سلام
یک سنی وهابی شبهه ای ایجاد کرده وما جوابی نداشتیم ، خواهشمندم در صورت امکان خیلی سریع جواب را برایم ارسال کنید. متن شبهه به این قرار است :
اي بدبخت بيچاه وقتي که شما به قرآن احترام نمي زاريد واز آن پيروي نمي کنيد پس چرا خودتون رو مسلمان خطاب مي کننيد قرآن فرموده که همسران پيامبر (ص) مادران مومنين هستند پس شما مسلمان نيستيد اي بدبخت ها به چه حقي در مورد همسران پيامبر اظهار نظر مي کنيد
خداوند در قران ميفرمايد
النبي اولي بالمومنين من انفسهم و ازواجه امهاتهم
پيامبر بر مومنين از جانهايشان اولي تر است و و همسرانش مادران مومنين اند
حال که شما عايشه رو مادر خوتون نميدونين ميشه اينجوري برداشت کرد
۱) طبق آيه شريفه شما مسلمان نيستيد چون عايشه مادر مومنين است
۲) شما قرآن رو قبول نداريد چون اين آيه قرانه پس بازم کافريد
۳)يا به خدا نسبت فراموشکاري ميديد که عايشه رو از قلم انداخت و استثنا نکرد که باز هم ميشيد کافر و بي ايمان
از خدا بترسيد و ازون روزي که با پيامبر روبرو بشيد بترسيد که پيشش شرمنده نشيد" با تشکر
با عرض سلام و تشکر از ارتباط تان با این مرکز.
در آيه ششم سوره احزاب پس از اين که ولايت مطلقه پيامبر بر مؤمنان يادآوری میگردد، تصريح میشود: «همسران پيامبر مادران مؤمنانند» . (و ازواجه امهاتهم)
در اين سوره و سوره مجادله با اشاره به سنت جاهلی «ظهار» تصريح میکند: هر گاه مردی همسرش را «ظهار» کرد و او را به منزله مادر خودش شمرد، اقدام او بیاثر است و همسر به منزله مادرش نمیگردد؛ بعد در سوره مجادله اضافه میکند: « إنْ أُمَّهاتُهُم إِلاّ اللاّئی وَلَدْنَهُم ؛ (1) مادرانشان فقط زنانی هستند که آنان را به دنيا آوردهاند».
بنا بر اين آیه، تمام احکام مادری فقط برای زنی ثابت است که انسان را به دنيا آورده، هيچ زن ديگری در اين حکم با وی شريک نمیگردد. خداوند چون قانون گذار است، میتواند کسان ديگری را به «منزله مادر» معرفی کند. وقتی کسی به منزله مادر معرفی میشود، معنايش اين است که بعضی آثار مادری در حق وی جاری میگردد.
آيات سوره احزاب همسران پيامبر را به منزله مادر معرفی میکند. با توجه به سياق آيات که در صدد معرفی شأن و مقام رسول خداست و همسرانش به خاطر نسبت همسری با وی مورد توجه قرار گرفتهاند، معلوم میشود معرفی آنان به عنوان «مادران مؤمنان»، نه به عنوان شأنی معنوی، بلکه فقط برای حفظ حرمت و احترام رسول خداست. رسول خدا چنان پيش خدا مقام دارد که «اهل بيت» آن بزرگوار مورد عنايت خاص قرار میگيرند و برگزيده میشوند؛ نيز محبت خويشاوندان حضرت به عنوان اجر رسالت معرفی میگردد و همسران وی به عنوان "مادر" شمرده میشوند، که واجبالاحترام میباشند.
اما مادر، ( مادری که انسان را به دنیا آورده) هم واجبالاحترام است و هم به فرزندان خود مَحرم است و بر او لازم نيست در برابر فرزندان، پوشش کامل داشته باشد و فرزندان میتوانند اگر مادر بدون پوشش کامل بود، به وی نگاه کنند. همچنين ازدواج با مادر حرام است و بين او و فرزندانش ارث بردن وجود دارد، ازدواج فرزندان او که خواهر و برادرند، با هم حرام میباشد.
