1- چرا می گوییم قرآن تحریف نشده است؟ چگونه با تکیه به آیات درون خود قرآن عدم تحریف قرآن ثابت می شود؟
برای اثبات این امر نیاز به استفاده از منابع مستقل است.
2- اگر فزضا شخصی قسمت هایی از قرآن را کم و به صورت وسیع میان افراد ناآگاه پخش نماید به ناچار از تحریفات مصون نمی ماند. بر چه اساس کسی در طول تاریخ چنین کاری نکرده و اگر این کار تا به حال انجام نشده حالا که انجام شدنی است.
3- آیا قرآن قابل تحریف شدن است و تقدیر الهی مانع این کار می شود یا اساسا قابل تحریف نیست؟

پرسش 1:
قرآن
شرح : 1- چرا مي گوييم قرآن تحريف نشده است؟ چگونه با تکيه به آيات درون خود قرآن عدم تحريف قرآن ثابت مي شود؟ براي اثبات اين امر نياز به استفاده از منابع مستقل است
پاسخ:
پرسشگر گرامي با سلام سپاس از ارتباط تان با اين مرکز.
اولا استدلال به آيات قرآن مبني بر تحريف نشدن قرآن، استدلالي عقلاني و برهاني است نه صرفا با تکيه بر اعلام قرآن که شما آن را درو و باطل بدانيد ،
قرآن مي فرمايد:
إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ (1)
ما قرآن را نازل كرديم و ما بطور قطع نگهدار آنيم‏.
اين آيه فقط از اراده خدا بر تحريف نشدن قرآن سخن گفته است . قبل از تاکيد قرآن هم معلوم و قطعي بود که خدا چنين اراده اي دارد، ما به اين استدلال که اراده خدا تخلف ناپذير و غالب است و هيچ گاه مغلوب نمي شود ، بر تحريف نشدن قرآن استدلال مي کنيم زيرا اگر منکران و منحرفان بتوانند قرآن را تحريف کرده و اين تحريف را جا بيندازند و به عنوان وحي مقبول گردد، معنايش اين است که خدا نتوانسته اراده خود را در محفوظ ماندن قرآن محقق کند وديگران بر خدا غالب شده اند در حالي که خدا غالب شکست ناپذيري است که مغلوب نمي شود.
البته در جاي خود ثابت شده که خدا اراده اش را از طريق اسباب محقق مي سازد و اين گونه نيست که خدا اراده تحريف قرآن را از ذهن ها پاک کند يا دستي را که به قصد تحريف قرآن، قلم را بر مي دارد خشک کند و... بلکه مسلمانان و مؤمنان و اولياي خود را حافظ قرآن مي سازد و آنان اجازه نمي دهند اين نقشه هاي شوم به موفقيت برسد و تحريف کنندگان را رسوا و تحريف را آشکار کرده و جامعه را نسبت بدان مصون مي سازند.
اگر دليل تحريف نشدن قرآن اين آيه و اعلام خود قرآن بدون استدلال عقلي پشتوانه اش بود، اشکال شما وارد بود و مدعي تحريف مي توانست بگويد دليل شما بر تحريف نشدن قرآن ،اين آيه است و چه بسا خود آيه تحريف شده و دروغ باشد!
اما دلايل عمده تحريف نشدن قرآن، آيات قرآن نيست، بلکه برون ديني يا خارج از آيات قرآن است.
به دلايل تحريف نشدن قرآن توجه کنيد:
با توجه به موارد زير هر فرد منصفي يقين مي کند قرآن تنها کتاب آسماني اي است که بدون تحريف و کم و کاست به دست ما رسيده است:
1. قرآن بر قلب رسول خدا نازل شد و بر آن قلب حک گرديد . رسول خدا خود اولين حافظ قرآن بود که همه آيات را در قلب خود و در امان از تصرف شيطان و فراموشي و سهو و اشتباه داشت . هر سال جبرئيل همه قرآن نازل شده را يک بار بر ايشان عرضه مي کرد و سلامت آن را از دستبرد هر شيطاني اعلام مي نمود .
