این سوال را یک مسلمان بدون مذهب از من پرسیده و من می خواهم جوابش را بدهم . به همین دلیل به شما مراجعه کردم.
خداوند در قرآن گفته که من از رگ گردن به شما نزدیک ترم. پس وقتی خداوند همه جا و نزدیک ماست نیازی نیست که به زیارت ائمه برویم و از آنها بخواهیم.
خدا گفته مرا بخوانید تا اجابتتان کنم. پس کافیست ما فقط از خود خداوند بخواهیم تا حاجت مارا بدهد و به ائمه نیازی نیست.
توضیح: لطفا با آیه ی قرآن اشتباه بودن این حرف را ثابت کنید چون ایشان فقط قرآن را قبول دارند.
پرسشگر گرامی باسلام و تشکر از ارتباط با این مرکز.
آيه مورد نظر اين دوست عزيز اين آيه است :
« وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ وَ نَعْلَمُ ما تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُه وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَریدِ (1) ؛ انسان را آفریدیم و وسوسههاى نفس او را مىدانیم، و ما به او از رگ قلبش نزدیک تریم » .
چنان كه مشابه همين مضمون و با صراحت بيشتر خداوند فرموده : « وَ قالَ رَبُّکُمُ ادْعُونی أَسْتَجِبْ لَکُمْ (2) ؛ پروردگار شما گفته است: «مرا بخوانید تا (دعاى) شما را بپذیرم »
حال سوال اين است كه آیا این قبیل آیات با زيارت يا درخواست از معصومین و توسل به آنان منافات دارد ؟
براي پاسخ ابتدا لازم است تاملي در ماهيت توسل داشته باشيم ؛ توسل به معنای مدد جستن از وسیله اي برای رسیدن به مقصود است، انسان برای رسیدن به هدف باید به اسباب و وسايل يا واسطههای فیض متوسل شود . اين امري طبيعي است ؛ پس توسل به معنای استفاده از اسباب برای دستیابی به هدف است.
خداوند به مقتضای لطف و رحمت بی انتهای خویش، اسباب هدایت مردم را فراهم کرده که یکی از آن ها فرستادن پیامبران و نزول کتب آسمانی و راهنمایی رهبران دینی است. هر چند خداوند توانا است که مستقیم تمام عالم را اداره کند و نیاز به واسطه های فیض ندارد، اما با استفاده از ضمیر جمع (انّا) اشاره به اسباب و نظام عالم می کند . در عین حال که می تواند بدون واسطه، فیض خود را به موجودات برساند، ولی سنت الهی بر این تعلق گرفته که جهان هستی را بر اساس نظام اسباب و عوامل قرار دهد . فیض خود را تنها از راه علل و اسباب اعطا کند. امام صادق (ع) می فرماید:
"ابی الله أن یجری الاشیاء الا بالأسباب؛ (3) خداوند امور و اشیاء را از طریق علل و سببش جاری می سازد". بر این اساس انسان در همه کارهای زندگی (مادی یا معنوی) به اسباب و وسایل توسل می جوید.
خداوند برای اعطای فیض خویش ، راه ها و اسبابی را مشخص کرده است، مانند نماز ، روزه ، نیکی به یتیم ، خدمت به مردم . از جمله اسباب و عوامل، نزول فیض و رحمت الهی ، وجود انسان های به حق رسیده (امامان و پیامبران) هستند. همان گونه که در نزول برکات مادی نیز از ابزار و اسباب مادی بهره گرفته . شفا را در دارو قرار داده و به پزشک، آگاهی برای درمان انسان ها داده است.
چنان كه در گذشته اشاره شد، ریشه اصلی توسل در قرآن کریم آمده :
«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَابْتَغُواْ إِلَیهِ الْوَسِیلَةَ؛ (4) اى کسانى که ایمان آوردهاید، از خدا پروا کنید و با وسیله به او توسل جویید ».
با توجه به اینکه کلمه وسیله در آیه اطلاق دارد، شامل همه امور معنوی میشود که انسان را برای دریافت حاجت از خداوند کمک میکند، بنابر این همان طور که برای گرفتن حاجت به خانه خدا و حجر الاسود و نماز و روزه و درود به پیامبر متوسل میشویم، به ارواح مطهر پیامبر، اولیای الهی، و بندگان صالح نیز میتوان متوسل شد . آن ها را در پیشگاه خداوند شفیع قرار داد و از خداوند حاجت خواست .
در نتيجه درخواست وساطت از اولياي الهي بر آن مبنا استوار مي گردد كه ما اين عمل را در راستاِِِِِِي درخواست از خود خداوند قلمداد مي نماييم . تمام قدرت و اراده و توانمندي اين بزرگواران را در طول قدرت و اراده و خواست خداوند مي دانيم ، در نتيجه كمك خواستن از ايشان همانند استفاده از هر وسيله ديگري است كه خداوند براي آن قدرت تاثيرگذاري و برطرف كردن مشكلي براي ما را قرار داده است كه اثر بخشي آن هيچ منافاتي با قدرت و اراده الهي ندارد .
