انسان ، پسنديده جلو مي‌دهد و وي را در انجام آن ثابت قدم مي‌کند.
پس اگر هواي نفس نمي‌داشتيم و آمادگي از درون نباشد، شيطان توان ندارد آن را در ما ايجاد کند اما چون هوا و هوس داريم، هنگامي که در نفس خويش خواسته‌اي داشته باشيم و دنبالش برويم ،‌شيطان همان را زينت داده و تأييد مي‌کند تا بيشتر به آن جذب شويم.(4)
ب_تصورات منفي که در ذهن انسان مي آيد ممکن است عامل آن شيطان باشد وممکن است که نفس باشد ولي بايد وجه داشت که شيطان در نقش محرک و تقويت کننده ميل ها و گرايش هاي نادرست دروني عمل کرده، انسان را به ورطة گناه و انحراف مي اندازد.نمونه آن در ماه رمضان که به شهادت روايات شيطان در بند مي شود. اما همچنان گناه و معصيت هر چند کمتر ولي وجود دارد .
آنچه که انسان ها را به بدي وا مي دارد ، «نفس اماره» و هواها و هوس ها در وجود انسان است . اگر هم شيطان بخواهد انسان را فريب دهد ، از طريق نفس اماره است . تا آمادگي دروني در انسان به سوي گناه نباشد ، از شيطان کاري ساخته نيست. اين حقيقتي است که در آيات متعدد قرآن به آن اشاره شده و منشا گناهان و انحرافات در انسان ها را نفس اماره و هواهاي نفساني آنها برشمرده است .
در سوره يوسف آمده است‌: «وَ مَآ أُبَرِّئُ نَفْسِي‌َّ إِن‌َّ النَّفْس‌َ لاَ َمَّارَة‌ُ بِالسُّوَّءِ إِلآ مَا رَحِم‌َ رَبِّي‌َّ؛(5) هرگز نفس خويش را تبرئه نمي‌کنم‌؛ نفس‌، بسيار انسان را به بدي‌ها فرمان مي‌دهد، مگر اين که لطف و رحمتي از جانب خداوند، نصيب انسان گردد».
همچنين آياتي ديگر از پرستش هوا نهي مي‌کند:«وَ لاَ تَتَّبِع‌ِ الْهَوَي‌َ فَيضِلَّک؛(6) هرگز متابعت هوا مکن که تو را از راه خدا گمراه مي‌کند».
«وَأَمَّا مَن‌ْ خَاف‌َ مَقَام‌َ رَبِّه‌وَنَهَي النَّفْس‌َ عَن‌ِ الْهَوَي‌َ فَإِن‌َّ الْجَنَّة‌َ هِي‌َ الْمَأْوَي‌؛(7) اما کسي که بترسد از مقام پروردگار خويش‌، و باز دارد نفس را از پرستش هوا، بهشت‌، جايگاه او خواهد بود».
اصولا از ديدگاه قرآن بزرگ‌ترين خطري که انسان را تهديد مي‌کند، نفس اماره است‌، تا آن جا که ممکن است انسان آن را معبود و خداي خود قرار دهد.
«أَفَرَءَيت‌َ مَن‌ِ اتَّخَذَ إِلَـَهَه‌ ُهَوَيه‌؛(8) آيا ديدي کسي که معبود خود را هوي و هوس خويش قرار داده بود».
امام علي (ع)‌ در اين باره فرمود: « نفس‌، بسيار انسان را به بدي فرمان مي‌دهد، پس کسي که به او اعتماد کند، به او خيانت مي‌کند، و کسي که به او اتکا کند، او را هلاک مي‌کند».(9)
خطر نفس اماره‌، به اندازه‌اي زياد است که حتي امامان معصوم از آن به خدا شکايت کرده‌اند. حضرت امام سجاد(ع) در مناجات به درگاه الهي عرض مي‌کند:
«إلهي إليک أشکو نَفْساً بالسوء أمّاره؛(10) خدايا به سوي تو شکايت مي‌کنم از نفسي که به بدي بسيار امر مي‌کند، و به سوي خطاها و گناهان مبادرت مي‌ورزد، و براي معصيت و نافرماني نمودن تو حريص است‌؛ نفسي که لغزش‌هاي آن زياد، و آرزوهاي آن طولاني است‌.
از طرف ديگر قرآن کريم تصريح مي کندکه قلمرو نفوذ شيطان در انسان فقط در حد وسوسه و جلوه دادن و زينت دادن خيالي يک امر باطل است، که با عناوين وسوسه، تزيين و تسويل بيان شده است .او هيچ‏ گونه اکراه و اجبارى برانسان ندارد. اين حقيقت را قرآن کريم از زبان شيطان چنين نقل مى‏کند:
«و ما کان لى عليکم من سلطان الاّ ان دعوتکم فاستجبتم لى فلا تلومونى ولوموا انفسکم؛(11) شيطان در قيامت خطاب به گمراهان مى‏گويد: در دنيا هيچ گونه قدرت و تسلطى بر شما نداشتم جز اينکه شما را به سوى باطل فرا خواندم و شما اجابت کرديد. پس مرا بر گمراهى خويش ملامت نکنيد، بلکه خود سزاوار سرزنش هستيد».