2. رسول خدا به امر خدا قران را بر مردم تلاوت مي کرد . آنان مستقيم به گوش خود قرآن و نحوه خواندن آن را از زبان رسول خدا مي شنيدند و حفظ مي کردند . در زمان رسول خدا همه مسلمانان حافظ همه يا قسمت هايي از قرآن بودند به خصوص که در حجاز خواندن و نوشتن مرسوم نبود و بيش تر اتکاي مردم به قوه حافظه شان بود.
3. رسول خدا افرادي را که قرآن را به خوبي حفظ داشتند و تلاوت مي کردند، به عنوان قاري معين کرده بود که وظيفه آموزش قرآن به مردم را داشتند . اينان که حافظ قرآن در قلب خود و از لحاظ ايمان و خداترسي و راستگويي امتحان شده بودند، زير نظر خود پيامبر به مردم خواندن صحيح قرآن را آموزش مي دادند.
4. به امر پيامبر تعدادي از افراد که نوشتن بلد بودند، وظيفه داشتند آيات قرآن را بر نوشت افزار هاي مرسوم آن روز بنويسند . همه قرآن در لوح هاي گلي و سنگي و...نوشته شده و در همياني پشت منبر رسول خدا نگهداري مي شد. علاوه اين که افرادي نيز براي خود قرآن را به طور کامل يا قسمت هايي از آن را نوشته و در خانه خود داشتند.
5 ترتيب آيات و سوره ها به امر رسول خدا بود . معمولا سوره ها يک جا نازل مي شد . بعد از تمام شدن، سوره بعد نازل مي گرديد . نزول بسم الله جديد علامت تمام شدن سوره قبلي و شروع سوره بعدي بود . گاهي نيز آيات نازل شده در اثناي آياتي که قبلا نازل شده بود، به امر رسول خدا درج مي گرديد . نظم آيات به اتفاق همه عالمان اسلام و نظم سوره ها به نظر غالب عالمان همان نظمي است که پيامبر دستور داده است.
6. تا زماني که رسول خدا زنده بود ، نزول ادامه داشت. چند روز قبل از وفات رسول خدا آخرين آيات نازل شد. از اين رو در زمان ايشان نمي شد قرآن را به صورت کتابي که بين دو جلد قرار گرفته و تمام شده، جمع آوري کرد و تحويل جامعه داد . بدين جهت امام علي به امر رسول خدا و بعضي از اصحاب به امر خليفه اول در فاصله کمي بعد از وفات رسول خدا طبق دستور هاي ايشان، قرآن را به صورت کتابي بين دو جلد تنظيم و به جامعه ارائه کردند. اين کار در کمترين فاصله از وفات رسول خدا انجام شد . هنوز همه مردم دستور ها و بيانات رسول خدا در مورد قرآن را به ياد داشتند . علاوه بر اين که داعيه اي بر تحريف نبود، کسي هم جرات نمي کرد و جامعه هم اجازه نمي داد. از اين رو همه مسلمانان با وجود اختلافاتي که بعد از رسول خدا به وجود آمد، در صحت و سلامت قرآن جمع آوري شده اتفاق داشتند.
مسلمانان از همان زمان رسول خدا نسبت به قرآن و سالم ماندن آن از دستبرد و تحريف و کم و زياد شده حساسيت فوق العاده داشتند، به طوري که هيچ کس حتي خليفه با همه مقام و احترامي که داشت جرآت نمي کرد يک واو بر قرآن بيفزايد يا از آن کم کند. اين قضيه معروف است که عثمان تصميم گرفت حرف «واو» را از آيه «والذين يکنزون الذهب و الفضّة» حذف کند، ولي با واکنش مسلمانان روبرو شد.أبي بن کعب گفت: بايد اين حرف را به قرآن برگردانيد يا شمشير مي‏کشم.
