حدود 1 سال پیش من مرتکب انجام کاری شدم که فکر نمیکردم گناهه. بعد از استمرارم روی اون کار شک کردم و رفتم دنبالش و متوجه شدم گناهه. حالا هربار که سمتش میرم یهو وسطش ول میکنم و شروع میکنم به گریه وسرزنش خودم. ولی باز از روز بعد خوره می افته تو جونم که چرا تمومش نکردم.از نظر روحی خیلی حساس شدم و فکرای گناه همش تو سرمه
واقعا خسته شدم. همش سعی میکنم خودمی یجور مشغول کنم تا این فکرا تو سرم نیاد.ولی انگار بهشون اعتیاد پیدا کردم.
من دختر معتقدی هستم و همین بیشتر تراز همه عذابم میده. قران و دعا هم زیاد میخونم ولی انگار بیفایدس . از اظهار عجز متنفرم ولی واقعا بین دو راهی هوا وهوس و راه درست و حق گیر افتادم.
من دیگه چیکار باید بکنم؟ اگه خدای نکرده توش غرق بشم نجاتم مثل کسی میشه که تو مرداب بیوفته....
یه مشکل دیگه هم وجود داره که من همراه با دوستم هستم. از اون موقع به بعد من وابستگی عجیبی بهش پیدا کردم و نمی تونم ولش کنم چون خودم داغون میشم.
پرسشگر گرامی باسلام و تشکر از ارتباط با این مرکز.
خواهر گرامي! از اين كه به ما اعتماد كرديد و مشكل خود را صادقانه با ما در بيان گذاشتيد خرسنديم.
و نیز از این که توانسته ای به زشتی عمل گناه خود آگاهی پیداکنید، و آن را کنار بگذارید ، شایسته تحسین هستید.
احساس خجلت و شرمندگی در برابر خداوند نسبت به پیشینه های سوء خود از بهترین حالات روحی و معنوی و زمینهساز توبه حقیقی و جلب رحمت و عنایت پروردگار است.
ناراحتی درونی ، درد و سوز و سوختنی که از انجام گناه در دل تان شعله ور است ، نشانه پشیمانی و توبه حقیقی و بازگشت به فطرت و خویشتن اصیل خویش است.
این بازگشت را که تولّدی دوباره و مبارک است، به شما تبریک میگوییم،
دنیای جوانی، دنیای شگفتانگیز و پرتحولی است. دورانی که شاکله و ساختمان روحی و فکری و معنوی آنان دم به دم در معرض امواج حوادث، متلاطم و متغیر است. آزاد شدن و رها گشتن از دوران وابستگی کودکی و شکوفا شدن روحیه استقلالطلبی و بزرگ منشی و خود بزرگ بینی از یک سو و ناپختگی و بی تجربگی از سویی دیگر، نوجوانی را در معرض تحولات پیوسته قرار میدهد.
فقدان تجربه لازم و صافی و صداقت درونی نوجوانان و جوانان موجب می گردد که آنان فریب دیو نفس اماره را بخورند و به ناهنجاریهای رفتاری و تزلزلهای اخلاقی و اعتقادی گرفتار شوند، در این میان کسانی که از خمیر مایه تربیت خانوادگی صحیح تری برخوردارند و دارای بینش و درایت مطلوبی هستند، سرانجام، دیر یا زود، خود را پیدا میکنند و به اصل فطرت و خویشتن خویش باز میگردند، بازگشتی که اگر قدر آن را بدانند و آگاهانه در مورد آن تصمیم بگیرند و حرکت و عمل نمایند، محبوب خدا میشوند: "ان اللَّه یحب التوابین". (1) آن کس که محبوب خدا گردد، خدا همه گناهان و آلودگیهای وی را میبخشد و او را مورد عفو قرار میدهد. "و هو الذی یقبل التوبه عن عباده و یعفوا عن السیئات؛ (2) و اوست که توبه بندگانش را میپذیرد و از گناهان شان در میگذرد".
