پرسشگر گرامی با سلام سپاس از ارتباط تان با این مرکز
اميد است قلب هاي ما به نور حق روشن گردد و محبت به حق وجود مان را پر کند.
پرسش شما از جهتی اعتقادی است و از جهتی اخلاقی . ما به پرسش شما از زاویهء اخلاقی پاسخ می دهیم و در صورتی که شما در ابعاد اعتقادی نیز نیاز به توضیحاتی داشتید می توانید در تماس بعدی مطرح بفرمایید.
در لزوم پیروی از رسول اکرم و ائمه معصومین از جهت اخلاقی ، باید چند نکته را مورد توجه قرار داد :
1. قرآن ، قول و عمل پیامبر را بالاترین و بهترین الگو برای ما معرفی کرده است:
لَقَدْ کانَ لَکُمْ فی‏ رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ کانَ یَرْجُوا اللَّهَ وَ الْیَوْمَ الْآخِرَ وَ ذَکَرَ اللَّهَ کَثیرا » . (1)
حکم عقل این است که از الگو در تمام اعمال و رفتار و روش تبعیت کنیم. لذا قرآن دستور تبعیت و پیروی از پیامبر را داده است تا این پیروی سبب کمال و سعادت ما گردد.
2. قرآن ، به اطاعت از اولی الامر بعد از رسول الله دستور داده است که در آیات متعدد نسبت به این امر هم دستور صریح و غیر صریح داده است :‌‌ « یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُم‏ » . (2)
این که «اولی الامر» مورد نظر قرآن چه کسانی هستند، باید به رسول الله مراجعه کنیم. رسول اکرم در معرفی «اولی الامر» سعی وافر و تلاش بسیار فرمود . ایشان را اهل بیت خویش که از امیرالمومنین علیه السلام آغاز و به مهدی آل محمد صلوات الله علیهم اجمعین ختم می شود ، معرفی کرد که باید در کنار قرآن و رسول ، مسلمانان به آن ها مراجعه کنند و طریقه عمل دینی خود را از ایشان بگیرند.
در حدیث ثقلین که هم از طرف شیعه و هم از طرف اهل سنت نقل شده است ، به این نکته مهم اشاره شده است و پیامبر دو منبع بزرگ هدایت را در کنار هم برای مسلمانان معرفی کرده اند که باید بعد از خود به آن دو مراجعه کنند و تاکید فرمود که عمل به هر کدام و ترک دیگری موجب خروج از جاده هدایت شده و به ضلالت خواهد انجامید:
« إنی ترکت فیکم الثقلین ما إن تمسکتم به لن تضلوا بعدی ، و أحدهما أکبر من الآخر کتاب الله حبل ممدود من السماء إلى الأرض، و عترتی أهل بیتی، و إنهما لن یفترقا حتى یردا علی الحوض‏ » . (3)
با این بیان عمل به دستور و فرمایش ائمه اطهار که عترت رسول اکرم می باشند ، در کنار قرآن کریم واجب است و ترک آن ها به مثابه ترک قرآن .
پس در عمل هم باید به قرآن و هم به سنت که قول و فعل پیامبر اکرم و اهل بیت می باشد، مراجعه کنیم و طبق آن عمل کنیم.
3. مى‏دانيم در وجود ما علاوه بر «عقل و خرد» انگيزه‏هاى نيرومند ديگرى به نام «غرائز و اميال» وجود دارد ؛ غريزه خوددوستى، غريزه خشم و غضب، غريزه شهوت و غرايز و اميال فراوان ديگر.
بدون شك اگر ما غرائز خود را مهار نكنيم و بر ما چيره شوند ، حتى عقل و خرد ما نيز زندانى مى‏شود، و انسان همچون جبّاران و ستمگران تاريخ مبدّل به گرگ درنده‏اى مى‏شود كه از گرگان بيابان به مراتب خطرناك‏تر است.
لذا ما براى تربيت اخلاقى نياز به مربى داريم، نياز به «الگو» و «اسوه» داريم كه از گفتار و رفتار او سرمشق بگيريم.
این مربی باید انسانى كامل و تربيت‏ يافته از هر نظر باشد تا كه در اين راه پرفراز و نشيب دست ما را بگيرد و از طغيان غرايز ما جلوگيرى كند، اصول فضائل اخلاق را با عمل و سخنش در دل و جان ما بنشاند، شجاعت و شهامت و انسان‏دوستى، مروّت و گذشت و وفادارى، درستى و امانت و پاكدامنى را در روح ما پرورش دهد.
چه كسى جز پيامبر و معصومین صلوات الله علیهم اجمعین مى‏توانند به عنوان مربى و راهنما برگزيده‏ شود؟!
به همين دليل خداوند قادر مهربان ما را به اطاعت از چنين رهبران و مربيانى ملزم ساخته است. (4)
4. معصوم عليه السلام واسطه بزرگ فيض الهى است‏. بسيارى از دانشمندان- به پيروى احاديث اسلامى- وجود پيامبر و امام عليه السلام را در جامعه انساني و يا در كل عالم هستى به وجود «قلب» در مجموعه بدن انسان تشبيه مى‏كنند.
مى‏دانيم هنگامى كه قلب مى‏تپد خون را به تمام عروق مى‏فرستد، و تمام سلول‏هاى بدن را تغذيه مى‏كند.
از آن‏جا كه معصوم به صورت يك انسان كامل و پيشرو قافله انسانيّت ، سبب نزول فيض الهى مى‏گردد و هر فرد به مقدار ارتباطش با پيامبر و امام عليه السلام از اين فيض بهره مى‏گيرد؛ بايد گفت همان گونه كه وجود قلب براى انسان ضرورى است ، ارتباط با اين واسطه فيض الهى و پیروی از دستوراتش نيز ضرورت دارد. (دقّت كنيد) لذا خداوند ما را مامور به اطاعت ایشان نیز نموده است .
نکته : اشتباه نشود پيامبر و امام عليه السلام از خود چيزى ندارند كه به ديگران بدهند . هر چه هست از ناحيه خداست، امّا همان گونه كه قلب واسطه فيض الهى براى بدن است، پيامبر و امام عليه السلام نيز واسطه‏هاى فيض خدا براى انسان‏ها از تمام قشرها و گروه‏ها هستند. (5)
پی نوشت ها :

1. احزاب (33) ، آیه 21 .
2. نساء (4) ، آيه 59 .
3. العلامه المجلسي، بحار الانوار، مؤسسه الوفاء، بيروت، لبنان، 1404 ه.ق ، ج 23، ص 108 .
4. مكارم شيرازى‏ ، يكصد و پنجاه درس زندگى‏ ، نرم افزار مجموعه آثار، ص 156 .
5. همان ، ص 237 .