همين طور درباره عمر بن الخطاب گفته‏اند که او روزي جمله «و الذين اتبعوهم باحسان» را بدون واو قرائت کرد، مردم چنان با او برخورد کردند که مجبور شد دوباره آيه را با واو قرائت کند.(1)
6. علاوه بر قرآن جمع آوري شده که مورد اتفاق بود، بسياري از اصحاب هم خودشان براي تلاوت شخصي، نسخه هايي کامل يا ناقص از قرآن داشتند که گاهي در لابلاي آيات کلمات توضيحي که از رسول خدا شنيده بودند ، نوشته بودند که فهم مراد آيه برايشان آسان تر و روشن تر باشد. با توجه به اين نسخه ها و تفاوت لهجه افرادي که به اسلام وارد مي شدند و قرآن را تلاوت مي کردند و تفاوت لغات قبايل مختلف قريش ، تغييرات جزيي در نسخه هاي قرآن پديدار شد که گر چه به معناي کلي آيات ضرر نمي زد ، ولي در صورت ادامه يافتن خطرناک مي نمود . از اين رو خليفه سوم (با نظارت امير المومنين ع) دستور داد همه نسخه هاي ديگر جمع آوري و معدوم شود . فقط از روي نسخه جمع آوري شده توسط خليفه اول، نسخه هايي تکثير شده و به عنوان نسخه هاي مرجع به سراسر جهان اسلام فرستاده شود . بدين وسيله سلامت قرآن در گذر زمان تضمين شد.
7. قرآن ابتدا با رسم الخط ساده عربي که بسياري حروف به هم شباهت داشتند و از نقطه و حرکت ها اثري نبود ،نوشته شد. البته چون اصل بر قرائت بود و مردم بيش تر قرآن را سينه به سينه و شفاهي ياد گرفته بودند، اين خط توسط قاريان به آساني و صحيح خوانده و آموزش داده مي شد . مشکل مهمي نمود پيدا نکرد. بعد براي تلاوت راحت تر به نقطه و اعراب گذاري اقدام کردند . اين ها، همه براي در امان نگه داشتن قرآن از تحريف و تغيير در گذر زمان بود.
از زماني هم که چاپ اختراع شد، با چاپ قرآن، آن را در سراسر جهان پخش کردند . يگانگي آن در جهان با وجود مذاهب مختلف و اختلاف هاي بسيار اعتقادي و کلامي و فقهي، خود نشانه اي آشکار بر اراده خدا بر محفوظ ماندن آن است.
با توجه به آنچه اجمالا گذشت، مسلمانان تنها دينداراني هستند که مي توانند ادعا و اثبات کنند که کتاب آسماني شان همان است که بر پيامبرشان نازل شده ،گذر ايام و حوادث دهر نتوانسته چيزي از آن بکاهد يا بر آن بيفزايد.
پي نوشت:
1. حجر (15) آيه 9.
1.ابوعبدالله زنجاني، تاريخ قرآن، ص 24.

پرسش 2:
اگر فزضا شخصي قسمت هايي از قرآن را کم و به صورت وسيع ميان افراد ناآگاه پخش نمايد به ناچار از تحريفات مصون نمي ماند. بر چه اساس کسي در طول تاريخ چنين کاري نکرده و اگر اين کار تا به حال انجام نشده حالا که انجام شدني است.
پاسخ:
$12-
عرض کرديم که اين امکان دارد و مثلا الآن ممکن است در اينترنت يا در کشورهاي غير اسلامي فردي در آيه اي دست برده و آن را به عنوان آيه اي از آيات قرآن در سايت خود قرار دهد يا چاپ و تکثير کند؛ ولي اين اقدام به سرعت افشا شده و دروغين بودن آن آيه ، روشن مي شود. آنچه محال است اين که آيه اي به وسيله افرادي درست شود يا کم و زياد و تحريف شده و محصول کار به عنوان قرآن و وحي منتشر شود و در جامعه اسلامي به عنوان قرآن، مقبول گردد و کسي در مقابل اين تحريف قيام نکند و آن را افشا نکرده و جامعه آن را طرد نکند.