جوان عزیز!چه زود به ارزیابی و شناخت خویش همت گماشتی و بر خود فائق آمدی . این حال خوش و تداوم راهِ خود شناسی را از دست مده. بدان که حقیقت توبه، پشیمانی است و علامتش، آه و اندوه و حسرتی است که جانش را فرا می گیرد و از خوف و بیم آثار گناه رنج می برد. تا آن سوز و اندوه و این خوف و بیم بر جان کسی نیفتد، توبه کامل حاصل نشده است. در سایه چنان سوز درونی است که آثار هلاکت بار معصیت از قلب و روح زدوده میشود، و دل، صاف و رقیق می گردد و در شما این آثار و نشانه ها به خوبی مشهود است.
وقتی سوز و اندوه و پشیمانی، دل را فرا گرفت، شیرینی گناه به تلخی مبدل میشود، به گونه ای که هرگاه به یاد گناه می افتد، خاطرش آزرده و دچار عذاب روحی و وجدان می گردد. چنین حالتی، نشانه توبه و بازگشت انسان به خدا و لطف و رحمت خاص حضرت حق به گناهکار است.
خواهر گرامي !به نکات زیر توجه کنید :
1. ای کاش مشکل یا گناهی را که مرتکب شده اید ، می نوشتید تا پاسخ و راه حلی متناسب با آن ارائه می شد . روشن است که هر مشکلی راه حل خود را دارد و راه جبران همه گناهان نیز یکسان نیست .
اكنون که در مسير نجات قرار گرفته ايد و به زشتی عمل خود پی برده و آن را ترک کرده اید ، نياز است ابتدا اميد خود را تقويت كرده و به خداوند منّان توكل كنيد و از اين پس سعي كنيد فكر و خيال تان به افكار گناه آلود آميخته نشود. و براي جبران آن ، وقت صرف کنید تا به تدريج با ترميم آسيب ها و صدمات ، به زندگي عادي و پر نشاط برگرديد.
2. نوشته اید : «هربار که به سمت آن گناه می رم یهو وسطش ول می کنم و شروع می کنم به گریه و سرزنش خودم»، چنین حالت و وضعیتی نشان دهنده فعال بودن نفس لوامه و زنده بودن وجدان انسانی و دینی شما است . هم چنین علامت این است که مورد توجه و لطف و محبت خدا قرار دارید . پس از این جهت خدا را شکر کن .
3. نوشته اید : پس از رها کردن گناه «باز از روز بعد خوره می افته تو جونم که چرا ( آن کار گناه را که شروع کرده بودم ) تمومش نکردم.
دل انسان های مؤمن و کسانی که از وجدان زنده برخوردارند ، پیوسته در معرض دو ندا و الهام قرار دارد : یک ندا و الهام رحمانی است ، با این الهام فکر و خیال نیکو ، و راه و رفتارهای پسندیده ای در جلوی وی گشوده می شود ، تا شخص با اراده و انتخاب خود آن را بر گزیند و اقدام کند .
ندای دیگر از ناحیه شیطان است . الهام شیطانی راه های مختلفی را در جلوی فکر و خیال و عمل انسان باز می کند . گاهی از راه باطل محض و گاهی با استفاده از راه و ابزارهای حق و مسکن ها و آرام بخش های موقتبه هدف خود می رسد . گاهی نیز با بهره بردن از حق ، راه های باطل را با توجیه های مختلف، حق نما جلوه می دهد ،
دل شما نیز - که جوانی مؤمن هستید و از وجدان زنده و مورد لطف و محبت خدا بر خوردارید - در معرض هر دو الهام قرار گرفته است . از یک سو با الهام الهی و رحمانی همین که به سمت گناه می روید ، متوجه نا پسندی کار خود می شوید ، آن را ترک می کنید . و از سویی دیگر فردای آن روز دل تان در معرض تاخت و تاز شیطان قرار می گیرد که چرا آن را تمام نکردی . دشمن خوشبختی و سعادت خود را بشناس و با هر چیزی که او پیشنهاد می کند و از هر کاری که او را خوشحال می سازد ، مخالفت کن ، تا به تدریج به آرامش روحی برسی و بتوانی در پس این دنیای پر اضطراب و آشوب ، و در ورای این همه ناراحتی های روحی وروانی ، غم وغصه ها ، افسردگی و استرس ها ، و احساس تنهایی و غربت در میان جمع ، و احساس پوچی و هرزگی به ساحل نجات و امنیت روحی و روانی نایل گردی، به کرانه آرزوها ، زیبایی ها ، نشاط و سرور برسی و از عشق و مهر و محبت و زندگی واقعی که در سایه اتصال و ارتباط با خدا به دست می آید ، بهره مند گردی .
