پرسشگر گرامی باسلام و تشکر از ارتباط با این مرکز.
در مورد این که گفته اید: " علت زیاد بودن طلاق و اعتیاد در جامعه ما چیست؟" باید بگوییم که :
گر چه طلاق و اعتیاد، مسائلی ناراحت کننده و زیان بار هستند، و حتی یک موردش هم زیاد است، اما باید توجه داشت که فراوانی این دو در کشور ما نسبت به کشورهای دیگر کمتر است، که این خیلی خوب است و می توان گفت تا حدود زیادی متاثر از فرهنگ غنی ایرانی و دین مبین اسلام است. البته همانطور که گفته شد، یک موردش هم زیاد است و باید به فکر ریشه کن کردن این موارد بود.
در مورد طلاق، علت های زیادی را می توان برای آن برشمرد، اما سه علت عمده را می توان ذکر کرد که بقیه از فروعات این سه هستند:
1. فقر اقتصادی؛
2. اعتیاد؛
3. عدم تفاهم بین زوجین.
در مورد این سه عامل می توان گفت که: دولت در عامل اول و دوم می تواند تا حدودی دخالت داشته باشد و در عامل سوم دخالت مستقیم کمتری دارد.
در مورد علت های عدم تفاهم بین زوجین می توان به موارد زیر اشاره کرد:
1. توقعات نامحدود زن یا مرد؛
2. حاكم شدن روح تجمل پرستى و اسراف و تبذير بر خانواده ها عامل مهم ديگرى است كه مخصوصا زنان را در يك حالت نارضايى دائم نگه مى دارد، و با انواع بهانه گيري ها راه طلاق و جدايى را صاف مى كند.
3. دخالت هاى بي جاى اقوام و بستگان و آشنايان در زندگى خصوصى دو همسر، و مخصوصا در اختلافات آن ها، عامل مهم ديگرى محسوب مى شود.
4. بى اعتنايى زن و مرد به خواست يكديگر، مخصوصا آنچه به مسائل عاطفى و جنسى برمى گردد.
5. عدم تناسب فرهنگ خانوادگى و روحيات زن و مرد با يكديگر نيز يكى از عوامل مهم طلاق است.
6. اختلاف سليقه بين زوجين .
7. به هم ريختگي و نابساماني روابط خانوادگي و عدم انسجام خانواده ( قبلا افراد با فاميل ، همسايه و يا با هم طايفه يا با هم محله خود ازدواج مي كردند و ازدواج با تمهيدات خاص و تحت نظارت خانواده بود، ولي اكنون افراد تابع خانواده نيستند و فردگرائي توسعه يافته است و اين امر يكي از علل افزايش طلاق است) .
8. رواج دوستي هاي به اصطلاح خياباني (عدم شناخت كافي از جنس مخالف . زيرا دوستي ها سطحي است و دو طرف خيلي از مسائل را با هم مطرح نمي كنند).
9. عدم همساني در ازدواج ( كفو هم نبودن ).
10. بيماري رواني شديد يكي از زوجين یا هر دوی آن ها مثل وسواس، افسردگی، سوء ظن و ...
11. برطرف نشدن نياز جنسي زوجين (كه ممكن است منجر به روابط جنسی خارج از سيستم خانواده ، مشكلات جسمي و رواني زوجين و در نهايت طلاق شود).
در مورد اعتیاد هم می توان عوامل زمینه ساز اعتیاد را به سه گروه تقسیم بندی کرد:
1. عوامل اجتماعی:
مانند کمبود امکانات تفریحی و فرهنگی و ورزشی، کمبود امکانات حمایتی خدماتی، درمانی و مشاوره ای، کمبود فرصت های شغلی، محرومیتهای اقتصادی و اجتماعی، فرهنگ و آداب و سنن خاص توسعه صنعتی، سطح فرهنگی و اجتماعی، نقص قوانین مرتبط با مواد مخدر و بازار مواد مخدر و وفور مواد مخدر و ...
این دسته از عوامل را می توان تا حدودی در حوزه کاری دولت ها دانست. یعنی این دولت ها هستند که باید با ایجاد امکانات مختلف و رفع نقص قوانین و مقررات، زمینه های بیشگیری از اعتیاد را فراهم کنند.
2. عوامل بین فردی:
مانند دوستان، خانواده ، مدرسه، دانشگاه، محل سکونت و ...
جنبه هایی از این دسته از عوامل را دولت باید ورود پیدا کند و جنبه های دیگرش را خود افراد باید به فکر باشند. مثلا دولت در دوستیابی نمی تواند دخالتی داشته باشد، یا در درون خانواده نمی تواند به طور مستقیم دخالت کند.
3. عوامل فردی:
مانند صفات شخصیتی، اختلالات روانی، گرایش مثبت به مواد، ژنتیک و وراثت، جوانی و غفلت هایش و ...
این دسته از عوامل تقریبا مربوط به خود افراد جامعه می شود و تقریبا دولت نقشی در آن ها ندارد.
امیدوارم که جامعه ما در آینده خالی از این موارد و مشکلات باشد.
موفق باشید