آيا با اين كار قران حقيقي براي تمام مردم مشتبه مي شود ؟ يا اين كه قرآن حقيقي ميليون ها جلد آن در منازل است . فرض كنيد الان در برخي كشور ها توهين به پيامبر و اهل بيت او(ع) مي شود؛ آيا با اين توهين ها شخصيت اصلي آن ها براي تمام مردم جهان مشتبه مي شود به طوري كه پيامبر حقيقي را مردم نشناسند ؟!
قرآن در جامعه اسلامي از همان اول به تواتر نقل شده و اين گونه نيست که مسلمان ها هر مطلبي را به عنوان قرآن بپذيرند بدون اين که از قرآن بودن آن مطمئن شوند. و مسلمانان نسبت به قرآن از همان ابتدا عنايت ويژه داشته و دارند و اجازه نمي دهند ديگران در قرآن دست ببرند و تحريفات خود را به عنوان قرآن جا بيندازند.
کليت قرآن و تعداد آيه ها و سوره ها و ترتيب آن ها و حتي تعداد کلمه ها و حروف از همان ابتدا و بلافاصله بعد از پيامبر طبق رهنمود هاي ايشان، ثبت و ضبط شده و ديگر با اين وجود، کسي را توان کم و زياد کردن آن نيست و اگر در اين زمينه کسي اقدامي کند، ناکام مانده و به سرعت افشا و رسوا مي گردد و طرد و نفي مي گردد.

پرسش 3:
آيا قرآن قابل تحريف شدن است و تقدير الهي مانع اين کار مي شود يا اساسا قابل تحريف نيست؟
پاسخ:

تحريف به معناي کم و زياد کردن است و در مورد قرآن اين کار جا نمي افتد زيرا:
در مورد زياد کردن ؛ کسي نمي تواند سوره و سوره هايي مانند آن بياورد و بدان اضافه کند و خدا هم عنايت دارد که اين قرآن محفوظ از دستبرد و کم و زياد بماند از اين رو پيامبر و امامان و مسلمانان را از همان زمان نزول چنان نسبت به اين امر حساس کرده که نسبت به ثبت و حفظ و کتابت آن کمال عنايت را به خرج داده و اجازه ندهند حتي خلفا به عنوان خدمت ، حرفي از آن کم و زياد کنند.
قرآن کريم معجزة جاويدان، و سند رسالت نبي خاتم حضرت محمد(ص) است. خداوند فرمود:
"إنّا نحن نزّلنا الذکر و إنّا له لحافظون؛ ما قرآن را نازل کرديم و ما خود نگهدار آن خواهيم بود".(1)
از اين آيه خدا خويشتن را ضامن نگهداري قرآن معرفي کرده . معلوم مي شود که اگر جن و انس و تمام قدرت ها بر ايجاد خلل در قرآن متحد شوند، هيچ کاري از پيش نخواهند برد. از اين رو خدا فرمود:
لا يَأْتيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزيلٌ مِنْ حَكيمٍ حَميدٍ (2)
در قرآن هيچ گونه خللي از هيچ جهت وارد نمي شود، و از جانب خداوند فرزانه و ستوده نازل گشته است.
در مورد کم کردم و کتمان نمودن و تغيير دادن هم با توجه به اقدامات خدا و پيامبر و مسلمانان يقين مي يابيم که کسي قدرت نداشته در قرآنن دست ببرد و محصول کار خود را به عنوان قرآن به جامعه بقبولاند و جامعه اسلامي از همان زمان پيامبر قرآن را به تمامي شناخته و ثبت و ضبط کرده و ديگران توان دست بردن در آن را نيافته اند.
برخي از دلايل تحريف نشدني بودن قرآن:
1. قرآن بر قلب رسول خدا نازل شد و بر آن قلب حک گرديد . رسول خدا خود اولين حافظ قرآن بود که همه آيات را در قلب خود و در امان از تصرف شيطان و فراموشي و سهو و اشتباه داشت .هر سال جبرئيل همه قرآن نازل شده را يک بار بر ايشان عرضه مي کرد و سلامت آن را از دستبرد هر شيطاني اعلام مي نمود .