خداوند در اين آيه هر گونه سلطه ظاهرى و معنوى را از شيطان نفى کرده؛ يعنى، نه چنين قدرتى دارد که در اراده انسان نفوذ کند و چيزى را بر او تحميل کند و بر کارى اجبار نمايد ؛نه دليل و برهانى دارد تا عقل و انديشه انسان را تحت تصرف خود قرار دهد و در نتيجه انسان را ناچار به پذيرش القائات خود بکند.
تنها نقشى که او در زندگى انسان دارد، دعوت به سوى باطل است .دعوت شيطان از طريق نفس اماره وجود انسان صورت مي گيرد . در واقع نيروهاي اماره در وجود انسان در طول القائات شيطاني قرار دارد . شيطان بي واسطه آمادگي دروني انسان نمي توان کاري صورت دهد. پس شيطان هيچ تسلطي بر انسان ندارد.
با توجه به وجود اميال و هواهاي نفساني و غريزي در وجود انسان و آلوده بودن روح انسان ها به برخي رذائل اخلاقي ،زمينه آلودگي به گناه و انحراف در او وجود دارد . البته در اين راه وسوسه ها و مقدمه‌ چيني‌هاي شيطان بي‌تأثير نيست، لکن نه در آن حد که اگر شيطان نبود ،انسان هيچ‌گاه ميل به گناه و خطا و انحراف پيدا نمي‌کرد.
ج_نکته ي پاياني اين که چنان که ذکر شد گرچه نفس اماره نقش بنيادين در مسله دارد ولي بايد توجه داشت که شيطان هيچگاه از وسوسه انسان فارغ نمي شود و از آن کار دست بر نمي دارد لذا نمي توان گفت در غياب شيطان با نفس چه بايد کرد ؟ بنابر اين براي رهاي از شر نفس که عامل دروني است و شيطان که عامل بيروني است هر دو تلاش نمود و به طور هماهنگ تلاش کرد . يعني دشمن درون و بيرون را با هم زير نظر داشت و با آنها مبارزه نمود
گرچه در باره نحوه عمل کرد با نفس جاي سخن بسيار است. ولي به اختصار بايد گفت اين‌ موضوع ‌به ‌صورت ‌عناوين‌ مانند تهذيب‌نفس‌يا خودسازي‌ در کلمات ‌بزرگان‌ به‌ چشم‌ مي‌خورد.
مي‌توان‌ تزکيه ‌را پالايش‌ نفس ‌از رذايل ‌اخلاقي ‌و اتصاف‌ به‌ فضائل‌اخلاقي‌ دانست‌. براي ‌رسيدن‌ به ‌تزکيه ‌بعضي ‌از بزرگان‌ دو مرحله‌پيشنهاد کرده‌اند:
1ـ تهذيب‌نفس‌از بدي‌ها يعني‌تصفيه دل‌از اخلاق‌ زشت‌و دوري‌از گناه‌. اين‌ عمل ‌را تصفيه‌ و تخليه‌ هم‌ مي‌نامند.
2ـ پرورش ‌و تکميل‌نفس ‌به ‌وسيله‌ تحصيل‌علوم‌ و معارف‌ برحق ‌و فضائل‌ و مکارم ‌اخلاق‌ و انجام‌ عمل‌صالح‌. اين ‌عمل ‌را تحليه ‌هم ‌مي‌گويند، يعني‌پرورش‌و تکميل ‌و آرايش‌دادن‌.(12) البته‌ قبل ‌از تخليه ‌و تحليه‌بايد انسان‌ ضعف ‌خود را بشناسد. راه‌هاي‌ تشخيص‌ نقاط‌ ضعف‌ عبارتند از:
1ـ تقويت‌عقل‌.
2ـ تفکر قبل‌از عمل‌.
3ـ بدبيني‌به‌نفس‌(خود بين‌نبودن‌).
4ـ مراجعه‌به‌طبيب‌روحاني‌.
5ـ مراجعه‌به‌دوست‌دانا.
6ـ از عيب‌ديگران‌پند گرفتن‌.
پس‌از اين‌که‌بيماري‌اخلاقي‌شناخته‌شد، بايد وارد ميدان‌ مبارزه ‌شد. آن‌چه‌ در تهذيب ‌نفس ‌ما را ياري‌ مي‌کند عبارتند از:
1ـ تفکر: امام‌خميني‌مي‌گويد:
«اوّل ‌شرط‌ مجاهده ‌با نفس‌ و حرکت‌ به‌ جانب‌ حق‌تعالي‌، تفکر است‌و تفکر در اين ‌مقام‌عبارت‌است ‌از آن‌که‌: انسان ‌لااقل‌ در هر شب‌ و روزي‌ مقداري‌فکر کند در اين‌ که‌ آيا مولاي‌ او که ‌او را در اين ‌دنيا آورده‌ و تمام ‌اسباب ‌آسايش‌ و راحتي‌ را از براي ‌او فراهم‌ کرده‌ آيا وظيفه ‌ما با اين‌ مولاي‌ مالک‌الملوک‌ چيست‌؟».(13)
2ـ توجه‌به‌کرامت‌انساني‌: کسي‌که ‌به ‌مقام‌ شامخ‌ خود پي‌ببرد، از رذايل ‌دوري‌خواهد کرد، امام‌علي‌(ع‌) مي‌فرمايد:
«هر کس‌نفس‌خود را گرامي‌ بدارد، شهوت‌ها براي ‌او کوچک‌و بي‌ارزش‌خواهد بود».(14)
3ـ مشارطه‌: در اوّل ‌روز انسان‌با خود شرط‌ کند که‌ امروز بر خلاف‌امر الهي‌رفتار نکند.
4ـ مراقبه‌: انسان ‌در طول ‌روز مراقب ‌اعمال‌خود باشد. اين ‌مرحله ‌از حساس‌ترين‌ مراتب ‌سير و سلوک‌ به‌ شمار مي‌رود. قرآن ‌مجيد بر اين‌ نکته‌ تأکيد دارد که ‌خداوند بر احوال ‌و اعمال ‌شما نظارت‌دارد: «إنّ اللّه‌کان‌عليکم‌ رقيباً؛(15) خداوند بر شما مراقبت‌دارد. کسي‌ که ‌از آيه‌ فوق ‌درس‌ گرفته‌ باشد، همواره‌ خدا را ناظر بر کارهاي‌ خود مي‌داند و از غفلت ‌و گناه‌ دوري نمائيد.

