من دختری 14 ساله هستم که حدودا 2سال است که وظایف دینی ام را به طور کامل و جدی انجام میدهم.در حالی که دوستان و همکلاسی هایم مثل من نیستند و من از اینکه اعمالم را به درستی نسبت به هم سن و سالانم انجام میدهم احساس خوبی دارم به نظر شما این غرور است؟؟؟
پرسشگر گرامی باسلام و تشکر از ارتباط با این مرکز.
انسان، موجودی است مختار و کمالات و سعادت خود را با انتخاب و اختیار به دست می آورد. چون عقل انسان، از شناخت راه سعادت حقیقی و جاودانه ناتوان است، خداوند پیامبرانش را برای نشان دادن راه هدایت و سعادت فرستاده و به وسیله آنان اعلام نموده که تنها راه سعادت، عمل به دستور الهی و قدم برداشتن در راه خداوند است.
خواهرگرامی! نامه شما را كه حاکی از قدم نهادن در مسیری است که تنها راه سعادت انسان شمرده شده است، خواندم.
از این که تصمیم گرفته اید در راه سعادت و خوشبختی واقعی گام بردارید، بسیار خوشحالم. امیدوارم خداوند روز به روز بر توفیقات شما بیفزاید.
نوشته اید: "وظایف دینی ام را به طور کامل انجام می دهم؛ در حالی که دوستان و همکلاسی هایم مثل من نیستند. از این که اعمالم را به درستی نسبت به هم سن و سالانم انجام می دهم، احساس خوبی دارم. به نظر شما این غرور است؟"
به نظر می رسد احساس رضایتی که از انجام تکالیف شرعی در وجود شما پدید آمده، موجب نگرانی شما شده است. برای رفع این نگرانی، کافی است منشأ خوشحالی را پیدا کنید که آیا این احساس رضایت از حب نفس است و یا جنبه الهی دارد.
توضیح مطلب این که:
حالتی را که به وجود می آید، می توان به دو شکل تفسیر کرد:
1. عجب و خود پسندی: این حالت، از رذایل اخلاقی است. علما در تعریف عجب گفته اند: عجب، عبارت است از بزرگ شمردن عمل صالح و کثیر شمردن آن و مسرور شدن و ابتهاج نمودن به آن و خود را از حد تقصیر خارج دانستن. (1)
2. خوشحال بودن از برخورداری از نعمت الهی: علمای اخلاق مسرور شدن به نعمت با تواضع و فروتنی کردن برای خدا و شکر ذات مقدس حق کردن بر این توفیق و طلب زیاده کردن را عجب و خودپسندی نمی دانند .(2)
انسانی که کار خیر انجام می دهد، این کار در او لذت معنوی ایجاد میکند و موجب سرور میشود. این نمی تواند عجب و غرور باشد.
مرحوم مجلسی از شیخ بهاء الدین عاملی نقل میکند: «شک نیست کسی که اعمال صالح کند، از قبیل روزه و بیداری شب، در نفس او بهجت و سروری حاصل شود. پس اگر این شادی برای آن است که خدای تعالی به او عطایی فرموده و نعمت عنایت کرده که آن نعمت و عطا این اعمال صالح است و با این وصف، ترسناک باشد از نقص آنها و بیمناک باشد از زوال نعمت و از خدا زیاده طلب کند، این شادی و سرور، عجب نیست. اگر شادی و سرور از جهت آن است که این اعمال از او است و اعمالش را بزرگ شمارد و بر آنها اعتماد کند و خود را از حد تقصیر خارج داند و به جایی رسد که گویی منت گذاری کند بر خدا به واسطه این اعمال، پس این سرور، عجب است». (3)
تشخیص این موضوع که منشأ خوشحالی، حب نفس است و یاجنبه الهی دارد، کار سختی نیست. هر کس با رجوع به خود میتواند آن را کشف کند.
انسان هر چه داناتر شود، فروتنی و تواضع او بیش تر می شود و جهل و نادانی خود را از حقایق عالم بیش تر درک می کند. این صفت، دانش حقیقی است.
با توجه به متن نامه شما، بعید به نظر می رسد دچار عجب و غرور و خود بزرگ بینی شده باشید. بنابراین، نگران نباشید و تمام توفیقاتی را که در انجام واجبات به آن دست یافته اید، مرهون لطف خدا بدانید و از شیطان و دام های او غافل نشوید.
موفق باشید. منتظر نامه های بعدی شما هستیم.
پی نوشت ها:
1. امام خمینی، چهل حدیث، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1376ش، ص 61.
2. همان، ص 62.
3. همان.






