مگر نه اینکه تمام خواسته خدا از ما خوب بودن است. چرا ما حتما باید از دین پیروی کنیم؟ خوب بودن که قاعده و قانون و چارچوب نمیخواهد .

پرسشگر گرامی باسلام و تشکر از ارتباط با این مرکز.
اين كه مي فرماييد تمام خواست خدا از ما خوب بودن است، تقريبا صحيح مي باشد. فلسفه آفرينش انسان، بندگي و كسب كمالات الهي است؛ اما اين كه مي گوييد خوب بودن قاعده و قانون و چارچوب نمي خواهد، اين حرف شما مورد تأييد نيست. شما از كجا به اين نتيجه رسيده ايد كه خدا صرفا خوب بودن را از انسان خواسته است. اگر صرفا خوب بودن را خواسته، بدون آن كه چگونگي آن را بخواهد، پس براي چه اين قدر بر جزئيات در دستورات ديني تاكيد كرده است؟
ممكن است عقل انسان راهكارهايي براي خوب بودن به انسان ارائه دهد، اما اين مقدار كافي نيست؛ چرا كه عقل ما قدرت درك بعضي از امور، به خصوص امور ماورای طبيعت را ندارد و يا در بسياري از مسائل ممكن است اشتباه كند. مثال واضح آن در قوانيني است كه انسان ها فارغ از دين و با عقل خود براي زندگي و اجتماع خویش وضع مي كنند؛ ولي هرچند وقت يكبار به نارسايي ها و نقص هاي آن پي برده و دست به اصلاح يا تعويض آن قانون مي زنند.
آنچه عقل در مورد آن داوری دارد، یک رشته قضایای کلی است؛ بدون این که جزئیات و مصادیق آن را بیان کند؛ مثلاً خرد می گوید: باید به دنبال کارهای مفید و سودمند رفت و از کارهای زیانبار دوری جست؛ اما این که کدام کار مفید، و کدام کار مضر است، عقل در این باره نظر روشنی ندارد و غالباً دچار شک و تردید می‏گردد. (1) عقل به انسان مي گويد كه در برابر پروردگاری كه نعمت هاي فراواني به انسان ارزاني داشته، بايد عبادت و شكر نمود؛ اما اين عبادت به چه شكلي بايد باشد كه مورد رضاي خدا قرار بگيرد و بيش ترين و بهترين نتيجه را داشته باشد، عقل در برابر آن ساكت بوده و قدرت حكم كردن در آن مورد را ندارد. به ياد بياوريم انسان هاي مشركي را كه براي عبادت خدا، در برابر بت هاي ساخت دست خود سجده مي كردند.
آگاهی خرد تا آن حد گسترده نیست که علاوه بر تبیین ضابطه کلی، صغریات و موضوعات را نیز بدون کم و زیاد بیان کند و از طرفی علم بشر نیز نمی تواند پاسخگوی این مشکل باشد؛ زیرا اولاً، مطالعات علمی بشر غالباً محدود به سود و زیان های جسمی است و ثانیاً، بُرد معرفت علمی در این قلمرو نیز محدود است.
خلاصه اين كه ضرورت دين و ارسال پیامبران، برای تبیین موضوعات آن ضابطه کلی است که عقل پیوسته به آن دعوت می کند. گويا پیامبران بسان پزشکانی هستند که به بیماران می‏گویند: از آن غذا بخور که مفید است و از غذای دیگر بپرهیز که مضر است.
از سوي ديگر، ممكن است همه اديان برنامه هايي براي عبوديت انسان داشته باشند؛ اما انسان بايد بهترين راه را براي بندگي و به تعبير شما خوب بودن، انتخاب كند كه به نظر ما اين بهترين مسير و سالم ترين راه، اسلام است كه ختم اديان و كامل ترين دين مي باشد.

پي نوشت:
1. مصباح يزدي، محمدتقي، آموزش عقايد، ص 179 و 180(با تصرف و تلخيص)، نشر بين الملل، تهران، 1377ه.ش.