سلام
دو سوال ذهن منرا خیلی مشغول کرده که با توجه به اینکه آدم نسبتا" مذهبی هستم دوستانم با این سوال مذهبم را تمسخر میکنند لطفا" راهنمائی بفرمائید
1/ هنگام آفرینش بدلیل عدم فرمانبری شیطان برای سجده بر آدم خداوند او را از بهشت راند,پس چگونه شد که مجددا" شیطان وارد بهشت شد و آدم را وسوسه نمود؟
2 / هنگام تمرد شیطان و رانده شدن از درگاه خداوند شیطان قسم یاد کرد که تمام فرزندان آدم را تا قیامت از راه عبادت خدواند و بندگی گمراه کند ,مگر در آنموقع مشخص بود که آدم قرار است فرزند دار شود و قیامت وجود داشته باشد؟
ممنون میشوم این سوالات رابرایم پاسخگو باشید تا من هم بتوانم از دینم و اعتقاداتم دفاع کنم

پرسش: آفرینش و شیطان
شرح : سلام دو سوال ذهن منرا خیلی مشغول کرده که با توجه به اینکه آدم نسبتا" مذهبی هستم دوستانم با این سوال مذهبم را تمسخر میکنند لطفا" راهنمائی بفرمائید 1/ هنگام آفرینش بدلیل عدم فرمانبری شیطان برای سجده بر آدم خداوند او را از بهشت راند,پس چگونه شد که مجددا" شیطان وارد بهشت شد و آدم را وسوسه نمود؟
پاسخ:
$$با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با اين مرکز !
به يقين شيطان يا همان ابليس ، رجيم و رانده شده است؛ چنان كه در قرآن در سوره حجر آیه 24 و سوره ص آیه 78، آمده : «قال فاخرج فانّک رجیم ؛ از آن جا بیرون رو که مطرودی » .
معلوم می‌شود که شیطان بعد از جریان تکبر و سجده نکردن بر آدم گرفتار لعن ابدی شده و از درگاه خداوند و ملكوت رانده شده است و به يقين تا ابد هم در بهشت راه ندارد.
پس: شيطان قبلا در بهشت نبوده؛ بلكه در درگاه الهي و در جمع مقربان درگاه خداوند بوده است؛ در حالي كه بهشت جايگاه مؤمنان و بندگان مطيع خداوند در آخرت است و اخراج او به معناي اخراج از بهشت نيست . در حقيقت اخراج شيطان به معني تنزل مقام و مرتبه شيطان بود از جايگاه بلندي كه در نزد خداوند يافته بود نه اخراج از مكان معين و مشخصي كه در نتيجه سوال شما امكان طرح بيابد ، اين همان حقيقتي است كه در قرآن در تحت عنوان " هبوط " بيان شده است ، خداوند در مورد واقعه اخراج ابليس مي فرمايد :
« قالَ فَاهْبِطْ مِنْها فَما يَكُونُ لَكَ أَنْ تَتَكَبَّرَ فيها فَاخْرُجْ إِنَّكَ مِنَ الصَّاغِرين‏ ؛ (1) گفت: از آن (مقام و مرتبه‏ات) فرود آى! تو حقّ ندارى در آن (مقام و مرتبه) تكبّر كنى! بيرون رو، كه تو از افراد پست و كوچكى‏ » .
علامه طباطبايي در توضيح اين آيه مي فرمايد :
« جمله" فَاخْرُجْ إِنَّكَ مِنَ الصَّاغِرِينَ" تاكيد است براى جمله" فَاهْبِطْ مِنْها"، براى اين كه" هبوط" همان خروج است، و تفاوتش با خروج تنها در اين است كه هبوط خروج از مقامى و نزول به درجه پايين‏تر است، و همين معنا خود دليل بر اين است كه مقصود از هبوط فرود آمدن از مكان بلند نيست، بلكه مراد فرود آمدن از مقام و مرتبه بلند است.
