salam. man dokhtari 20 sale hastam 1 salo nime ezdevaj kardam dar keshvare slovakia zendegi mikonam va hanoz be farhange inja adat nakardam motasefane shohare man inja bar darand mashroob mifroshand va man in mozo ro ta ghabl az ezdevaj nemidoonestam vaghtyke oomadam inja hame chio didam.man nesbat be shoharam kheily hasasam har chand modat yek bar mashroob mikhore va be disco mire va ba dohtar miraghse vaghty inaro mibinam koli davamoon mishe ta jaee ke harf be talagh ham keshide mishe.vahty azash miporsam pas chera ezdevaj kardi mige dostet daram hich khalafiam nemikonam inha hame faghat ye shokhie!!! man behesh gir midam va in baes mishe rabetamoon roz be roz kamrang tar beshe va nemitoonam bi tafavot beshinam o hich kari nakonam.in masale mano heily azyat mikone.jaleb ine ke oon slan khoshesh nemiad man karaye khodesho bokonam hata e chate mamooli a ye pesar!!dige che berese be mashroobo disco va raghso pesaro.... die mano mikoshe.chera mardha intorian chera fek mikonan ghorat daran chera fek mikonan har kari deleshon bekhad mitoonan bokonan ama ma hichi nagim ta miam harf bezanam mige ghor nazan:( in mano kheily narahat mikone khahesh mikonam komakam konid ba in karash man saket beshinam ya na chi kar konam komakam konid age bekhad injori edame bede kheily kheiy rabetamoon davoom biare ta 1 sale dige man inja tanham aksare oughat khone hastam va vasam kheily sakht migzare:(

پرسش:
من دختری ۲۰ ساله هستم ۱ سلو نیمه ازدواج کردم در کشور اسلواکی زندگی‌ می‌کنم و هنوز به فرهنگ اینجا عادت نکردم . متاسفانه شوهر من اینجا بر دارند مشروب می فرشند و من این موضوع رو تا قبل از ازدواج نمی دونستم وقتی ک اومدم اینجا همه چیو دیدم.من نسبت به شهرم خیلی‌ حساسم هر چند مدت یک بر مشروب می خوره و به دیسکو میره و با دختر می رقصه وقتی‌ اینرو می بینم کلی‌ دعوامون می‌شه تا جائی‌ که حرف به طلاق هم کشیده می‌شه.
وقتی ازش می‌پرسم پس چرا ازدواج کردی ؟می گه دوستت دارم هیچ خلفیم نمی کنم اینها همه فقط یه شوخیه!!! من بهش گیر میدم و این باعث می‌شه رابطمون روز به روز کمرنگ تر بشه و نمی تونم بی‌ تفاوت بشینم او‌ هیچ کاری نکنم.
این مساله منو خیلی اذیت می‌کنه.
جالب اینه که اون اصلا خوشش نمیاد من کارای خودشو بکنم حتا صبحت معمولی‌ ا یه پسر!!دیگه چه برسه به مشروب و دیسکو و رقصو پسر و .... دیه منو می کش. چرا مردها اینطورین چرا فک می‌کنن قره دارن چرا فک می‌کنن هر کاری دلشون بخواد می‌تونن بکنن ؟اما ما هیچی‌ نگیم تا میام حرف بزنم میگه قر نزن: ( این منو خیلی‌ ناراحت می‌کنه خواهش می‌کنم کمکم کنید با این کارش من ساکت بشینم یا نه چی‌ کار کنم کمکم کنید اگه بخواد اینجوری ادامه بده خیلی‌ خی رابطمون دوام بیاره تا ۱ ساله دیگه من اینجا تنهام اکثر اوقات خونه هستم و واسعم خیلی‌ سخت میگذار
پاسخ:
پرسشگر گرامی با سلام سپاس از ارتباط تان با این مرکز
در پاسخ به سؤال شما مطالبی را در قالب نکات زیر تقدیم می داریم:
1. نمی دانیم که انگیزه شما از ازدواج با این آقا چی بوده است و چرا با این شخص آن هم زندگی در کشور غریب و ناآشنا ازدواج کرده اید؟ اصلاً ملاک و معیار شما از ازدواج چیست؟ چقدر سعی کرده اید که معیار ها و ملاک های اساسی ازدواج را قبل از ازدواج بدست آورید و آن ها را در خواستگارتان تطبیق دهید؟
2. بر اساس تحقیقات انجام گرفته، بیشتر اختلافات خانوادگی و مشكلاتی كه در زندگى مشترك به وجود مى آيد، ريشه در انتخاب غلط همسر و عدم رعایت ملاک ها و معیارهای اساسی ازدواج در انتخاب همسر دارد. به جرأت مى توان گفت بيشترين مشكلاتى كه در زندگى خانوادگى به وجود مى آيد, به خاطر اين است كه دختر و پسر به خطا رفته و همسر متناسب خود را انتخاب نكرده اند.