حالا که همسران پيامبر (ص) به عنوان مادر معرفی شدهاند، کدام يک از احکام بالا در مورد آن ها جاری است؟
حکم اوّل که قطعا جاری است، زيرا اوّلين چيزی که در باره مادر به ذهن میرسد، وجوب احترام اوست. وقتی به خاطر رعايت حرمتِ رسول خدا، همسرانش به عنوان مادر معرفی میگردند، پس وجوب احترام همسران قطعی است، از اينرو اين مطلب در هيچ آيه ديگری تکرار نشده، مسلّم فرض شده است.
اما اين آيه هيچ حکم ديگری را در مورد آن ها ثابت نمیکند ؛ زيرا آيه در مقام وا داشتن مؤمنان به حفظ حرمت رسول خدا و خانوادهاش میباشد، و اين مقام با جواز کشف حجاب زنان رسول خدا و با حکم ارثبری دو سويه آنان و مؤمنان، سازگاری و مناسبت ندارد.
علاوه بر آن در آيه حجاب و آيه پوشش، زنان رسول خدا به رعايت پوشش بلکه بالاتر از آن به رعايت حجاب و حائل (پرده و مانع) هنگام رويارويی با مؤمنان مأمور شدهاند، همچنان که مؤمنان به رعايت اين حائل هنگام مواجهه با همسران رسول خدا، ملزم شدهاند. پس مادر بودن آن ها نه تنها لزوم پوشش را نفی نکرد و مَحرميت را اثبات ننمود، بلکه حفظ حرمتِ بيشتری را طلب کرد و آنان و مؤمنان موظف به رعايت حجاب و حائل هنگام رويارويی گشتند.
ارثبری هم به حکم ادامه همين آيه «و اولوا الارحام بعضهم اولی ببعض فی کتاب اللّه» نفی شد. همسران رسول خدا از مؤمنان ارث نمیبرند، همچنان که مؤمنان از آنان ارث نمیبرند.
فرزندانِ همسران رسول خدا نيز برادر و خواهر مؤمنان حساب نمیشوند و با آنان محرم نيستند، از اينرو مؤمنان در صورت نبودن رابطه محرميتی ديگر، میتوانند با آن ها ازدواج کنند، همچنان که امام علی (ع) با حضرت زهرا ازدواج کرد.
وقتی محرميت در بين نباشد، به نظر میرسد پس از وفات رسول خدا يا بعد از طلاق دادن زنان توسط ایشان، میتوان با آن ها ازدواج کرد، چه اين که حکم مادری فقط برای حفظ حرمت پيامبر بود، و ظاهرا چون به منزله مادر بودن، حرمت ازدواج استفاده نمی شود، حرمت ازدواج با آنان، جداگانه ذکر میشود: «و لا أَنْ تَنْکِحُوا أَزْواجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَدَا» .(2) (در ادامه وجه این حرمت را ذکر می کنیم).
وقتی حکم مادری فقط بزرگداشت و احترام و حرمتگذاری همسران را لازم میگرداند و ربطی به حرمت ازدواج با آنان ندارد (و حرمت ازدواج دلیل جداگانه دارد)، پس این حکم، کلی و عام است و مخاطب آن همه مردان و زنان مؤمن هستند. همسران پیامبر، مادر همه مردان و زنان مؤمنند . بر همه آنان (از زن و مرد) حفظ حرمت و احترام همسران پیامبر به عنوان «مادر» لازم و واجب است و آنان فقط نسبت به مردان مؤمن حکم مادری ندارند.
البته "مادر مؤمنان بودن" برای همسران رسول خدا فقط یک اعتبار دنیوی بود . هیچ مقام و شرافت معنوی و اخروی برای آنان ثابت نمیکرد. این اعتبار بدان جهت لحاظ شد تا حرمت و حریم رسول خدا محفوظ و محترم بماند، از اینرو این حکم ، به صورت مطلق بیان شد و قیدی در آن ذکر نشد (و ازواجه امهاتهم).
