اينكه امام زمان فرموده كه هركسيادعاي كند مراديده است دروغگواست

پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباط تان با این مرکز
روایتی که آمده به شرح زیر است:
«التوقيع الذي خرج إلى أبي الحسن السمري ، وفيه الامر بجمع أمره والنهي عن الوصية بغيره بالنيابة الخاصة ، وأن من ادعى المشاهدة قبل خروج السفياني والصيحة فهو كذاب مفتر ؛ (1)
در توقیع و دستور العملی که از ناحیه امام زمان به آخرین نایب خاص ایشان ابی الحسن سمری خارج شد، ایشان را به جمع و جور کردن کارهایش و آماده شدن برای سفر آخرت امر کرده و از وصیت کردن به فرد دیگری به عنوان نایب خاص امام زمان (عج) ، نهی کرده و فرموده بود: هر کس قبل از خروج سفیانی و صیحه و فریاد خراشناک آسمانی (که از علائم ظهور در آخر الزمان هستند) دیدن امام زمان را ادعا کند، او دروغگو و افترا زننده است» .
از این جمله امام معلوم می شود که ادعا کننده دروغگو است و ما هم باید او را دروغگو بشماریم. در این که منظور "دروغگو شمردن" ، چیست؟ اختلاف می باشد و بعضی از عالمان در این زمینه توضیحاتی داده اند.
آیة الله سیستانی می گوید:
در توجیه این جمله وجوهی گفته شده است از جمله:
1. هیچ کس امام را نمی بیند در حالی که همان زمان دیدن ، او را بشناسد و بداند که امام زمان است؛ بلکه کسانی که ایشان را ببینند، ابتدا ایشان را نمی شناسند و بعد که دیدار تمام شد و امام ناپیدا گردید، متوجه می شوند که ایشان امام بوده است. (پس کسی که بگوید من ایشان را دیدم و همان زمان شناختم، دروغگو است.)
2. هیچ کس به عنوان نایب ایشان ، به حضور ایشان مشرف نمی شود و ایشان را نمی بیند. (پس کسی که ادعا کند نایب است و امام را دیده و پیام امام را آورده، دروغگو است. )
3. هیچ کس مستمر و پی در پی ایشان را نمی بیند (ولی این که گاهی بدون توقع قبلی و به ناگاه ایشان را ببیند، ممکن است.)
4. گر چه ممکن است بعض افراد خاص ایشان را ببینند؛ ولی نه سزاوار است آنان دیدن را براي همه تعریف کنند و نه سزاوار است اگر براي همه تعریف کردند، تصدیق شوند. ( تا باب باز نشود و هر روز کسی ادعای دیدن و...نکند)(2)
آیت الله خویی این حدیث را راجع به کسی دانسته که ادعای دیدن به عنوان نیابت خاص کند اما در مورد کسی که فقط ادعای دیدن امام را بدون ضمیمه دیگر دارد، دروغگو شمردن لازم نیست. (3)
به نظر می رسد توجیه آیت الله خویی توجیه مناسب و قابل قبولی است.
بنا بر این این توقیع که به صورت خبر مرسل به ما رسیده ، در صدد انکار امکان رؤیت و شرفیابی به خدمت حضرت نیست ؛ بلکه چه بسا افرادی به محضر حضرت برسند و از ایشان استفاده هایی بکنند؛ بلکه روایت ناظر به دو مطلب است:
مطلب اول که مهم است این که:
ارتباط مستقیم امام با جامعه از طریق نایب خاص و سفیر، دیگر قطع شده و اگر از حالا به بعد کسی ادعا کرد که به محضر حضرت رسیده و از جانب ایشان پیام و دستوری آورده ، باید تکذیب شود .
مطلب دوم این که:
اجازه داده نشود هر روز و هر کس ادعای شرفیابی به محضر امام بکند؛ زیرا گر چه انسان هایی ممکن است به محضر ایشان برسند، ولی آنان داعیه ای بر نقل ندارند و بسیاری نیز گمان می کنند که به محضر حضرت رسیده و این گمان و تخیل خود را قطعی گرفته و نقل می کنند. باید این تشرف ها تکذیب شود تا این باب باز نشود و مورد سوء استفاده قرار نگیرد.
پی نوشت ها:
1. مجلسي محمد باقر، بحار الأنوار ، هشتم ف بیروت ، الوفا ، 1403 ه. ق، ج 109 ، ص 144.
2. سیستانی سید علی، استفتاءات ، ص 392.
3. میرزا جواد تبریزی، صراط النجاة ، اول ، - ، نشر برگزیده ، 1416 ه.ق ، ج 2 ، ص 449.