2. رسول خدا به امر خدا قرآن را بر مردم تلاوت مي کرد . آنان مستقيم به گوش خود قرآن و نحوه خواندن آن را از زبان رسول خدا مي شنيدند و حفظ مي کردند .در زمان رسول خدا همه مسلمانان حافظ همه يا قسمت هايي از قرآن بودند، به خصوص که در حجاز خواندن و نوشتن مرسوم نبود و بيش تر اتکاي مردم به قوه حافظه شان بود.
3. رسول خدا افرادي را که قرآن را به خوبي حفظ داشتند و تلاوت مي کردند، به عنوان قاري معين کرده بود که وظيفه آموزش قرآن به مردم را داشتند . اينان که حافظ قرآن در قلب خود و از لحاظ ايمان و خداترسي و راستگويي امتحان شده بودند، زير نظر پيامبر به مردم خواندن صحيح قرآن را آموزش مي دادند.
4. به امر پيامبر تعدادي از افراد که نوشتن بلد بودند، وظيفه داشتند آيات قرآن را بر نوشت افزار هاي مرسوم آن روز بنويسند . همه قرآن در لوح هاي گلي و سنگي و...نوشته شده و در همياني پشت منبر رسول خدا نگهداري مي شد. افرادي نيز براي خود قرآن را به طور کامل يا قسمت هايي از آن را نوشته و در خانه خود داشتند.
5 .ترتيب آيات و سوره ها به امر رسول خدا بود . معمولا سوره ها يکجا نازل مي شد . بعد از تمام شدن، سوره بعد نازل مي گرديد . نزول بسم الله جديد علامت تمام شدن سوره قبلي و شروع سوره بعدي بود .گاهي نيز آيات نازل شده در اثناي آياتي که قبلا نازل شده بود، به امر رسول خدا درج مي گرديد .خلاصه نظم آيات به اتفاق همه عالمان اسلام و نظم سوره ها به نظر غالب عالمان همان نظمي است که پيامبر دستور داده است.
6. تا زماني که رسول خدا زنده بود ، نزول ادامه داشت . چند روز قبل از وفات رسول خدا آخرين آيات نازل شد .از اين رو در زمان ايشان نمي شد قرآن را به صورت کتابي که بين دو جلد قرار گرفته و تمام شده، جمع آوري کرد و تحويل جامعه داد . بدين جهت امام علي به امر رسول خدا و بعضي از اصحاب به امر خليفه اول در فاصله کمي بعد از وفات رسول خدا طبق دستور هاي ايشان، قرآن را به صورت کتابي بين دو جلد تنظيم و به جامعه ارائه کردند. اين کار در کم ترين فاصله از وفات رسول خدا انجام شد . هنوز همه مردم دستور ها و بيانات رسول خدا در مورد قرآن را به ياد داشتند . علاوه بر اين که داعيه اي بر تحريف نبود، کسي هم جرات نمي کرد و جامعه هم اجازه نمي داد کسي در قرآن دست ببرد. مسلمانان از همان زمان رسول خدا نسبت به قرآن و سالم ماندن آن از دستبرد و تحريف و کم و زياد شدن حساسيت فوق العاده داشتند به طوري که هيچ کس حتي خليفه با همه مقام و احترامي که داشت جرأت نمي کرد يک واو بر قران بيفزايد يا از آن کم کند.اين قضيه معروف است که عثمان تصميم گرفت حرف «واو» را از آيه «والذين يکنزون الذهب و الفضّة» حذف کند ولي با واکنش مسلمانان روبرو شد.أبي بن کعب گفت: بايد اين حرف را به قرآن برگردانيد يا شمشير مي‏کشم.
همين طور درباره عمر بن الخطاب گفته‏اند که او روزي جمله «والذين اتبعوهم باحسان» را بدون واو قرائت کرد، مردم آن چنان با او برخورد کردند که
مجبور شد دوباره آيه را با واو قرائت کند.(3)
از اين رو همه مسلمانان با وجود اختلافاتي که بعد از رسول خدا به وجود آمد، در صحت و سلامت قرآن جمع آوري شده اتفاق داشتند.