اگر شرافت و مقام معنوی بود، به صالح بودن آنان مقید میگشت.
این زنان تا وقتی که همسر رسول خدا باشند و حضرت آنان را طلاق نداده و یا نکاح آنان را فسخ نکرده باشد، واجبالاحترام میباشند و وجوب احترام آن ها حتی پس از مرگ پیامبر هم تداوم دارد.
این مادران حتی اگر مادران صالحی نباشند و مرتکب ستم و گناه شوند، باز عنوان مادری برای آنان ثابت است و حفظ حرمتشان بر همه مؤمنان واجب. همچنان که نسبت به مادر واقعی، حفظ حرمت و احترام لازم است، حتی اگر گناهکار یا کافر باشد. قرآن در باره حفظ حرمت پدر و مادر کافر میگوید:
« وَ وَصَّیْنا الإِنسانَ بِوالِدَیْهِ ... وَ إِنْ جاهَداکَ عَلی أَنْ تُشْرِکَ بی ما لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلاتُطِعْهُما و صاحِبْهُما فِی الدُّنیا مَعرُوفا ؛ (3) به انسان در باره پدر و مادرش [= حفظ حرمت و احترام آنان] سفارش کردیم ... اگر کوشش کردند تا چیزی را بدون علم، شریک من قرار دهی [در این مورد] از آنان پیروی مکن. اما در دنیا با آنان به شایستگی همنشینی کن ! » .
پس همچنان که حفظ حرمت و بزرگداشت مادرِ واقعی، با گناهکار بودنش ساقط نمیشود، همسران پیامبر هم که به منزله مادر هستند، تا زمانی که این عنوان به طلاق یا فسخ، از بین نرفته، حکم گرامیداشت آنان وجود دارد، پس مقید کردن عنوان مادری مؤمنان و وظیفه بزرگداشت «مادامی که صالح باشند»، دلیل محکم ندارد و قابل قبول نیست.
بنا بر این : عایشه و دیگر همسران رسول خدا که به بیان قرآن "مادران مؤمنان" معرفی شده اند، واجب الاحترامند. همه مسلمانان موظفند در زمان حیات و بعد از مرگ آنان، حرمت شان را حفظ کنند، ولی این بدان معنا نیست که در تاریخ دخل و تصرف بیجا کنیم . اگر مرتکب خلافی شده اند، آن را کتمان کنیم و به آنان تقدسی بالاتر از آنچه داشته اند، ببخشیم .
قرآن که همسران پیامبر را "مادران مؤمنان" معرفی می کند و آنان را واجب الاحترام می شمارد، در مورد بعضی از همسران می فرماید:
« یا أَیُّهَا النَّبِیُّ لِمَ تُحَرِّمُ ما أَحَلَّ اللَّهُ لَکَ تَبْتَغی مَرْضاتَ أَزْواجِکَ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحیم ؛ (4) اى پیامبر! چرا چیزى را که خدا بر تو حلال کرده به خاطر جلب رضایت همسرانت بر خود حرام مىکنى؟! خداوند آمرزنده و رحیم است؟ » .
« وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبِیُّ إِلى بَعْضِ أَزْواجِهِ حَدیثاً فَلَمَّا نَبَّأَتْ بِه ؛ (5) (به خاطر بیاورید) هنگامى را که پیامبر یکى از رازهاى خود را به بعضى از همسرانش گفت، ولى هنگامى که وى آن را افشا کرد...» .
« إِنْ تَتُوبا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُکُما وَ إِنْ تَظاهَرا عَلَیْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلاهُ وَ جِبْریلُ وَ صالِحُ الْمُؤْمِنینَ وَ الْمَلائِکَةُ بَعْدَ ذلِکَ ظَهیرٌ ؛ (6) اگر شما (دو همسر پیامبر) از کار خود توبه کنید (به نفع شماست، زیرا) دل های شما دو نفر از حق منحرف گشته . اگر بر ضدّ او دست به دست هم دهید، (کارى از پیش نخواهید برد). زیرا خداوند یاور اوست. همچنین جبرئیل و مؤمنان صالح، و فرشتگان بعد از آنان پشتیبان اویند» .