پي‌نوشت‌ها:
1.اعراف(7) آيه 16.
2.محمد محمدي ري شهري، ميزان الحکمة‌،‌ج4، ص 247.نشر دار الحديث قم 1416 ق.
3.محمد باقر مجلسي بحارالانوار،‌ج67، ص 64.نشر دار الاحيا التراث العربي بيروت 1403 ق.
4.جوادي آملي عبدالله اخلاق در قرآن، ص 234.نشر مرکز اسرا قم 1383 ش.
5.يوسف‌ (13) آيه 53.
6_ ص (38) آيه 26.
7. نازعات (79) آيه 40 ـ 41.
8.جاثيه‌ (45) آيه 23.
9. محمد محمدي ري‌شهري‌، ميزان الحکمه‌، ج 10، ص 130.نشر پيشين.
10. محمد باقرمجلسي‌ بحارالانوار، ، ج 94، ص 143.نشر پيشين.
11. ابراهيم (14) آيه 22 .
12. ابراهيم‌اميني‌، خود سازي‌، ص‌ـ 46-.نشر بوستان کتاب قم 1382 ش.
13. امام‌خميني‌، چهل‌حديث‌، ص‌9 نشر موسسه آثار امام 1376 ش
14.نهج‌البلاغه‌، قصار 449.ص227 نشر موسسه امير المومنين قم 1375 ش.
15.نساء (4) آيه‌1.

پرسش 3:
-براي خريد منزل بخشي از پول آن را به صورت چک براي دو ماه آينده که پول دستم مي آيد به فروشنده پيشنهاد داده ام. اما وي مي گويد چون تاريخ چک نقد نيست. شما بايد مثلا 5 درصد مبلغ آن را از مقدار نقدي اضافه تر بنويسيد. تکليف چيست؟ آيا اين معامله و پول اضافه گرفتن مشروعيت دارد؟ در غير اين صورت چه کنم؟

پاسخ:

اگر بعد از توافق به مبلغي و تمام شدن معامله فروشنده بخواهد بخاطر مدت دار بودن چک مبلغي اضافه بگيرد ربا و حرام است ومشروعيت ندارد. اما اگر از اول قيمت نسيه بيشتر از قيمت نقد باشد و فروشنده بگويد نقدا به هزار تومان و اگر به خواهي دويست تومانش را بعد از دوماه بدهي به هزار و بيست تومان مي فروشم و خريدار هم نسيه را قبول کند و معامله از اول به صورت خريد وفروش نسيه اي انجام گيرد اشکال ندارد و حلال است.(1)

پي نوشت:
1.سوال از دفتر آيت الله خامنه اي.