رفتار خوبی در خوانواده با اعضای خانواده ام ندارم مخصوصا با پدر و مادر و برادر کوچک تر ام
پدرم بعضی عادات دارد که از انها بدم میایید مثلا هورت کشیدن در غذا یا داد و بیداد کردن در بحث یا این که سخت به ما پول میدهد یا این که با ما کم سخن میگویید و خیلی از عادات ناپسند دیگر که نمیتوانم با آنها کنار بیایم ...
برادر کوچک تر هم حالا از من بزرگ تر شده هم قدش و هم زور بازویش و گاهی با من لجبازی میکند که در نهایت کارمان گاهی به فحش میکشد و او از این که کار به درگیری فیزیکی بکشد هیچ ابایی ندارد ولی من کمی میترسم می خواهم تا اخرین دعوایمان را برایتان تعریف کنم در حال کار با کامپیوتر بودم که صدای گوشی اش را بلند کرده بود گفتم کم کن صدایش را او کم نکرد و گفت من این جوری دوست دارم.... با وجود این که برایم سخت بود چیزی نگفتم این بار که او با کامپیوتر کار میکرد امدم و زل زدم به صفحه ی مانیتوراو.... او گفت نگاه نکن ولی من همچنان نگاه کردم تا این یک فحش بسار بد از او شنیدم که خودم کلی خجالت کشیدم و کلا تصمیم گرفتم تا چند روز دیگر با حرف نزنم .....
یا این دفعه که با مادرم دعوایم شد این گونه بود :کمی اب روی او ریختم از بابت شوخی تا هم او بخندد هم ما ولی او ناراحت شد و با من دعوا کرد یا از خواب که بیدار شدم دیدم برخی وسایل های مرا اورده اند و میگویند مثلا این بدرد نمیخورد که من هم عصبانی شدم حرف های از دهانم درامد که مادرم کلی از دستم ناراحت شد
البته چند نکته را بگوییم من زود عصبانی میشوم و کنترل ام از دستم خارج میشد و احیانا کلمات زشتی بر زبانم میاید هرچند که اصلا راضی نیستم ..
موقع ای که از خواب بیدار میشوم کنترل ام روی خودم کمتر نیز هست...
نمیدانم چرا این هنر را ندارم که خودم را پیش پدر و مادرم عزیز کنم مثلا یک بار دست انها را ببوسم البته پدرم انقدر با ابهت است که نمیشود اصلا به او نزدیک شد....
خلاصه این که هر وقت با خودم تنها میشوم همه ی این بلا هایی که سرم میایید را ازاین میدانم که از دین به واسطه مرض وسواسی که پیش تر داشتم دور شدم البته نمیشود اسمش را وسواس گذاشت شاید کمی سخت گیری در احکام که بر خودم روا داشتم که ان البته تا حد زیادی مرتفع شده است اما هنوز نه کاملا مثلا در بحث نجاسات و استدلای در ذهنم میایید که فلان چیز نجس است ونمی توانم استدلالی در مقابل ان بسازم و میروم ان چیز را آب میکشم کلی اعصابم به هم میریزد وبه خودم میگویم تو هنوز وسواسی هستی دیگر مثل قبل عبادات برایم لذت ندارد دفعه اخری که سعی کردم تا به این وسوسه ها گوش ندهم را برایتان بازگو مکنم . دستشویی رفته بودم شلنگ اب را برداشتم که خودم را بشوییم که اب ای که داخل شلنگ مانده بود (نه اب کر)به زمین یا کاسه دستشویی خورد و رویم پاشید احتمال خیلی خیلی زیاد میدادم که به سنگ توالت جای نجسخورده و پاشیده شده است گفتم اطمینان به نجاست ندارم پس پاک است چند روز اون صحنه مدام جلوی چشمم می امد جوری که انگار از جای نجس اصابت کرده است تا این که نتونستم مقابله کنم و رفتم اب کشیدم خلاصه این که هرچند وقت یکبار از این مشکلات برایم پیش میایید و کلی اعصابم را به هم میریزد یا در نماز البته کمتر است ولی مثلا سر تلفظ صاد صدای شوت میدهد البته این را هم بگوییم که نسبت به قبل خیلی بهتر شده ام ولی دوست دارم کلا این مشکلات را کنار بگذارم لطفا راهنمایی ام کنید . ممنونم .
