سلام

سؤال من دربارۀ یک اشتباه به نظر واضح علامه مجلسی میباشد.

آیا میتوانید به من بگویید چرا علامه مجلسی در کتاب مرآة العقول خود دو حدیت از کتاب کافی را سند عین هم دارند را دو رتبۀ مختلف داده است؟

حدیثها هستند:

1) فروع الکافی، جلد 7, باب حد المرتد , صفحه 257, حدیث #9

2) اصول الکافی، جلد 2, باب البر بالوالدين, صفحه 160, حدیث #10

رتبه های این احادیت را میتوان در کتاب مرآة العقول پیدا کرد:

Mirat al-Uqul, Volume 8, P. 422

و

Mirat al-Uqul, Volume 23, P. 399

سند هر دوی این احادیث یکی است:

"أبوعلي الاشعري، عن محمد بن سالم، عن أحمد بن النضر، عن عمرو بن شمر، عن جابر، عن أبي عبدالله عليه السلام"

اما علامه مجلسی یکی را ضعیف و یکی را صحیح شمرده است.

چرا؟

لطفا این موضوع را برای من روشن کنید.

آیا میتوانید برای مثال و برای روشن تر کردن این مطلب، از این دو حدیثی که من بیان کردم استفاده بکنید؟

لطفا به من نشان دهید که چرا این دو حدیث با یک سند دو رتبۀ مختلف دریافت کرده اند؟

با تشکر فراوان

با عرض سلام و تشکر از ارتباط تان با این مرکز.
بله همانطور که نوشته اید علامه روایت اول را که مربوط به حقوق پدر و مادر است، در ج 8 مرآة ، ص 422 آورده و ضعیف شمرده است و روایت دوم را که به همان سند در ج 23، ص 399 آورده است ، صحیح شمرده است.
البته علامه یک انسان است و انسان در معرض اشتباه و خطا و تبدل رأی است و ما نمی دانیم این مورد خطا و اشتباه او بوده یا تبدل رأی ایشان؛ ولی به نظر می رسد تبدل رأی باشد ، زیر در سند این روایت "محمد بن سالم" آمده که دو نفر به این نام در رجال حدیث است؛ یکی از آن ها ثقه می باشد و دیگری ثقه شمرده نشده است و وقتی اسمی مردد بین دو نفر باشد که یکی ثقه شمرده شده و دیگری ثقه شمرده نشده، و فرد هم نتواند با نشانه ها و دلایل اطمینان یابد که کدام نفر منظور است، در اینجا حدیث را باید تابع فردی که ضعیف تر است، شمرد که چون نفر دوم در این مورد ثقه شمرده نشده و مدح نشده است ، صحیح و حسن نمی باشد، پس می شود "ضعیف".
ولی بعد ممکن است هنگام شرح حدیث دوم با قرائنی به این نتیجه رسیده که منظور از محمد بن سالم همان فردی است که ثقه شمرده شده است، از این رو حدیث را صحیح شمرده است.
قرینه ای هم بر این نظر به ذهن می رسد. روایت اول در باب حقوق پدر و مادر است که اگر پدر و مادر به رفتن فرد به میدان جنگ راضی نباشند و رفتن هم واجب نباشد، رعایت حال پدر و مادر به رفتن به میدان ارجحیت دارد. احتمالا علامه مجلسی چون این مسئله واضح بوده، در سند آن دقت و کنکاش زیاد نکرده و همان قول مشهور بر ضعیف بودن این روایت (1) را پذیرفته است . ولی بعد در روایت دوم ، چون در باب حد مرتد بوده و اهمیت مسئله خیلی بیشتر بوده ، به کنکاش پرداخته و به قرائنی برایش ثابت شده که منظور از "محمد بن سالم" در این روایت همان فرد ثقه است . از این رو روایت را صحیح شمرده است.
پی نوشت :
1. مجمع الفائده، محقق اردبیلی، ج 13 ، ص 324.