با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما
خیلی گناه کردم خیلی ولی خوشبختانه و با لطف خدا به خودم اومدم و توبه کردم از همه کارام
حالا سوال من اینه
سوال 1:
میدونم که اگر توبه کنم خدا میبخشه حتی اگر تو دلم احساس پشیمونی کنم
ولی از گذشته خودم رنج میبرم و همش ناراحتم با خدا که دردو دل میکنم و گریه میکنم و کمی اروم میشم ولی بعضی وقتا تو تنهایی به کارای گذشتم فکر میکنم و اینکه با اون کارا چقدر باعث ناراحتی امام زمان میشدم و چقدر اون کارا زشت بودن و من نمیدونستم از خودم بدم میاد و ارزوی مرگ میکنم و خیلی عصبی میشم
چکار کنم واسه ی همیشه دلم اروم بشه؟ عذاب وجدان راحتم نمیذاره... چکار کنم؟؟!
ایا این عذاب وجدان لازمه؟
با تشکر.
پرسشگر گرامی باسلام و تشکر از ارتباط با این مرکز.
یکی از آثار تقوا، خوف و ترس از خداست. امام علی(ع) میفرماید: «تقوای الهی، دوستان خدا را از انجام محرّمات باز میدارد و قلبهایشان را پر از خوف از خدا میسازد، چنان که شبهای آنان با بیخوابی و روزهایشان با تحمل تشنگی سپری میگردد». (1)
آیا ندیده و نشنیده اید افراد بسیاری که غرق در گناه و فساد و جنایتند ، اما حال خوش (ولی به ظاهر ناخوش ) شما را ندارند؟ زیرا تکرار گناه و استمرار معصیت آگاهانه باعث شده که از یک سو چراغ ایمان و انسانیت در درون شان خاموش گردد ، وجدان شان بمیرد ، نفس لوّامه شان از کار بیفتد و به جایش نفس امّاره بالسوء آن ها فعال گردد ، از سویی دیگر خدا نیز آنان را به حال خود رها کند و اَبر رحمت و مغفرت خویش را از سرشان بردارد ، تا گناه شان زیادتر شود ، و رسوایی و فضاحت و عذاب آنان در دنیا و آخرت فزون تر گردد.
امّا گنه کارانی ( مثل شما ) که فکر گناه، مانند کابوس وحشتناکی بر روح آنان سایه میافکند . زنجیر اعمال گذشته همچون طوق سنگینی بر دست و پای آنان پیچیده است، مورد لطف و محبت خدا هستند. چون خدا دوست تان دارد و می خواهد هر چه زودتر در دنیا پاک شوید، این حال را به شما داده است تا وجدان و نفس لوامه تان پیوسته بیدار و فعال باشد، روشنایی چراغ ایمان تان پر نورتر گردد، از این راه بتوانید به خدا نزدیک تر گردید . این حال را غنیمت بدانید. زیرا اگر انسان بعد از ارتکاب گناه چنین حالی نداشته باشد ، نه تنها ممکن است به گناه خودادامه داد، بلکه چه بسا گناهان دیگر و شدیدتری را انجام دهد .
بنا بر این رنج و ترس و ناراحتی شما هنگام به یاد آوردن گناه، نشانه توبه واقعی شماست. اگر این حال را نداشتید ، می باید غصه می خوردید.
زیرا در توصیف مؤمنان راستین آمده است، مؤمن کسی است که در حالت بین خوف و رجا به سر ببرد ، یعنی حالتی که در عین خوف و ترس از دوزخ، امید به رحمت و مغفرت خدا نیز به همان اندازه داشته باشد.
قرآن کریم در وصف مؤمنان راستین می فرماید : «مؤمنان آن چه را که باید انجام دهند، به وظیفه خود عمل میکنند، ولی باز دلهایشان ترسناک است». (2)
امام صادق (ع) میفرماید: «سزاوار است مؤمن چنان از خدا بترسد که گویی در کنار دوزخ قرار گرفته و مشرف بر آتش است و چنان به او امیدوار باشد که گویی اهل بهشت است». (3)
حضرت از پدر بزرگوارش نقل میکند: «هیچ بندهای نیست مگر این که در قلبش دو نور است: نور بیم و نور امید. اگر با یکدیگر مقایسه شوند، هیچ کدام بر دیگری برتری ندارد». (4)
پس مؤمن از این دو بال (خوف و رجا) برخوردار است. با این دو، تعادل درونی برقرار میشود زیرا هرگاه غرور و غفلت دامنگیر او شد ، خوف از خدا، سراسر وجودش را فرا میگیرد و هرگاه ناامید شد، امید به رحمت، دل او را لبریز میکند.
یک نکته مهم :
به این نکته مهم توجه داشته باشید که ترس از خدا، حد و اندازه ای دارد ، اگر به افراط کشیده شود، از حالت یأس از رحمت الهی سر در میآورد که این حالت از بزرگ ترین گناه هان است.
توصیه ما این است که:
قرآن - به خصوص سوره های یس و الرحمن و الواقعه - را زیاد بخوانید، و در کنار توجه به آیات مربوط به جهنم و عذاب الهی به آیات رحمت و مغفرت خدا و آیات امیدبخش و مربوط به نعمت های بهشت نیز توجه کنید . هر دوسته آیات را زیاد بخوانید و در در معانی هر دو دسته بنگرید و تدبر کنید. اگر به قرآن مجید مراجعه کنید، میبینید هر جا از عذاب جهنم و ترس از خدا سخن گفته، بلافاصله بهشت و نعمتهای آن و امید به رحمت پروردگار را توصیف کرده است، مثلاً در مورد بندگان صالح میفرماید: «یحذر الاخرة و یرجوا رحمة ربه؛ (5) از عذاب آخرت میترسد و به رحمت پروردگارش امید دارد». در همان آیه میفرماید: «یدعون ربّهم خوفاً و طمعاً؛ (6) پروردگارشان را با ترس و امید میخوانند». در جای دیگر میفرماید: «اعلموا ان الله شدید العقاب و ان الله غفور رحیم؛ (7) بدانید که خدا سخت کیفر می دهد و بدانید که خدا آمرزنده مهربان است».
پس ای عزیز گرامی !
قدر و ارزش این محبت های مخفی و ناپیدای خدا را بدان !!
پینوشتها:
1. نهجالبلاغه، ترجه فیض الاسلام ، خطبه 113.
2. مؤمنون (23) آیه 60.
3. نهجالبلاغه، ترجمه فیض الاسلام ، خطبه 193.
3. آية الله ناصر مكارم شيرازي، تفسير نمونه، ناشر: دار الكتب الاسلاميه، طهران، سال نشر: 1362 ه.ش ، ج20، ص 253.
4. محمد محمدي ريشهري، ميزان الحكمه، الناشر: دار الحديث، الطبعه الاولي، التنقيح الثاني، السنه:1416 ه.ق ، ج3، ص 179.
5. زمر (39) آیه 9.
6. همان.
7. مائده (5) آیه 98.






