سلام
خواهر من مسواک نمیزنه و نمازش را دیر می خونه حالا به دلایل مختلفی مانند درس داشتن و...
وقتی من هم بهش میگم بلند شو نمازت را بخوان یا مسواک بزن می گه به تو چه، خودم میدونم
وقتی به مادرم میگم تو بهش بگو میگه خودش بزرگ شده بد و خوب را تشخیص میده تو کاریت نباشه
در این موقع من هم عصبانی میشم و با خواهرم دعوا می کنم یا با مادرم بحث میکنم و میگم تو اینطوری بزرگش کردی و ...
همچنین من خیلی دوست دارم خواهرم چادر سر کند ولی اینو هم چند با مستقیم و غیر مستقیم بهش گفتم ولی میکه دوست ندارم، اینرو هم بگم که حجابش انصافا خوب است ولی چادر خیلی بهتره مثلا از نظر مزاحمت
و ...
پدر من الان حدود 8 ساله که فوت کرده است .
من و خواهرم 3 سال اختلاف داریم
من 19 سال دارم
لطفا در این مورد راهنمایی کنید .

پرسشگر گرامی با سلام سپاس از ارتباط تان با این مرکز
یکى از مسلّمات اسلامى این است که احکام شرعى تابع و برگرفته از مصالح و مفاسد واقعى است، یعنى هر امر شرعى به علت مصلحت ضرورى است . هر نهى شرعى ناشى از مفسده‏اى است که باید ترک شود. خدا براى این که بشر را به مصالح واقعى که سعادت او در آن است برساند، امورى را واجب یا مستحب کرده است . براى این که بشر از مفاسد دور بماند، او را از پاره‏اى کارها منع نموده است. اگر مصالح و مفاسد نبود، نه امرى بود و نه نهیى.
مصالح و مفاسد و به تعبیر دیگر حکمت‏ها به گونه‏اى است که اگر عقل انسان به آن‏ها آگاه گردد، عقل نیز همان حکم را مى‏کند که شرع بیان کرده است.
احکام شرعى دو گونه اند:
1. احکامى که برخى از فلسفه هاى آن ها در قرآن و روایات بیان شده است مانند روزه که خداوند درباره آن مى فرماید: «کتب علیکم الصیام ...لعلکم تتقون» (1) "روزه بگیرید...تا پرهیزگار شوید". یعنى فلسفه روزه ، پرهیز از گناه است که تسلط بر نفس سرکش و هوس ها در پرتو آن حاصل مى شود. یا در مورد حرمت قمار و شراب مى فرماید: «شیطان مى خواهد به وسیله شراب و قمار، میان شما عداوت و کینه ایجاد کند، و شما را از یاد خدا و از نماز باز دارد...» . (2)
2. احکامى که فلسفه آن ها در قرآن و روایات بیان نشده یا پیشوایان معصوم (علیهم السلام) آن ها را بیان کرده اند، ولى به دست ما نرسیده است . در این مورد، ممکن است با دلیل هاى عقلى یا تجربى به بخشى از حکمت هاى آن پى ببریم.
بعضی از حکمت های احکام نیز با پیشرفت علم روشن می گردد، همان طوری که بعضی از احکام در زمان معصومین علیهم السلام بدون ذکر حکمت و دلیل آن بیان گردیده ، ولی امروز علم بشر به حکمت آن پی برده است. اما چرا ازدواج با خواهر زن حرام است؟
حرام بودن ازدواج با خواهر زن در زمانی که خواهر دیگرش همسر انسان باشد از باب محرم بودن خواهر زن نیست، بلکه از باب اینکه جمع بین دو خواهر یا ازدواج همزمان با دو خواهر حرام است. شاهد اين امر هم اين است كه اگر یکی از آن ها از دنیا برود یا طلاق بگیرد، ازدواج با خواهر بعدی جایز است در حالي كه محرميت مانع ازدواج هيچگاه برطرف نمي شود ؛ بر همین اساس خواهر زن بر مرد محرم محسوب نمی شود.
دلیل اصلي این مسئله هم قرآن کریم است که جمع بین دو خواهر را در مسئله ازدواج در یک زمان منع کرده است (3) و شاید رمز این که اسلام از چنین ازدواجى جلوگیرى کرده، این باشد که دو خواهر به حکم نسب و پیوند طبیعى نسبت به یکدیگر علاقه شدیدى دارند، ولى به هنگامى که به نوعي در زندگي مشترك رقیب هم شوند، طبعاً نمى‏توانند آن علاقه سابق را حفظ کنند، و به این ترتیب یک نوع تضاد عاطفى در وجود آنها پیدا مى‏شود، که براى‏ زندگى آنها زیان‏بار است؛ زیرا دائماً انگیزه «محبت» و انگیزه «رقابت» در وجود آن ها در حال کشمکش و مبارزه‏اند» . (4)
البته ممکن است حکمت های دیگری هم در این مسئله وجود داشته باشد که ما به آن نرسیده ایم .
در هر صورت مسئله حرمت ازدواج با خواهر زن تا زمانی که خواهر دیگری او در عقد انسان باشد، ربط به مسئله محرم بودن خواهر زن ندارد و اين كه شما نمي توانيد به خواهر زن خود به چشم نامحرم نگاه كنيد اصل مسئله را تغيير نمي دهد .

پی نوشت ها:
1. بقره (2) آیه 183 .
2. مایده (5) آیه91.
3 . نساء(4)، آیه 23.
4. آیة الله مکارم شیرازی،تفسیر نمونه، ج‏3، ص: 418.نشر دارالکتب الاسلامیه ، تهران بی تا.