با عرض سلام و خسته نباشید خدمت همه خدمتگزاران جامعه...
من دختری 22 ساله هستم ساکن قم. در خانواده مذهبی بوده ام و والدینم تا این سن زحمت زیادی برای من و خواهرم کشیده اند تا دخترانی با حجاب و آشنا با بیشتر مسائل دینی باشیم. در تمام مراحل زندگیم خدا لحظه به لحظه پشتیبانم بوده و هر چه از او خواسته ام پس از عنایت او و سعی و تلاش به آن رسیده ام. در حال حاضر مشغول کار در یکی از مراکز فرهنگی هستم. یک سالی است با پسری کامل از همه توصیفات نامزد کرده ام. تا به این حد از سن که رسیده ام به روحانیون احترام خاصی قائلم و همیشه با نظر مخالف بقیه در مورد بعضی از افراد مخالفت می کردم و با توضیح بیشتر می فهماندم که در هر قشری آدم های مختلفی هستند که نمی شود همه را خالی از هر گونه بدی دانست.
مدتی پیش غروب پس از بازگشت از محل کار در مرکز شهر منتظر خواهر و مادرم بودم تا با هم به سمت خانه برویم که ماشینی جلوی پایم ترمز کرد من تمام راننده های خط را می شناسم پس از نگاه کردن به او متوجه شدم که قصد دیگری دارد بعد از آن شروع به بوق زدن کرد و پس از چند لحظه ای هم شروع به گفته های بسیار ناروا که تمام وجودم می لرزید.پس از مدتی خواهر و مادرم رسیدند با دیدن چهره ام متوجه شدند حال طبیعی ندارم از خواهرم خواستم پلاک ماشین را ثبت کند.
صبح روز بعد با تنظیم شکایت نامه ای و تایید قاضی از آن راننده خواستند به کلانتری بیاید. من با بستن پوشیه به انجا همراه با نامزدم رفتم اما با وارد شدن او..........
دیدم که یک روحانی با عمامه مشکی وارد شد......... تا دیدمش شناسایی کردم و او همان بود...... با دیدن او با چنین لباسی چیزی نتوانستم بگویم، فقط و فقط می توانستم گریه کنم.... پس از مشاهده او حسم کاملا تغییر کرده بود و مدام حس می کردم به لباس امام زمان خیانت شده....
حتی سرگرد یا نمی دانم چه درجه ای داشت پس از دیدن او کاملا متعجب و حیران بود و مدام می گفت حاج آقا شما دیگه چرا؟؟؟؟
پس از چند ثانیه به همه چیز اعتراف کرد و تمام آن گفته های ناروا و قصد سوار کردن به زور داخل ماشین را هم قبول کرد و با خونسردی تمام می گفت هر کسی ممکن است اشتباه کند.........
آن روز تا آخر شب گریه کردم اما هنوز خیلی چیزها در ذهنم غیر قابل حل است
خواهش می کنم شما به من بگویید چرا؟چرا باید با آن لباس می آمد اما آن شب لعنتی با لباس عمومی داخل ماشین بود؟؟؟؟؟؟
پس از این قضیه اصلا احساس امنیت نمی کنم دیگر نمی توانم به کسی اعتماد کنم
گذشته از همه اینها بر سر دو راهی مانده ام
با تشکیل پرونده برای او یا باید رضایت می دادیم یا بازداشت می شد....
من اصلا نمی دانم باید چکار کنم؟
دچار وسواس فکری شده ام
می ترسم رضایت دهم در حق امام زمان اجحاف شود از آن طرف اگر بازداشت شود هم چون روحانیست و ان هم سید امام زمان از من ناراضی شود دلیل دیگر می ترسم با بازداشت او جامعه روحانیون زیر سوال برود متاسفانه بار آخر فهمیدیم متاهل است......
خواهشمندم مرا کاملا راهنمایی کنید
در حال حاضر پرونده او دست خود ماست یعنی معلق مانده تا تصمیم گیری کنیم
بار آخر او مدام آیه می خواند که بخشش فلان است و بیسار.......
توبه کرده ام و ............ اما با نهایت خونسردی
عذر خواهی می کنم اگر جملات درست جمله بندی نشده اند اصلا حالت روحی مناسبی ندارم و تمرکز حواسم را از دست داده ام
بسیار از شما تشکر می کنم که وقتتان را در اختیار ما می گذارید
به امید مشاهده جواب از سوی شما.......