سوال دومی که داشتم مریوط به بحث ازدواج است ایا باید از الان به فکر باشم و مطالعه داشته باشم پیرمون ان و یا این که فعلا هم و غم خود را مشغول ادامه تحصیل نمایم؟ خودم خیلی دوست دارم که با فرد ایده ال خودم سریع تر ازدواج کنم اما ان فرد را چگونه باید پیدا کنم ؟ عمه ام اصرار دارد من با دختر او ازدواج کنم البته با صراحت نمیگوید ولی من این را میفهمم .اما من ازدواج با اقوام را نمیپسندم بخصوص این که با دختر عمه ام اختلاف سنی 6 تا 7سالی داریم . مشکل دیگری که دارم این است که اوایل ورود به دانشگاه دختری را دیدم محجبه بود بسیار در کلاس به لحاظ درسی و سوال پرسیدن فعال بود به همین خاطر چشم های زیادی به دنبال او بود اما او بعد از یکی دو ترم دانشگاه را رها کرده به حوزه رفت ابتدا به ذهنمم می امد که او میتواند همسر خوبی برایم باشد اما بعدا او را فراموش کردم چند وقت پیش مطلبی راجع به گذشته ی او شنیدم که مدام او را در ذهنم میاورد وان این که : او سابقه ی خوبی نداشته اما متحول میشود و حالا او در خوانواده اش با افکار غربی دیگر اعضا تنها است . نمیدانم با این تفکرات چگونه برخورد نمایم ؟
سوال سوم علت محتلم شدن چیست ؟ ایا این نشان از افکار منحرف دارد؟ و چکار باید کرد من در طول دو هفته ی گذشته بیش از چهار بار محتلم شده ام ؟ چی بکنکم؟
سوال چهارم : گاهی پر خوری دارم ونمیتوانم خودم را کنترل کنم البته بعد از پرخوری هم ناراحت میشوم ولی در وعده ی بعد باز همان آش و همان کاسه... کمک ام کنید .
سوال پنجم همت ام در درس خواندن ضعیف شده است چونه ان را تقوییت کنم؟
وقتی این مطالب را نوشتم نگاهی به کل ان کردم چند لحظه ای از خودم بدم امد البته علت همه ی این این انحراف ها را هم یک چیز میدانم اول این که رضایت خدا برایم شرط نیست یا کمتر است وبعد اون سختگیری لعنتی ... اگر چه مشکلات زیادی را مطرح کردم اما از شما خواهسش میکنم در هر مورد راهنمایی ام کنید و راه صحیح را به من نشان دهید و کمک ام کنید ...آجرک الله ....
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
در پاسخ به سؤال شما مطالبی را در قالب نکات زیر تقدیم می داریم:
1. نکته مثبتی که در زندگی شما وجود دارد این است که شما به خوبی از مشکلات زندگی و شیوه رفتارتان با دیگر اعضای خانواده آگاهی دارید و می دانید که برخی از رفتارهای شما با اعضای خانواده درست نمی باشد. این شناخت اولیه و آگاهی از رفتارهای غلط، روند تغییر و اصلاح رفتار را آسان و هموار می کند و این اطمینان را به شما می دهیم که اگر به تلاش و کوششتان بیفزایید و برخی مهارت های ارتباطی را بیاموزید، می توانید بر مشکلات خود فائق آید و رفتار های خود را به بهره گیری از برخی راهکارهای درمانی، اصلاح کنید و آنها را با رفتارهای مناسب و منطقی جایگزین نمایید.
2. این را بدانید که انسان ها به طور عموم، از احترام برخوردارند. اگر پدر و مادر باشند كه اين وظيفه، سنگينتر و مسؤوليت مضاعف است. قرآن كريم از تندى و پرخاش نسبت به پدر و مادر نهى مىكند و به سخن نيك و لحن شايسته و خضوع و تواضع و گستردن بال رأفت در برابر آنان و خيرخواهى و دعا در حق آنان دعوت مىكند.