4. نوشته اید : من دختر معتقدی هستم و همین بیشتر تراز همه عذابم می دهد. بابا طاهر همدانی چه زیبا گفته است :
الهی سینه ای ده آتش افروز
در آن سینه دلی وان دل همه سوز
عذاب و دردهای درونی انسان ها دو جور است : برخی دردها مقدس ، پاک ، ارزشمند و مورد عنایت خدا است . این نوع درد ها ریشه در سرشت و فطرت پاک انسانی و توحیدی دارد .
برخی از دردها و عذاب های درونی افراد جنبه شخصی دارد ، نا مقدس و فاقد ارزش و فضیلت است . این گونه دردها بیشتر محبوب شیطان و مورد عنایت او است . و ریشه در بُعد خاکی و حیوانی و غریزی انسان دارد . مثلا هنگامی که فردی به یک لذت حیوانی دسترسی پیدا نمی کند ، و یا از بهره مادی یا لذت جنسی و مانند آن محروم می شود ، دچار چنین نا آرامی ، ناراحتی و اضطراب روحی می شود.
پس ای عزیز گرامی ، اگر اعتقاد شما باعث می شود که به سمت گناه نروی و در صورت انجام گناه، کشتی دلت می شکند و دچار تلاطم وطوفان و آشوب می شود ، خوشحال باش که از صفات پرهیزگاران و متقین برخورداری و خدا دوستت دارد ، و اگر از انجام ندادن گناه ناراحتی و عذاب می کشی .بدان که قطعا مورد تهاجم شدید شیطان قرار داری ، و عذاب بیشتری را در پیش خواهید داشت . پس نگذار سرزمین قلب تورا شیطان تصرف کند. و تو را از لذت بندگی خدا و ارتباط و دوستی با ائمه و فرشتگان محروم سازد.
5. برای آرامش روحی و دور شدن از وسوسه های شیطان و گناهان و فراموش کردن آن ذکر های زیر را زیاد بگو .
الف) « لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین»؛ این ذکر اگر در حال سجده و در مکان خلوت و با حضور قلب گفته شود ، تأثیر زیادی دارد و باعث صفای دل و از بین رفتن افکار غیر خدایی میشود.
ب) «لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم ».
ج) صلوات
د) ارتباط روحی با امام زمان علیه السلام و توسل به آن حضرت .
با عمل به سفارشهای زیر، میتوان بر مشکلات روحی و اخلاقی غلبه کرد:
1- سعی و کوشش در انجام وظایف و واجبات دینی.
2- خواندن نماز ها با حضور قلب و در اول وقت.
3- گرفتن روزه مستحبی به ویژه دوشنبه و پنجشنبه هر هفته.
4- تلاوت قرآن بویژه بعد از نماز صبح.
5- تأمل و اندیشه در آیات قرآن.
6- سحر خیزی.
7- سعی در خواندن نماز شب.
8- شرکت در ورزشهای فردی و دسته جمعی.
9 - تنظیم برنامه برای تمام شبانه روز و پر کردن اوقات فراغت با برنامههای صحیح و سودمند.
10- شرکت در فعالیتهای مذهبی و اجتماعی.
11- پرهیز از نگاه نامشروع به افراد نامحرم.
12- عدم معاشرت و دوستی با افراد منحرف و فاسد.
13- انتخاب دوستان مؤمن و سالم.
14- کنترل افکار و نیندیشیدن به صحنههای شهوت انگیز.
پی نوشتها:
1. بقره (2) آیه 222.
2. شوری (42) آیه 25.