با عرض سلام و تشکر از ارتباط تان با این مرکز.
از اینکه به باورهای دینی، ایمان و اعتقاد راسخ دارید و اثرات این ایمان در ظاهر و عمل شما نمود پیدا کرده است خرسندیم و از اینکه حوادث روزگار در هر حال باعث نمی شود که نسبت به اعتقادات و باورهای مذهبی سست گردید، خوشحالیم و از این بابت درایت و بصیرت شما را می ستاییم و امیدواریم که در سایه الطاف خداوندی، همواره موفق و مؤید گردید.
در پاسخ به نوشته شما مطالبی را در قالب نکات زیر تقدیم می داریم:
1. هر انسانی، فطرتاً خواهان ایمان و پاکی و تقوا است و از گناه بیزار است. خدا می‌خواهد همة انسان‌ها، با میل و اراده خود راه حق را بپویند، از این رو انبیا را با کتاب‌های آسمانی می‌فرستد. از سوی دیگر، ایمان را محبوب انسان‌ها قرار می‌دهد. چنان که قرآن مجید می‌فرماید: «خداوند ایمان را محبوب شما قرار داده و آن را در دل‌هایتان زینت بخشیده و کفر و فسق و گناه را منفور شما قرار داده است». (1) اما متأسفانه در مراحل بعد، آب زلالی که از آسمان آفرینش در وجود انسان‌ها ریخته شده، بر اثر تماس با محیط‌های آلوده و زرق و برق‌های ظاهری دنیا صفای خود را از دست می‌دهد و بوی زشت گناه و کفر و عصیان می گیرد. (2)
قرآن مجید دلیل گرایش انسان به گناه را در گریز از مسئولیت و محدودیت می‌داند و می‌فرماید: «بل یرید الانسان لیفجر أمامه؛ (3) انسان می‌خواهد آزاد باشد و همه عمر را به گناه بگذراند».
امور ناپسند با طبیعت غریزی و جسمانی انسان موافقت دارد و نفس انسان خواهان انجام آن است. آدمی از غیبت کردن، ارتباط با نامحرم ، دروغ گفتن، مال حرام خوردن و غیره لذت می‌برد، چون آن را آسان می‌بیند و محدودیتی برای او ایجاد نمی‌کند؛ اما تقوا و عمل صالح و پاکدامنی، حفظ زبان و گوش و چشم و بالاخره گناه نکردن با زحمت توأم است. طبیعی است که هر کس زیر بار زحمت و ریاضت نمی‌رود، مگر افرادی که ایمان واقعی به آخرت داشته باشند و به امید ثواب اخروی و نعمت‌های بهشتی، از لذّت کوتاه، مقطعی و گذرای گناه صرف نظر نمایند.
به عبارت دیگر، گناهان و لذت‌های شهوانی و نفسانی، با جنبه جسمانی و مادی انسان سر و کار دارد. اما امور معنوی و خوبی‌ها با جنبه روحانی و بعد غیر مادی انسان ارتباط دارد. جنبه مادی و جسمانی وجود آدمی، نزدیک بوده و بیش‌تر قابل لمس است و انسان‌ها غالباً با آن سر و کار دارند و راحت‌تر است، اما جنبه روحانی و معنوی چون همیشه برای انسان محسوس و ملموس نیست، برای انسان سخت‌تر و مشکل‌تر است.
2. با این مقدمه معلوم می گردد که همانطوری که انسان میل به تقوا و پاکی دارد، میل به گناه هم دارد و دائماً انسان بین این دو میل در جدال و کشمکش است و اصولاً ثواب و عقاب در این گونه مواقع معنا پیدا می کند؛ به هر حال این موضوع در مورد همه انسانها صدق می کند و مربوط به قشر و صنف خاصی نیست و در همه اصناف وجود دارد منتها تنها فرق آن در شدت و ضعف و غلبه یکی از دو میل در بین اصناف و گروها ظاهر می گردد و آن هم بیشتر به عوامل تأثیرگذار محیطی بر می گردد.