7. علاوه بر قرآن جمع آوري شده توسط خليفه اول که مورد اتفاق بود، بسياري از اصحاب هم خودشان براي تلاوت شخصي، نسخه هايي کامل يا ناقص از قرآن داشتند. گاهي در لابلاي آيات کلمات توضيحي که از رسول خدا شنيده بودند ، نوشته بودند که فهم مراد آيه برايشان آسان تر و روشن تر باشد. با توجه به اين نسخه ها و تفاوت لهجه افرادي که به اسلام وارد مي شدند و قرآن را تلاوت مي کردند و تفاوت لغات قبايل مختلف قريش ، تغييرات جزيي در نسخه هاي قرآن پديدار شد . گر چه به معناي کلي آيات ضرر نمي زد، ولي در صورت ادامه يافتن خطرناک مي نمود . از اين رو خليفه سوم دستور داده شد همه نسخه هاي ديگر جمع آوري و معدوم شود .فقط از روي نسخه جمع آوري شده توسط خليفه اول، نسخه هايي تکثير شده و به عنوان نسخه هاي مرجع به سراسر جهان اسلام فرستاده شود . بدين وسيله سلامت قرآن در گذر زمان تضمين شد.
8. قرآن ابتدا با رسم الخط ساده عربي که بسياري حروف به هم شباهت داشتند و از نقطه و حرکت ها اثري نبود نوشته شد. البته چون اصل بر قرائت بود و مردم بيش تر قرآن را سينه به سينه و شفاهي ياد گرفته بودند، اين خط توسط قاريان به آساني و صحيح خوانده و آموزش داده مي شد . مشکل مهمي نمود پيدا نکرد. بعد براي تلاوت راحت تر به نقطه و اعراب گذاري اقدام کردند . اين ها، همه براي در امان نگه داشتن قرآن از تحريف و تغيير در گذر زمان بود.
از زماني هم که چاپ اختراع شد ،با چاپ قران، آن را در سراسر جهان پخش کردند . يگانگي آن در جهان با وجود مذاهب مختلف و اختلاف هاي بسيار اعتقادي و کلامي و فقهي، خود نشانه اي آشکار بر اراده خدا بر محفوظ ماندن آن است.
9. البته در گذر زمان و به دلايلي که در جاي خود توضيح داده شده، اختلاف هاي جزيي و محدود قرائتي در قرآن حاصل شده، ولي خوشبختانه اختلاف ها بسيار محدود و جزيي هستند . در هيچ موردي به معناهاي مخالف نمي انجامد .اضافه يا کم شدن محسوس و چشمگيري وجود ندارد. اختلاف قرائت ها هم کاملا ضبط و ثبت شده ، حول و حوش اعراب يا اضافه و کم شدن حروف و کلمه است .به معناي قرآن اصلا ضربه نمي زند . سبب پيدايش معناهاي مختلف و مخالف نمي شود.
10. عقل انسان حکم مي کند که احتمال هر گونه تغيير و تبديل از قرآن کريم به دور است، زيرا قرآن کتابي است که از روز اوّل مورد عنايت و اهتمام مسلمانان بوده . قرآن براي مسلمانان همه چيز بوده است: قانون اساسي، دستور عمل زندگي، برنامه حکومت، کتاب مقدس آسماني و رمز عبادت و بندگي.
با دقت در اين موضوع روشن مي شود که اصولاً کم و زياد در آن امکان نداشته است.
قرآن کتابي بود که مسلمانانِ نخستين همواره در نمازها، در مسجد، در خانه، در ميدان جنگ، به هنگام رو به رو شدن با دشمنان و به عنوان استدلال بر حقانيت مکتب از آن استفاده مي کردند.
از تواريخ اسلامي استفاده مي شود که تعليم قرآن را مِهر زنان قرار مي دادند. اصولاً تنها کتابي که در همه محافل مطرح بوده و هر کودکي را از آغاز عمر با آن آشنا مي کردند و هر کس مي خواست درسي از اسلام بخواند، آن را به او تعليم مي دادند، قرآن مجيد بود.