به طور کلی در دين اسلام، همه افراد داراي حرمت و ارزش انساني مي باشند و در این میان، احترام پدر و مادر و حفظ حرمت آنان از واجبات انکار ناپذیر است و نمي توان در هر حال والدین را مورد اهانت و بی احترامی قرار داد.
بايد به گونه اي با ایشان برخورد نمود كه به شخصيت واقعي، حرمت و تکریم آنان خدشه ای وارد نگردد؛ چه بسا ممکن است جوان پاكدل پاك رفتار، با نحوه عملش و با ادب، گراميداشت خاطر آنان، تحويل گرفتن ، نيكى و مراقبت، بر پدر و مادرش تأثير بگذارد تا ایشان دگر بار اعمال و رفتار ناپسند و نامناسب را انجام ندهند.
3. به هر حال از روايات معصومان استفاده ميشود كه والدين چه مؤمن باشند و چه كافر و چه نيكوكار و چه معصيت كار بايد مورد احترام قرار گيرند و استثنا بردار نيست. امامرضا(ع) ميفرمايد: "نيكي به والدين واجب است گرچه مشرك باشند، ولي در معصيت خدا نبايد آنان را اطاعت كرد". وظیفه شما هم این است که مي بايست در هر حال، حرمت و احترام آنان را نگه بدارید. با برادرتان هم سعی کنید به نیکی برخورد کنید، لجبازی او دلیل بر آن نمی شود که شما هم مثل او لجبازی کنید و دقیقاً رفتار زشت او را انجام دهید.
4. البته تحمل بدرفتاري و عادات بد پدر و برادرتان، نياز به صبر و بردباري دارد، به خصوص براي شما که جوانی زودرنج و حساس هستید. اما اگر انسان رضايت خدا را در نظر داشته باشد و انگيزه الهي را در كار خود قرار دهد، همه چيز را براي خدا تحمل مي كند. نه تنها براي او سخت نخواهد بود، بلكه گاهي از آن لذت مي برد.
بنابراين توصيه مي كنيم بدرفتاري پدر و مادر و برادرتان را بر مشكلات زندگي، سن بالا يا ضعف اعصاب و يا موارد ديگر حمل كنيد. با مدد گرفتن از نيروي ايمان و صبر، و با چشم پوشي از لغزش آنان، به وظيفه الهي خويش كه احسان و نيكوكاري به آنان است، عمل نماييد كه خير دنيا و آخرت شما در آن است.
5. مهمترین رابطه میان انسانی با انسان دیگر، رابطه فرزند با پدر و مادر است که اصل وجود فرزند وابسته به آنها است. آنچه پدر و مادر برای فرزند انجام میدهند، به هیچ وجه قابل جبران و مقابله نیست و از این رو نمی توان بر اساس قاعده قسط و عدل رفتار آنان را پاسخ داد. گویا به همین دلیل است که قرآن کریم معیار ارزش را در رابطه با پدر و مادر، احسان قرار داده است و در هیچ آیه ای نیامده که فرزند باید با پدر و مادر رفتاری عادلانه داشته باشد؛ زیرا در چنین موضوعی، عدل کارایی ندارد.
قرآن کریم در آیات فراوانی فرزند را توصیه به احسان به پدر و مادر خویش می کند و تعبیرهای خاصی در این باره به کار می برد که حاکی از اهمیت فوق العاده مسأله است.
6. عصبانيت يك حس طبيعي است درست مانند شادي، غم و اندوه. احساسات زماني بروز مي كنند كه اتفاقي براي فرد رخ دهد. عصبانيت وقتي بروز مي كند كه فرد احساس كند مثلاً با او به درستي رفتار نشده است. با بروز اين حس، بدن مقدار زيادي از تركيبات شيميايي را كه موجب تغيير نحوه ي كاركرد بدن مي گردند آزاد مي نمايد .
7. گاهی وقتها عصبانيت مي تواند مفيد هم باشد اما تنها با اين شرط كه به روش مؤثري آن را بروز دهيد و به خود يا ديگران و يا به اموال آسيب نرسانيد. در مواردي كه نتيجه خشم شما آسيب رساندن به خود يا شخص ديگري است، مهم آن است كه از خشم و غضب خود در گذريد و بپذيريد كه صرفاً يك انسان هستيد. به روالي عادي به زندگي خود ادامه دهيد و با خود عهد كنيد كه كمتر عصباني شويد. اين بهترين كاري است كه مي توانيد انجام دهيد.