و اين مؤيد ادعاى ما است كه: گفتيم ضمير در" منها" و" فيها" به" منزلت" بر مى‏گردد نه به آسمان و يا بهشت. و شايد كسانى هم كه گفته‏اند مرجع ضمير، آسمان و يا بهشت است ، مقصود شان همان منزلت باشد. بنا بر اين، معناى آيه چنين مى‏شود كه خداى تعالى فرمود: به جرم اين كه هنگامى كه تو را امر كردم سجده نكردى ، بايد از مقامت فرود آيى، چون مقام تو مقام خضوع و فرمانبرى بود، و تو نمى‏بايستى در چنين مقامى تكبر كنى، پس برون شو كه تو از خوارشدگانى ! » (2)
اما در هر حال روشن است كه شيطان بعد از اين اخراج، ديگر نمي توانست به بهشت هم راه يابد ، حال بايد پرسيد كه چگونه او در جریان فریب آدم و حوا توانست وارد بهشت گردد ؟
پاسخ: گرچه برخی تصور کرده‌اند که مراد از بهشت آدم و حوا همان بهشت موعود آخرتي است، ولی مراد از بهشت محل سكونت آن ها همان بهشت موعود نیست، زيرا اخراج از آن بهشت معنا ندارد ؛ اما سؤال اين است كه آن بهشت موقت و محل سكونت ايشان كجا بود و چه حقيقتي داشت ؟
در اين خصوص در بين علما اختلاف نظري وجود دارد که برخی از این نظریات را بیان می کنیم :
1. باغ آسمانی :
بعضى از مفسرین معتقدند که: این بهشت در یکى از کرات آسمانى بوده ، هر چند بهشت جاویدان نبوده، زیرا در بعضى از روایات اسلامى با کلمه« سماء » به بودن این بهشت در آسمان اشاره شده است . (3)
2. باغ زمینی :
برخى از مفسران هم نوشته‏اند : اين بهشت یکى از باغ هاى دنیا و روى زمین بوده و جمله: « اهْبِطُوا» نیز بر این دلالت ندارد که از بالا به پايین بیايید، بلکه به معنى انتقال آن ها بعد از خوردن میوه ممنوعه به نقطه ديگر زمین است.
على بن ابراهیم قمى در تفسیر خود می نگارد:
از امام جعفر صادق علیه السّلام راجع به بهشت حضرت آدم جویا شدند: آیا از بهشت‏هاى دنیا یا از بهشت‏هاى آخرت بوده، فرمود: از بهشت‏هاى دنیا بود که خورشید و ماه در آن طلوع می کرد. اگر از بهشت‏هاى آخرت ‏بود، هیچ گاه حضرت آدم از آن خارج نمی شد. (4)
3. بهشت برزخي:
عده ايی نیز معتقدند که: منظور از این بهشت، بهشت برزخی بوده ، نه بهشت زمینی دنیایی ؛ علامه طباطبائی در دفاع از این نظر و در توجیه روایاتی مربوطه، می فرماید :
مراد از این که از بهشت‏هاى دنیا بوده، این است که از بهشت‏هاى برزخى بوده، که در مقابل بهشت خلد است. این مطلب از برخی روایاتی که از طرف اهل بیت علیهم السلام‏ رسیده است، روشن می شود، چرا که در بعضى از قسمت هاى این روایات آمده است که آدم بر صفا، و حوا بر مروه، هبوط کرد، و از این جهت که برزخ در همین جهان قرار دارد ، پس در زمین بودن (دنيايي بودن) این بهشت منافاتی با برزخی بودنش ندارد . (5)
در مجموع اين نظرات مي توان به اين نتيجه رسيد كه به يقين بهشتی که حضرت آدم و حوا در آن سکونت داشته اند، بهشت اُخروی نبوده است، زیرا بهشت اُخروی هرگز جای ابلیس نمی‌باشد . آن جا محدوده ای نیست که شیطان و شیطنت و عصیان در آن راه داشته باشد. خیال باطل و نافرمانی در آن جا نیست. از سوی دیگر: کسی که به جنت خلد وارد شود، دیگر خارج نخواهد شد.
نتيجه :
پس اين بهشت اخروي نبوده و شيطان - كه مترصد اغواي انسان ها است - توانسته در آن موقعيت حاضر شده و به نوعي، آدم عليه السلام را فريب دهد .

پی نوشت ها :
1. اعراف (7) آيه 13.
2. طباطبايى سيد محمد حسين‏ ،الميزان فى تفسير القرآن‏ ، دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ى مدرسين حوزه علميه قم‏ ، قم‏ ، 1417 ق‏ ، ج 8 ص 29.