3. در قشر روحانیت نیز همانند دیگر اقشار جامعه و اصناف دیگر، میل به تقوا و پاکی و میل به گناه وجود دارد اما از آنجا که محیطی که روحانیت در آن قرار دارد معمولاً محیط پاک و عاری از آلودگی از لحاظ مظاهرجنسی است و غالباً تأکید بر عفت و خویشتنداری جنسی در این گونه محیط ها زیاد است، معمولاً کمترین میزان آلودگی روحانیون به گناهان جنسی نسبت به دیگر اصناف گزارش شده است و اگر شما آمار روحانیون متخلف و بازداشت شده را از مراکز قضایی مشاهده کنید به این مطلب پی خواهید برد.
4. تا شیطان رجیم و نفس اماره وجود دارد نمی توان هیچ صنفی را مبرا از آلودگی دانست و قشر روحانیت هم از این امر مستثنا نیستند، بله ما هم قبول داریم که به خاطر قداست و انتساب روحانیت با امام زمان (عج) انتظار این گونه حرکات از این صنف نمی رود. ولی باید واقعیت را پذیرفت و بی جهت و چشم بسته همه را پاک و منزه از خطا ندانست بلکه باید درصدی را برای اشتباه و خطا در این قشر را هم در نظر گرفت. با اصلاح نگرش خود در مورد روحانیت، دیگر نباید انتظار داشت که همه روحانیون باید به پاکی زندگی کنند و هیچ گاه دست از پا خطا نکنند بلکه همواره احتمال خطا در برخی از روحانیون به خاطر فریب شیطان و تبعیت از هوای نفس وجود دارد. گذشته از اینکه همیشه با ترغیب دشمان روحانیت، برخی روحانی نماها در این صنف رخنه کرده اند و سعی کرده اند با انجام دادن اعمالی، آبرو و حیثیت این قشر را مورد سؤال قرار دهند چه بسا ممکن است فرد مورد نظر هم از این گونه افراد باشد.
5. به نظر می رسد که شما باید با این مسئله به راحتی کنار بیایید و هیچگاه این گونه مسائل باعث تزلزل و سستی عقاید شما نگردد، در طول تاریخ عالمانی بوده اند که به تدریج نفس اماره بر آنان غالب گشته و از مسیر حق و حقیقت فاصله گرفته اند و به دره گمراهی و ضلالت افتاده اند. آیا باید با مطالعه سرگذشت آنان از اسلام رویگردان شده اند. حتی حکم قتل به ناحق داده اند و یا حتی درکتابی خواندم نقل قول از حضرت اما که عالمی در آخر عمر گفت ظلمی که در حق من کرده در حق هیچ کس نکرده پس ممکن است مقدس نماها و یا افرادی که گرگ در لباس میش اند دست به فساد هایی بزنند که غیر قابل انتظار و به ظاهر غیر عادی باشد. ولی شما نباید نسبت به اعتقادات بدبین و سست گردید. اساساً این دنیا محل امتحانات الهی است و هر کس به نحوی آزموده می گردد و تنها پیروز این میدان، رستگار خواهند شد.
6. این که او را ببخشید یا به دست قانون بسپارید، اختیار با شماست که چگونه تصمیم بگیرید. آنچه مسلم است این است که بر اساس روایات، معصومین و امام زمان از مسلمان گنهکار تا زمانی که توبه نکرده است ناخشنودند به همین خاطر سعی کنید به نحوی از توبه او مطلع گردید که آیا توبه واقعی کرده است یا نه؟ در ضمن برای حفظ قداست و شأن روحانیت بهتراست پرونده او را به دادگاه ویژه روحانیت ارجاع دهید تا بررسی دقیق تری از فرد خاطی به عمل آید در برخی موارد شاید صلاح باشد که برخی از امتیازات روحانیت از او سلب شود تا دیگر بیش از این با آبروی حوزه و روحانیت بازی نکند و باعث بدنامی روحانیت نگردد.
7. به نظر ما نباید به یک رضایت خشک و خالی بسنده کرد ؛ چون تأثیری در بازداری فرد نخواهد داشت و چه بسا ممکن است فرد مورد نظر بیشتر به این گونه کارها بپردازد. البته چون جرم خیلی مهمی صورت نگرفته است، احتمال بازداشت و زندانی شدن طرف کم است . به هر حال نباید طرف را همین طوری رها کرد، بلکه باید هویت واقعی او را کشف کرد و با گرفتن تعهد و سلب برخی امتیازات، مقداری او را متوجه بزرگی خطایش در کسوت روحانیت کرد.

پی‌نوشت‌ها:
1. حجرات (49) آیه 7.
2. تفسیر نمونه، ج22، ص 159.
3. قیامت (75) آیه 5.