به هر حال هر روز اتفاقاتي رخ مي دهند كه موجب عصبانيت ما مي شوند، بنابراين از عصبي شدن نمي توان اجتناب كرد، اما مي توان راه هايي را براي بروز آن به شيوه هاي صحيح برگزيد.
8. برای مقابله با خشم و عصبانیت و کنترل آن راهکارهایی وجود دارد که به برخی از آنها اشاره می کنیم:
1- از آنجا که شما از وضع و حالات خویش بیشتر آگاه هستید و میدانید از چه حرف ها، کارها و برخورد هایی ناراحت و عصبانی میشوید. پس سعی کنید در چنین صحنههایی وارد نشوید. اگر وارد محیط تحریک کننده شدید، به مجرد روشن شدن کبریت خشم، از آن محل خارج شوید. اگر نمیتوانید از آن محل خارج شوید، تغییر وضع دهید، مثلاً اگر نشسته اید، بایستید یا بخوابید. اگر ایستاده اید بنشینید، یا خود را به کاری مغشول نمایید، و یا به ذکر خدا بپردازید. شستن سر و صورت با آب سرد نیز موجب فرو نشستن خشم میگردد.
2- از حساسیت بیش از حد در هر زمینه ای بپرهیزید.
3- با خود شرط کنید که هیچ گاه و در هیچ شرایطی برخورد تند نداشته باشید و اگر ناگهان از شما برخورد تندی سر زد خود را جریمه کنید.
4- از شيوه هاي آرامش بخش مانند ریلکسیشن و آرمیدگی، استفاده کنید؛ روش های ساده آرمیدگی مثل تنفس عمیق و آرام سازی ذهنی، می توانند به شما در كاهش احساس عصبانیت كمك كنند.
9. این را بدانید که انجام رفتارهای درست و صحيح و داشتن روابط مناسب با اعضای خانواده، در گرو یادگیری و تمرين و تهذيب نفس و خود سازي است. صفاتي چون حلم، صبر و بردباری، جرأت مندی، عزت نفس، متانت، آرامش و بسیاری از صفات نیکو در سايه مبارزه با نفس و استقامت و بکارگیری برخی مهارت های ارتباطی به دست مي آيد. البته اين چيزي نيست كه يك شبه به دست آيد بلكه نياز به تمرين و حوصله دارد. براي اين منظور لازم است كتاب هایي که در این زمینه نوشته شده است را بخوانيد و به كار ببنديد و نیز می توانید با مراجعه به کلینک روانشناسی و مشاوره زمینه برخی از آشفتگی های روانی خود مانند: اضطراب، افسردگی، ناکامی و... را بشناسید و با کمک مشاور آنها را درمان کرده و مهارت های ارتباطی، مهارت های زندگی، مهارت جرأت ورزی و دیگر مهارت های لازم را بیاموزید و به تقویت عزت نفس بپردازید و اعتماد نفس خود را افزایش دهید.
10. با فراگیری راهکارهایی که خدمت شما بیان کردیم و بهره گیری آنها در زندگی و بهبود رابطه خود با اعضای خانواده، باعث می شوید که پدر و مادر و برادرتان با شما رفتار مناسب و خوبی داشته باشند و شما را درک کنند و محبت و صمیمیت در فضای خانواده شما حاکم گردد ضمن اینکه خود شما نیز آرامش خاطر و آسایشی در محیط خانه خواهید داشت و با صبر و خویشتنداری که از خودتان نشان می دهید از عصبانیت و ناراحتی بیشتر جلوگیری به عمل می آورید. ولی اگر شما در قدم اول به اصلاح رفتار خود نپردازید و توقع داشته باشید که دیگران باید همیشه رفتارشان را درست کنند، در این صورت نه تنها دیگر اعضای خانواده شما را درک نخواهند کرد. بلکه ممکن است روز به روز بر تنش و فضای غیر صمیمی خانه و خانواده افزوده گردد و مهر و محبت از خانه شما رخت بربند و اعصابتان بیش از پیش خراب شود.
موفق باشید.