« عَسى رَبُّهُ إِنْ طَلَّقَکُنَّ أَنْ یُبْدِلَهُ أَزْواجاً خَیْراً مِنْکُنَّ مُسْلِماتٍ مُؤْمِناتٍ قانِتاتٍ تائِباتٍ عابِداتٍ سائِحاتٍ ثَیِّباتٍ وَ أَبْکارا ؛ (7)امید است که اگر او شما را طلاق دهد، پروردگارش به جاى شما همسرانى بهتر براى او قرار دهد، همسرانى مسلمان، مؤمن، متواضع، توبه کار، عابد، هجرتکننده، زنانى غیر باکره و باکره! » .
« ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذینَ کَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَ امْرَأَتَ لُوطٍ کانَتا تَحْتَ عَبْدَیْنِ مِنْ عِبادِنا صالِحَیْنِ فَخانَتاهُما فَلَمْ یُغْنِیا عَنْهُما مِنَ اللَّهِ شَیْئاً وَ قیلَ ادْخُلاَ النَّارَ مَعَ الدَّاخِلینَ؛ (8) خداوند براى کسانى که کافر شدهاند، به همسر نوح و همسر لوط مثَل زده است، آن دو تحت سرپرستى دو بنده از بندگان صالح ما بودند، ولى به آن دو خیانت کردند و ارتباط با این دو (پیامبر) سودى به حال شان (در برابر عذاب الهى) نداشت، و به آن ها گفته شد: وارد آتش شوید همراه کسانى که وارد مىشوند!» .
در این آیات به صراحت سخن از بعضی زنان پیامبر رفته که با سخت گیری بر پیامبر، ایشان را وادار کردند برای جلب رضایت شان عملا و با قسم ، حلال خدا را بر خود حرام کند که خدا به دفاع از پیامبر وارد شده و ایشان را به شکستن آن قسم امر می کند .
همچنین صراحت دارد که ایشان رازی را با یکی از همسرانش در میان گذاشته، ولی آن همسر راز پیامبر را افشا کرده است.
به صراحت می فرماید : دو نفر از همسران رسول خدا از حق منحرف شده و علیه رسول خدا همدست شدند . خداوند اعلام می کند که در قبال آنان، خودش و جبرئیل و صالح مؤمنان پشتیبان پیامبر است . آن دو را به توبه فرا می خواند . به آن دو و بقیه همسران پیامبر که بر ایشان منت می گذاشتند و طلبکارانه برخورد می کردند، می گوید : اگر پیامبر شما را طلاق دهد، خداوند زنانی دوشیزه و بیوه که مطیع و تسلیم خدا و پیامبر باشند، روزی اش می کند . در آخر هم برای هشدار به آن دو، دو نفر از همسران پیامبران پیشین یعنی نوح و لوط را مثل می زند که با این که همسر پیامبر بودند ، ولی همسری پیامبر دردی از آنان دوا نکرد و از جهنمیان گردیدند.