مسلمانان سخت به يادگرفتن و حفظ آن اهميت مي دادند. اصولاً شخصيت افراد در آن عصر تا حد زيادي به اين شناخته مي شد که چه اندازه از آيات را حفظ کرده باشد. شمار حافظان قرآن به اندازه اي زياد بود که در تواريخ مي خوانيم در يکي از جنگ ها که زمان ابوبکر واقع شد، چهارصد نفر از قاريان قرآن به قتل رسيدند. در داستان "بئر معونه" (يکي از آبادي هاي نزديک مدينه) و جنگي که در آن منطقه در زمان حيات پيامبر(ص) اتفاق افتاد مي خوانيم که جمع کثيري از قاريان در حدود هفتاد نفر شربت شهادت نوشيدند.
11. اصولاً پس از قبول خاتميت پيامبر(ص) و اين که اسلام آخرين آيين الهي است و رسالت قرآن تا پايان جهان برقرار خواهد بود، چگونه خدا اين يگانه سند اسلام و پيامبر خاتم را پاسداري نکند؟ آيا با تحريف قرآن ، جاودانگي اسلام طيّ هزاران سال و تا پايان جهان مفهومي مي تواند داشته باشد؟!
چون يکي از دلايل تجديد نبوت ها، تحريف کتاب آسماني بوده ، اگر اين تحريف در قرآن صورت گرفته بود، بايد پيامبري از طرف خداوند براي اصلاح مي آمد، در حالي که پيامبر اسلام، خاتم پيامبران شناخته شده و خود نيز آن را بيان کرده است.
با توجه به اين دلايل و دلايل فراوان ديگر که در کتاب هايي که در زمينه عدم تحريف قرآن نوشته شده ، علما و دانشمندان و مفسران اسلامي، با قاطعيت تمام، تحريف قرآن را ردّ کرده و معتقد شده اند که قرآن مجيد به هيچ وجه تحريف نشده و تحريف نخواهد شد، زيرا با وجود اراده خدا و حساسيت پيامبر و امامان و مسلمانان و اقدامات آنان در اين زمينه ، امکان تحريف دراين کتاب آسماني راه ندارد و هر اقدامي در اين زمينه محکوم به شکست است و خواري و رسوايي اقدام کننده را در پي دارد .
امروز قرآن هايي که در جهان چاپ مي شود، قبل از چاپ توسط سازمان هايي که در اين زمينه مسئوليت دارند، به دقت کنترل مي شوند و اگر توسط دشمنان در گوشه اي از جهان قرآني تحريف شده چاپ شود، به سرعت توسط مسلمانان و دولت هاي اسلامي شناخته شده و مورد برخورد شديد قرار مي گيرد و از اين رو است که هيچ کس حتي غير مسلمان ها جرأت دستکاري قرآن را ندارند.
بنا بر اين تحريف نشدن قرآن از آن جهت است که خدا خواسته و تقدير خدا بر اين قرار گرفته است. البته تقدير خدا بر اين قرار گرفته که خود قرآن چنان باشد از حيث محتوا و حقانيت و نظم و ترتيب و گيرايي و جذابيت و... ، که کسي نتواند و نمي تواند سوره اي مانند آن بياورد و تقدير خدا بر اين قرار گرفته که با اقدامات پيامبر و امامان و مؤمنان به قرآن، اين کتاب محفوظ بماند و اقداماتي که در جهت وتحريف و کم و زياد شدنش صورت مي گيرد، به نتيجه نرسد.
بنا بر اين اين گونه نيست که خدا در روح و روان افراد معارض تصرف کند و آنان را از تحريف قرآن منصرف نمايد يا فکر و زبان و قلم آنها را از کار بيندازد تا نتوانند در قرآن دست ببرند بلکه آنان اقدام مي کنند و دست مي برند ولي با واکنش شديد مواجه مي شوند و شکست مي خورند و قرآن در امان از اقدامات آنان ، سالم مي ماند.
پي‌نوشت‌ها :
1. حجر (7) آيه 9.
2. فصلت (41) آيه 42.
3. . تاريخ قرآن، ابوعبدالله زنجاني، ص 24.1.