سلام
گفته بودین بیشتر توضیح بدم راجع به مشکلم
میخوام توضیح بدم
من یه دختر 15 ساله ام
دوهفته و 3روز پیش مشاور مدرسمون مامانما به مدرسه دعوت کرد
در مقابل مامانم هر تهمتی که دلشون خواست بهم زدن
گفتن من عامل مخل کلاسم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
من!!!!!!!!!!!!!
گفتن من اخلاقم افتضاحه!!!!!!!!!!!!!
من!!!!!!!!!!!!!
شاید باورتون نشه منی که بهم میگن بداخلاق اونقذر خوب هستم که یکی از دوستام واقعا وستم داره
و دوستای پارسالم همخیلی باهام خوب بودن و هستن
از اونروز حس کردم واقعا له شدم
من صدای شکستنما شنیدم!!!!
و فقط گریه کردم
توی کل یک ساعت محاکمه!که قاضیش مشاورمون بودن ومن بدبخت متهمش
ومن دیگه هیچ ابرویی ندارم
هیچی ندارم....
از زندگی سیرم
خسته ام
من فقط مرگ میخوام
و فقط از خدا ارزوی مرگ میکنم
این اشی بود که بچه های دورو و حسود کلاسمون و مشاورمون (مشاور بسیار دانا و کاربلد مدرسه مون )برام پختن
بذارین یه چیز جالبتر براتون بگم
امروز 5شنبس دارم واستون پیام میذارم ونمیدونم کی جوابما میذارین
ولی
شنبه
شنبه
از الان میونم روز مرگ کامل روحمه
دوباره مشاور گلمون از مامانم دعوت کردن
و جالبتر
از مامان دوستم هم دعوت کردن
این تهمت خیلی بزرگه
خیلی
تهمتی که من و دوستما
که خیلی هم هما دوست داریم جدا میکنه
به خاطر اینکه بعد از داغونی قبلی که مشاورمون واسم درست کردن
دوستم بغلم میکرد و ارومم میکرد
فهمیدین قراره چه تهمتی بهمون بزنن؟؟؟
از بس که گریه کردم حس میکنم چشمام دارن خشک میشن
فقط ارزو میکنم به شنبه نرسم
به روزی که دوباره بهم اتهام ببندند و من هیچ مدافعی نداشته باشم....
وتنها چاره اش مرگه!!!
امیدوارم خدا هرچه زودتر دعاما قبول کنه
واسم دعا کنین
دعا کنین به اون روز نرسم
امیدوارم زودتر جوابما تو سایت بذارین
با سلام خدمت شما و با تشکر از اعتمادتان به این مرکز
شما با این که چند بار هم سوال کرده اید، ولی سوالتان را درست و واضح مطرح نمی کنید. به جای مطرح کردن اصل مشکلتان، به مسائل حاشیه ای می پردازید.
ما در مورد نحوه اخلاقیات شما اطلاعی نداریم، لذا نمی توانیم قضاوت کنیم که آیا مسئولین مدرسه در مورد بد بودن اخلاقیات شما نسبت درستی به شما داده اند یا نه؟
این که گفته اید که به علت این که دوستتان شما را بغل می کرده ، تهمت بزرگی به شما زده اند، باید دید که این بغل کردن ها به صورت معمولی بوده است، یا این که به طرز خاصی بوده است؟ اگر به شکل معمولی و به دور از هر گونه ناهنجاری بوده است، حق با شماست و اشکالی متوجه آن نیست. اما اگر که به صورت معمولی نبوده است، اشکال دارد. شما قبلا هم در مورد این قضیه، سوال شرعی پرسیده اید و جواب هم گرفته اید.
اما در مورد این که می گویید از زندگی سیر شده اید و آرزوی مرگ دارید، این حرف درستی نیست. این مسائلی که شما مطرح کرده اید، خیلی بغرنج و سخت نیستٰٰٰ؛ بلکه شما خیلی قضیه را پیچیده کرده اید. به علاوه این که مردن، مشکلی را حل نخواهد کرد. شما باید در مورد این قضایا درست فکر کنید! اگر فکر می کنید که دچار اشتباهی نشده اید و حق با مسئولین مدرسه نیستٰٰ؛ در برابر اتهامات دیگران بایستید و از خود دفاع کنید. اما مشکل شما با گریه کردن و آرزوی مرگ داشتن حل نخواهد شد. اگر قرار بود که همه افراد با این چنین مشکلاتی از زندگی سیر بشوند که الان دیگر کسی زنده نبود؛ در زندگی مشکلات خیلی بزرگ تر پیش می آید که انسان باید در مقابل آن ها مقاومت کند؛ نه این که عاجزانه خود را در برابر آن ها تسلیم کند. البته شما هم باید ببینید که چرا دیگران این حرف ها را به شما نسبت می دهند؟ حداقل احتمال کمی هم بدهید که واقعا حق با آن ها باشد. بررسی کنید؛ اگر دیدید که حق با آن هاست، اشکال را بپذیرید و در صدد اصلاح خود باشید.
در مورد دوست صمیمیتان هم اگر این رابطه شما با همدیگر از حد طبیعی و متعارف خارج شده است و به حد شیفتگی و علاقه شدید رسیده است، باید آن را تعدیل کنید. در هر صورت به شما توصیه می کنیم که به فکر یک زندگی سالم و شاداب باشید نه این که در دوران نوجوانی برای مرگ خودتان دعا کنید.
شما می توانید با شماره 09640 با مشاورین این مرکز تماس بگیرید و راهنمایی بیشتری بگیرید. اگر امکان آن برای شما فراهم است حتما این کار را بکنید.
موفق باشید!