حکمت اعطای این نقش به بزرگان دین و اولیای الهی هم امور مختلفي همچون جایگاه معنوی آنان است؛ همه موجودات عالم هستی، آیات و نشانههای حضرت حقاند. هر موجودی به اندازه وسعت وجودی خود نشانگر اسما و صفات خداوند هستند. عالیترین و تابناکترین جلوه و ظهور حضرت حق تعالى در آینه وجود پیامبر و ائمه تحقق یافته است. آن ها مظهر کامل اسما و صفات خداوندند. توسل به ارواح و قبور مطهر آنان توجه به مظاهر اسمای خداوند است. برای دریافت فیض الهی . این کار از نظر عقلی و شرعی نه تنها محذوری ندارد، بلکه یک کار پسندیده است . در آموزههای دینی در این باره دلایل بسیار وجود دارد. (5)
پس همه خواستن هاي ما از اين واسطه ها عين درخواست از خود خداوند است و تفاوت ماهوي ندارد و همه اين امور نوعي عبادت و توجه به خداوند محسوب مي گردند ، همان گونه كه خود خداوند براي عبادت خود بندگان را به سوي نمادها و مظاهري چون كعبه و ... فراخوانده است ؛ آيا مي توان گفت وقتي خدا هست ديگر چرا توجه به كعبه و طواف بر گرد او ؟
به علاوه اگر خداوند تا اين حد به انسان نزديك است كه براي تقرب به او و يا رسيدن به برخي از نتايج مطلوب و مورد نظر هيچ نيازي به كمك خواستن از امور ديگر نيست ، چرا خود برخي از اعمال و عبادات را به عنوان وسايلي براي رسيدن به نتيجه به ما معرفي مي فرمايد ؟ چنان كه در قرآن تاكيد مي نمايد :
« يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اسْتَعينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ ؛(6) اى افرادى كه ايمان آوردهايد! از صبر (و استقامت) و نماز، كمك بگيريد » آيا منطقي است بگوييم وقتي خود خدا هست، كمك گرفتن از نماز چه معنايي دارد ؟
به علاوه اگر براي تقرب به خداوند و توجه به او نياز به هيچ واسطه ديگري نبود چرا خداوند خود براي وساطت پيامبر در طلب مغفرت از خداوند براي گنهكاران تاثير و نتيجه قائل است ؟ در قران آمده است :
« و لو انهم اذ ظلموا انفسهم جاوک فاستغفروا اللّه و استغفر لهم الرسول لوجدوااللّه توابا رحیما . (7) اگـر آنـان هنگام ستم بر خویشتن , نزد تو مى آمدند و از خدا درخواست آمرزش مى کردند و پیامبر نیز براى آنان طلب آمرزش مى نمود , خدا را توبه پذیر و مهربان مى یافتند . »
يا در داستان برادران حضرت يوسف ، درخواست وساطت در استغفار و طلب بخشش از درگاه خداوند صراحتا از جانب برادران گنهكار در نزد پدرشان نقل شده است كه گفتند :
« یا ابانا استغفر لنا ذنوبنا انا کنا خاطئین ؛ (8) اى پدر ! براى ما استغفار کن که ما خطا کار بودیم . حضرت یعقوب نیز این تقاضا را نه تنها انکار نکرد بلکه به آنها قول مساعد داد و فرمود :
سوف استغفر لکم ربى : به زودى براى شما از درگاه خداوند تقاضاى آمرزش مىکنم » ؛ از اين قبيل آيات به خوبي روشن مي شود كه نفس توجه و كمك خواستن از واسطه هاي آبرومند در درگاه خداوند همانند استفاده از ابزارهايي تاثير گذار در نتيجه گيري براي امورمورد نظر است و اين امر هيچ منافاتي با قدرت و خواست و اراده الهي هم ندارد ، همان گونه كه همه موحدين براي بهبود از بيماري دست به دامان درمان و دارو مي شوند و اين امر را هم در تنافي با قدرت خداوند و شفا بخش بودن او نمي دانند .
پی نوشت ها :
1. ق (50)، آیه 16.
2. غافر (40)، آیه 60.
3. ثقة الاسلام كلينى، الكافي، ج1، ص 183. دار الكتب الإسلامية تهران، 1365 ه ش ،
4. مائده ، آیه 35.
5. نمونه هاي متعدد اين امر را مي توانيد در كتاب «آیین وهابیت» تألیف آیه الله جعفر سبحانی نشر موسسه امام صادق عليه السلام قم مطالعه فرمایید.
6. بقره (2)، آيه 153.
7. نساء (4)، آيه 64 .
8. يوسف (12)، آيه 97 .