3. مکارم شیرازى ناصر، تفسیر نمونه، ج‏1، ص: 186، دار الکتب الإسلامیه ، تهران، چاپ اول، 1374 ش.
4. ترجمه تفسیر المیزان، ج‏1، ص 212، دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ى مدرسین حوزه علمیه قم ، قم، 1374 ش.
5. آیة الله جوادی، تفسیر تسنیم، ج 3، ص 337 ، نشر موسسه اسراء ، قم .

پرسش: هنگام تمرد شیطان و رانده شدن از درگاه خداوند شیطان قسم یاد کرد که تمام فرزندان آدم را تا قیامت از راه عبادت خداوند و بندگی گمراه کند, مگر در آن موقع مشخص بود که آدم قرار است فرزند دار شود و قیامت وجود داشته باشد؟ ممنون می شوم این سوالات رابرایم پاسخگو باشید تا من هم بتوانم از دینم و اعتقاداتم دفاع کنم ؟
پاسخ:
##
با توجه به آياتي كه در آن خلقت آدم بيان شده است، مي توان به سؤال شما پاسخ گفت. خداوند بعد از خلقت آدم، خطاب به ملائکه فرمود: «انی جاعل فی الارض خلیفة»؛ (1) «همانا من روى زمین، جانشینى [نماینده‏اى‏] قرار خواهم داد».
از اين آيه بر مي آيد كه خليفه و جانشين بودن خدا در روي زمين، صرفاً مخصوص حضرت آدم نيست؛ بلكه منظور جانشين بودن انسان بر روي زمين است؛ به عبارت ديگر، قرار است كه در روي زمين انسان هاي ديگري از نسل آدم(ع) به وجود آيند و وظيفه خليفه اللهي را بر عهده گيرند. ملائکه وقتی از خدا شنیدند که آدم، زمینی خواهد بود و از زمین خلق شده، گفتند: «أتجعل فیها من یفسد فیها و یسفک الدماء»؛ (2) «آیا کسى را در آن قرار مى‏دهى که فساد و خونریزى کند؟»
اين آيه نيز نشان دهنده اطلاع ملائكه از نسل داشتن آدم(ع) در روي زمين است؛ چرا كه آن ها اطلاع دارند كه حضرت آدم(ع) پيامبر الهي و معصوم مي باشد و از او گناه و فساد و خونريزي صادر نمي شود. بنابراین، سؤال ملائكه ناظر به نسل و ذريه ايشان و اطلاع از وجود آن ها در آينده مي باشد كه به جهت نفس اماره ممكن است در زمين دست به فسق و فجور بزنند. به طور طبيعي، ابليس كه جزء مقربان درگاه الهي بود و در صف فرشتگان حضور داشت (اين را از آيات بعد و انكار او از سجده بر آدم متوجه مي شويم)، از اين قضيه، يعني نسل و ذريه داشتن آدم مطلع بود.
در ادامه آيه مي خوانيم كه خداوند به آدم اسمای الهي را آموزش داد و از او خواست كه اين علم را به فرشتگان تعليم دهد. سپس خداوند دستور سجده بر آدم را صادر كرد كه همه فرشتگان دستور خدا را انجام دادند؛ به غير از ابليس كه تكبر به خرج داد و دستور خدا را اجابت نكرد: «وَ إِذْ قُلْنَا لِلْمَلَئكَةِ اسْجُدُواْ لاَِدَمَ فَسَجَدُواْ إِلَّا إِبْلِيسَ أَبىَ‏ وَ اسْتَكْبرََ وَ كاَنَ مِنَ الْكَافِرِين»؛ (3) «و (ياد كن) هنگامى را كه به فرشتگان گفتيم: براى آدم سجده و خضوع كنيد! پس همگى سجده كردند، جز ابليس كه سر باز زد و تكبر ورزيد و (به جهت نافرمانى و تكبرش) از كافران شد».
اين آيه، همان طور كه در بالا اشاره شد، نشان مي دهد كه ابليس در صف فرشتگان بوده و از آنچه آن ها مي دانستند نیز آگاه بود.

پي نوشت ها:
1. بقره (2) آيه30.
2. بقره (2) آیه 30.
3. بقره (2) آيه 34.