در آیاتی دیگر باز هم خطاب به همسران رسول خدا می فرماید:
« یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْواجِکَ إِنْ کُنْتُنَّ تُرِدْنَ الْحَیاةَ الدُّنْیا وَ زینَتَها فَتَعالَیْنَ أُمَتِّعْکُنَّ وَ أُسَرِّحْکُنَّ سَراحاً جَمیلاً وَ إِنْ کُنْتُنَّ تُرِدْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الدَّارَ الْآخِرَةَ فَإِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْمُحْسِناتِ مِنْکُنَّ أَجْراً عَظیما یا نِساءَ النَّبِیِّ مَنْ یَأْتِ مِنْکُنَّ بِفاحِشَةٍ مُبَیِّنَةٍ یُضاعَفْ لَهَا الْعَذابُ ضِعْفَیْنِ وَ کانَ ذلِکَ عَلَى اللَّهِ یَسیرا وَ مَنْ یَقْنُتْ مِنْکُنَّ لِلَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تَعْمَلْ صالِحاً نُؤْتِها أَجْرَها مَرَّتَیْنِ وَ أَعْتَدْنا لَها رِزْقاً کَریما یا نِساءَ النَّبِیِّ لَسْتُنَّ کَأَحَدٍ مِنَ النِّساءِ إِنِ اتَّقَیْتُنَّ فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذی فی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفاً وَ قَرْنَ فی بُیُوتِکُنَّ وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِیَّةِ الْأُولى وَ أَقِمْنَ الصَّلاةَ وَ آتینَ الزَّکاةَ وَ أَطِعْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَه؛ (9) اى پیامبر! به همسرانت بگو: «اگر شما زندگى دنیا و زرق و برق آن را مىخواهید ، بیایید با هدیهاى شما را بهرهمند سازم . شما را به طرز نیکویى رها سازم! اگر شما خدا و پیامبرش و سراى آخرت را مىخواهید، خداوند براى نیکوکاران شما پاداش عظیمى آماده ساخته است.» اى همسران پیامبر! هر کدام از شما گناه آشکار و فاحشى مرتکب شود، عذاب او دوچندان خواهد بود و این براى خدا آسان است. هر کس از شما براى خدا و پیامبرش خضوع کند و عمل صالح انجام دهد، پاداش او را دو چندان خواهیم ساخت. روزى پرارزشى براى او آماده کردهایم. اى همسران پیامبر! شما هم چون یکى از زنان معمولى نیستید . اگر تقوا پیشه کنید ، به گونهاى هوسانگیز سخن نگویید که بیماردلان در شما طمع کنند، سخن شایسته بگویید! در خانههاى خود بمانید، همچون دوران جاهلیّت نخستین (در میان مردم) ظاهر نشوید، نماز را برپا دارید، زکات را بپردازید، و خدا و رسولش را اطاعت کنید» .
بنا بر این : از دیدگاه قرآن ، زنان پیامبر گر چه به خاطر انتساب به ایشان واجب الاحترامند، اما خودشان به خودی خود انسان هایی هستند که ممکن است خطا و گناهی مرتکب شده باشند . آن ها معصوم نیستند و بالاتر از چون و چرا نمی باشند.
طبیعی است که بیان تاریخ زندگی آن ها منجر به سخن گفتن از خوبی ها و بدی های آنان می شود و این بیان واقعیت و تاریخ است و بی احترامی نیست.
بی احترامی به عایشه یا دیگری و بهتان زدن به او و دشنام دادن به او و کتمان فضایل او و ... - که ما هیچ کدام از این کارها را در مورد هیچ مسلمانی جایز نمی دانیم چه رسد به این که او همسر پیامبر و مادر مؤمنان و واجب الاحترام باشد - به هیچ وجه جایز نیست.
پرسشگر محترم ! ما شیعیان به حکم قرآن همه همسران پیامبر را "مادر" و "واجب الاحترام" می دانیم، گر چه به شهادت قرآن و روایات و تاریخ، بعضی از آنان مادران خوبی نبوده اند، ولی خوب نبودن مادر مجوز بی احترامی به او نمی شود. مؤمن باید مادر را حتی اگر کافر باشد، احترام کند و با او به خوبی رفتار نماید.
ما گر چه ام المؤمنین عایشه را به خاطر تقابل او با امیر المومنین و خلیفه ی بر حق پیامبر و به راه انداختن جنگ خونین و پر خسارت جمل ، مادر نامهربانی برای امت می دانیم ، ولی خود را موظف به حفظ حرمت او دانسته، کسانی را که به ایشان یا هر کدام از دیگر همسران پیامبر بی حرمتی کنند، شایسته مذمت و محکومیت می شماریم .
پی نوشت ها:
1. مجادله (58) آیه2.
2. احزاب (33) آیه53.
3. لقمان (31) آیه15.
4. تحریم (66) آیه1.
5. همان ، آیه3.
6. همان ، آیه4.
7. همان ، آیه5.
8. همان ، آیه10.
9. احزاب (33) آیه28-33.






