سلام
ایا خبر از غیب و آینده محصور در افرادی است که در راه خدا قدم برمیدارند؟(پیامبران و امامان و...)اگر خیر حال این سوال پیش میاید که ایا میتوان ان را امتیازی برای انها حساب کرد و دلیلی بر حقانیت انها شمرد؟
پرسشگر گرامی باسلام و تشکر از ارتباط با این مرکز.
در باره فراز اول پرسش باید گفت غیبت مراتب دارد، برخی از مراتب آن را غیر از خداوند هیچ کسی نمی داند، برخی مراتب آن را خداوند به بعضی انبیا و اولیا خبر میدهد و آنان را بر امور غیب آگاه می سازد. از این رو فرمود: «فلا یظهر علی غیبه احدا الا من ارتضی من رسول، (1) خداوند دانای به غیب است . کسی را بر غیب خود آگاه نمی سازد جز پیامبری را که از او خشنود باشد».
گاهی واژه غیب بر اموری اطلاق می شود که هر چند فعلا از دید عموم پنهان است، ولی در گذشته و یا آینده برای همگان معلوم تلقی میشود. مثلا حادثه و رخ دادی در آینده ممکن است رخ دهد که فعلا کسی از آن آگاه نیست. این گونه امور ممکن است برای بسیاری از طریق خواب یا در حال بیداری آشکار شود . قبل از وقوع از آن آگاه شود. از این رو گفته شده: درباره امکان آگاهی بشر از برخی امور غیبی باید توجه داشت که شناخت امور غیب در حال خواب، حقیتقی غیر قابل انکار است، زیرا جای تردید نیست که بسیاری از مردم برخی حوادث گذشته و یا آینده را به نحوی در عالم خواب و رویای صادقه خود مشاهده و یا با تواتر از کسانی شنیده اند، بنابراین وقوع چنین علمی در حال بیداری برای برخی افراد هیچ منع و محذور عقلی ندارد. ممکن است بعضی افراد شایسته در پی تهذیب نفس و عبادت به جایی برسند که علمی از سوی خداوند به آن ها افاضه شود که بتوانند از امور غیبی آگاه شوند.
چنان که بزرگان حکمت و عرفان تصریح کرده اند همه حقایق و پدیدههایی که در نشئه هستی رخ داده و یا در آینده به وجود خواهند آمد، در خزاین علم حق تعالی وجود دارند.
از سوی دیگر نفس انسانی از شان و استعدادی برخوردار است که می تواند به مقام و منزلتی برسد که با خزاین علم الهی اتصال و ارتباط پیدا کند. تنها مانعی که برای چنین ارتباطی ممکن است وجود داشته باشد، اشتغال به تدبیر امور بدن است. هر گاه اندک فراغتی از این اشتغال برای نفس حاصل شود ،می تواند در پی اتصال با خزائن علم الهی از امور ثبت شده در آن جا آگاه شود . چنین تجربه ای در حالت خواب برای بسیاری از مردم پدید آمده است.
در حالت بیداری نیز کسانی که از نفس ناطقه قوی و قدرتمند برخوردارند و اشتغالات تدبیر بدن و سایر امور مانع و حجابی برای آن ها پدید نمیآورد، به آسانی ممکن است در پی مشاهده مبادی عالی (خزاین علم الهی و عقول مجرده) و اتصال به آن بسیاری از حقایق غیبی بر آن افاضه گردد . از برخی حوادث و رخدادها گذشته یا آینده باخبر شوند . این هم به نوبه خود مراتب دارد. برای برخی روشن تر و برای برخی مبهم تر ممکن است معلوم گردد. (2)
اما این که آیا کسی که از مراتب ایمان بالا برخوردار نیست، میتواند از طریق خواب و مانند آن از امور غیبی آگاه شود یا نه؟!
ممکن است برخی امور غیبی رتبه پایین در خواب و یا بیداری نصیب افراد غیر صالح نیز بشود. برخی مرتاضان هندی و مانند آن ها از طریق ریاضت میتوانند نفس شان را به جایی برساند که از برخی امور آگاه شوند یا درسوره یوسف آمده که فرعون مصرخوابی دید و حضرت یوسف خواب او را تاویل نمود. این گونه امور قابل انکار نیست، ولی آگاهی از عوالم غیب و مراتب برتر امور غیبی نصیب هر کسی نمی شود. برخی از آن ها تنها از آن خداوند است و برخی به اذن الهی نصیب انبیا و اولیا میشود.
در باره فراز دوم پرسش باید گفت بی تردید کسی که از امور غیبی آگاه می شود نوعی امتیاز بدین معنا که چیزی می داند که دیگران نمی داند محسوب می شود. ولی باید توجه داشت که
طبق آیات قرآن آگاهی از عالم غیب تنها مخصوص خداوند است، اگر چه برخی از اسرار غیب را به افرادی مانند پیامبر یا اولیای دین اعطا نموده است. اما پیامبران و اولیا هیچ گاه مدعی غیب نبودند و اگر اسراری را نیز بیان می کردند، آن را از ناحیه خداوند می دانستند.
حال اگر افرادی ادعای غیب کنند ، نمی توانیم آن را به طور قطع بپذیریم زیرا چه بسا آن را از راه های دیگر مانند سحر و کهانت و ارتباط با جنیان به دست آورند و از این گونه کارها در دین اسلام نهی شده است.
به حضرت صادق(ع) عرض کردند، مردی نزد ما در جزیره میباشد که در مورد مال گم شده به او مراجعه مینماییم، آیا این جایز است؟ حضرت فرمود: «رسول خدا فرموده است :هر کسی نزد ساحر یا کاهن برود و گفته او را باور کند، به کتاب خدا کافر شده است». (3) بنابراین مراتب کامل تر از درک امور غیبی که تنها نصیب انبیا و امامان ع می گردد بالاترین امتیاز برای آنها و دلیل حقانیت شان تلقی می گردد .
پی نوشتها:
1. جن (72) آیه 26- 27.
2. الاشارات و التنبیهات، ج 3 عص 399؛ میثم بحرانی، شرح نهج البلاغه، ج 1، ص 84؛ امام خمینی ، کشف الاسرار، ص 52- 53.
3.ر، ک: دایرةالمعارف جامع اسلامی، ج 8، ص 613، نشر مؤسسه فرهنگی آرایه، تهران 1369ش.






