سلام

من يه مشكل جدي دارم..لطفا منو راهنماييم كنيد

مشكل من اينه كه من به درس رياضي فيزيك و كامپيوتر علاقه ي شديدي دارم

و اگر قصد ادامه تحصيل داشته باشم...هدفم علاقه به خود درس است و براي خود خود درس ميخوام درس بخونم

اما اين بايد براي تقرب به خدا باشه..

چرا كه درس كامپيوتر و فيزيك و رياضي همه فانيست و در آندنيا اثري از اختراعات اين دنيا نميشه

مگر ثوابش آنهم براي اين كه براي تقرب به خدا بوده نه چيز ديگر

پس من هم مايل به ادامه تحصيل نميشم

اگر قرار باشد منبراي تقرب به خدا و خدمت به اسلام علم بياموزم فكر كنم برام الهيات...فلسفه...روانشناسي مورد علاقه تر هست كه از هر سه شون هم خوشم مياد

اما من اگر شروع كنم به آموزش علوم حساب و رياضي از اين به دو طريق ميتونم استفاده ببرم

يا كسب حرفه براي درامد در دنياي فاني

و يا تحمل تلخي آن و كمك رساندن به اسلام...

اگر اين چنين باشد يعني يه جوري كه مثل اين كه درسي كه برام شيرين بود، مثل دارو تلخ خواهد شد...

تازه اين نارضايتي ، حتي اگر تحمل هم بكنم باز يه مشكل جانبي داره

مشكل جانبيش مثل اينه كه كسي از حل معما خوشش مياد و با دقت تمام حل ميكنه

اما ديگري از حل معما مثلا خوشش نمياد و بخاطر جايزه داره معما حل ميكنه پس شايد در تحليلش بي دقتي هم داشته باشه چون با بي ميلي به معما، معما حل كرده

پس كسي كه با علاقه درس خوانده موفقتره

اما كسي كه با بي حوصلگي و بي علاقه گي به درس و نه بخاطر خود درس بلكه بخاطر سود رساندن با آن درس به اسلام

درس خوانده شايد عوارض اون بي حوصلگي نسبت به درس اين باشه كه ذوق شوقش كمتره چون ذوق شوقش بر اينه كه با اين به اسلام خدمت كنه ديگه ذوق شوقش درس نيست...و از درس خوشش نمياد

و نه اين كه با اين بر علم خدمت كنه...

از اين جهت اگر اين علم فانسيت و در بهشت خبري از فرمول هاي كشف شده ي فيزيك نيست (مگر ثوابش كه براي خدا باشد) من نسبت به درس بي رغبت ميشم و بيشتر ترجيه ميدم يه حرفه ي ساده مثل كفاشي يا نجاري يا خياطي بياموزم و براي بالابردن انسانيت خودم درس علوم انساني بخونم...

در صورتي كه رشته ي من كامپيوتر در فني حرفه اي هست.

پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
به نظر مي رسد شما مسئله را تا حدودي پيچيده كرده ايد و مسئله به اين پيچيدگي ها كه شما تصور مي كنيد، نيست؛ همان طور كه مي دانيد بسياري از سر آمدان علم رياضي و فيزيك سرآمد در عرصه معرفت و عرفان نيز بوده اند؛ علماي اسلام كشفيات فيزيك و رياضي را در راستاي قرب به خداوند مي جستند و به همين خاطر پيشرفت هاي علمي شان محيرالعقول بود. به عنوان مثال بوعلي سينا كسي بود كه هر گاه با يك مشكل بسيار پيچيده علمي مواجه مي شد، وضو مي گرفت و دو ركعت نماز بجا مي آورد. بعد از نماز نيز به حل مشكل خود رهنمون مي شد. علامه شعراني، علامه قمشه اي و علامه حسن زاده از علماي معاصر نيز در رياضيات و فيزيك به مدد فيض الهي به ظرائفي دست يافتند كه كمتر در سطح جهاني شناخته شده است.
همچنین مطالب بسياري در كتاب ها و مقالات در زمينه تاثير متافيزيك بر فيزيك (از جمله الهامات و شهودهای که منجر به کشف علمی شده است) وجود دارد كه نقش متافيزيك در پيشرفت هاي علوم طبيعي را بيش از پيش بر ما روشن مي سازد.
اساسا در جهان كشفي بدون افاضه و فيض رساني الهي صورت نمي گيرد. حتي ملحد ترين فيزيك دانان و رياضي دانان جهان نيز تنها به اتكاي مغز خود ( بدون مدد الهي) به كشفيات علمي نائل نمي آيند.
همين طور كه مي بينيد «عِلم بِما هُو عِلم» يا علم براي علم بر خلاف تصور شما جذابيت هميشگي ندارد؛ در كوتاه مدت يا ميان مدت اهداف و انگيزه هاي مادي مانند كسب ثروت و شهرت پایان می پذیرد.
در بين مراجعانمان بسيار افرادي را ديده ایم كه علم را براي علم مي آموختند، ولی در ميانه راه احساس بي معنايي و بي هدفي كرده اند. البته انگيزه كسب ثروت و شهرت هم تا حدي كار ساز است؛ ولی آن نيز به زودي رو به زوال مي گذارد .
فيزيك دانان و رياضي دانان مطرح جهان مانند: نيوتن، دكارت و انيشتين در ميانه راه رو به عرفان آوردند؛ چرا كه بدون عرفان ادامه مسير را بسيار دشوار مي پنداشتند.
فكر نمي كنم كه شما از شخصيتي مانند: پروفسور حسابي خوشتان نيايد! آن مرحوم هر آن و هر لحظه با ذكر و ياد خدا به مطالعه و تحقيق در زمينه علوم مختلف مي پرداخت و براي ايشان نه تنها اين دو با هم منافاتي نداشتند؛ بلكه تعامل اين دو به تقويت اين دو در ايشان مي انجاميد.
جاذبه فيزيك و رياضي به جذبه الهي آن است؛ چرا كه با هر كشفي عظمت خداوند بيش از پيش بر فرد روشن مي گردد. نمونه مثال واضح كه مي توان براي شما مطرح كرد، همين وسيله اي است كه شما به وسيله آن تكاليف مذهبي خودتان را ارسال فرموديد. آيا كسي كه با زحمات فراوان و بررسي علوم مختلف به اختراع اين وسيله پرداخته است، در صورت آگاهي و با انگيزه الهي، مذهبي ثواب و خيري در اين دنيا و آخرت نمي برد؟
در هر صورت بايد بدانيد:
1. برخي افكار بر خلاف ظاهر زيبا و منطقي شان بسيار ناكارآمدند و در زمره افكار وسواسي محسوب مي گردند. معمول افرادي كه زياد با داده ها و دیتاها سر و كار دارند و پردازش ذهني اطلاعات در آنان بالا است، مستعد وسواس فكري هستند؛ افكار وسواسي تا حدي نشات گرفته از ضريب هوشي بالا و اضطراب بالا مي باشد. همان طور كه مي دانيد اين تنها فكر آزار دهنده شما نيست و در گذشته نيز از اين گونه افكار ناكارآمد کم نداشته ايد. ناكارآمد بودن از اين جهت است كه به راحتي آب خوردن مي توان رياضي و فيزيك را (با انگيزه صد درصد) خواند و هم به خدا تقرب جست و ساير اشكالات و سردرگمي ها چيزي جز افكار وسواس گونه نيست.
2. وسواس فکری همان طور كه از نامش بر می آید، از ريشه وسوسه است و وسوسه نيز عاملي جز شيطان ندارد. اين شيطان است كه با وسوسه و افكار فلج كننده در ذهن بندگان خدا مي كوشد آنان را به مرور نسبت به هدف آفرينش دور سازد و با تلقين اموري مانند منافات داشتن علم و دين طرف را به ناكجا آباد بكشاند.
اگر شيطان بتواند شما را نسبت به يكي از اين دو دلسرد و مايوس سازد، به هدف از پیش تعیین شده خود در حد اعلا رسيده است.
3. اين افكار به همين راحتي از ذهن شما بيرون نخواهد رفت و احتمالا ماه ها و سال ها به آن بينديشيد. مطمئن باشيد ده ها و صدها ساعت توصیه و نصیحت نيز تاثير چنداني بر ريشه كني اين فكر ناكارآمد نخواهد داشت. افكار وسواسي از مكانيزمي تبعيت مي كنند كه با دو تا جمله قابل ريشه كني نيست . البته وساوس فكري بسيار سيال است و هر از گاهي از يك محتوا به محتواي ديگر مي رود؛ امروز اين فكر و فردا آن فكر ديگر.
4. براي رهايي از بند افكار ناكارآمد، زياد با خود كلنجار نرويد؛ چرا كه اصطکاک و نشخوار ‌ذهني با اين گونه افكار چيزي جز تشديد آن به ارمغان نخواهد آورد. آسوده باشيد و در نهايت آرامش فقط به يك طرف بينديشيد؛ مثلا سعي نماييد براي مدت 6 ماه بدون انگيزه الهي درس را فقط براي درس بخوانيد و ببينيد كه بعد از مدتي اين فكر آن آزار دهندگي سابق را ندارد. اگر شما درس را فقط براي درس بخوانيد و حتي عمداً مسائل قرب الهي را به حاشيه برانيد؛ شك نكنيد كه چيزي جز قرب الهي نصيب شما نخواهد شد. چرا كه اين كار شما در راستاي اهداف درماني شماست و با اين كار شيطان را (كه دشمن خداست) از خود مايوس ساخته ايد . خداوند عالم به پيدا و پنهان جهان آگاه است و نيازي نیست كه هر آن ذهن خود را براي چكاب انگيزه هاي پشت درس خواندن خسته نماييم.