3. آنچه مسلم است این است که امروز ملامت و سرزنش خود و اطرافیان فایده ای ندارد و ما هم با مطرح کردن این مباحث، قصد ملامت و سرزنش و مکدّر کردن خاطر شما را نداریم.
4. علت ازدواج شما هر چه باشد دیگر فرقی نمی کند، به هر حال ادامه زندگی به این شیوه، خواه یا ناخواه مشکلاتی را به همراه خواهد داشت که منجر به تشدید ناملایمات و اختلافات در زندگی مشترکتان می گردد که باید برای مقابله با این مشکلات و آسیب ها، با یک بررسی همه جانبه و جمع بندی ، به یک نتیجه منطقی و مناسب رسید.
5. آنچه که از نوشته شما پیداست این است که شما در انتخاب همسر دقت نکرده اید و با عدم تحقیق کافی از خواستگارتان و نیز عدم توجه به تناسب و همخوانی در معیارهای ازدواج، با کسی ازدواج کرده اید که با شما تناسب و مطابقت ندارد و همین مسئله باعث بروز مشکلات و اختلافات گردیده است. اما باید کاری کرد و فرصت ها را غنیمت شمرد.
6. به نظر می رسد که اظهار علاقه شوهرتان به شما، ترفندی برای به دست آوردن شما بیش نبوده است، چرا که معمولاً عشاق تلاش می کنند به خواسته معشوقشان جامه عمل بپوشانند و آن را اجابت کنند در حالی که عملاً شوهر شما هیچ اقدامی بدین منظور نمی کند و سعی می کند با لاپوشانی و شوخی جلوه دادن قضایا به کارهای ناشایست خود بپردازد.
7. اصولاً نگرش شما در مورد همه مردها صدق نمی کند و ما مردان بسیاری را سراغ داریم که به خانواده و همسرشان اهمیت می دهند و پیوسته در پی تأمین آسایش و رفاه خانواده هستند و به معنای واقعی کلمه به همسرشان عشق می ورزند و حتی خواسته او را بر خواسته خود ترجیح می دهند. متأسفانه برخی از مردان نیز هستند که آنگونه که شما آنان را توصیف کردید، فکر و عمل می کنند که در این میان شما گرفتار مردی از همین نوع گشته اید و همین امر باعث نگرش مطلق شما نسبت به سایر مردان گردیده است در حالی که این موضوع در همه مردان عمومیّت ندارد.
8. کارهایی که شوهرتان انجام می دهد ، چون خلاف شرع مقدس اسلام است، به نوعی در زندگی شما دخالت دارد و بر روی شما و فرزندانتان در آینده تأثیر می گذارد از این روی نمی توان نسبت به آن بی تفاوت بود و از کنار آن به سادگی گذشت و سکوت اختیار کرد ؛ بلکه باید در فکر اصلاح و تغییر رفتارهای غلط شوهرتان باشید. البته به هیچ وجه نباید به رفتارهای تقابلی دست زد و یا کاری کرد که اختلافات شدت بگیرد ؛ بلکه توصیه اکید ما این است که برای حل مشکل خود به کلینک مشاوره و روانشناسی مراجعه کنید
9. امروزه با پیشرفت علوم، روانشناسان و خانواده درمانگران هم در مسائل خانواده جدی تر وارد شده اند و مشکلات خانواده را با دقت رصد می کند و راهکارهای جدید و کارآمدی برای درمان و حل مشکلات و اختلافات خانوادگی، ارائه می دهند. توصیه می شود، مسائل خود را با خانواده درمانگران در میان گذاشته و برای حل مشکلات خود از آن ها استمداد بطلبید.
وقتی مسائل و مشکلات خود را با اهل فن در میان می گذارید و به اتفاق شوهرتان به مراکز مشاوره و روانشناسی مراجعه می کنید، دو حالت به وجود می آید:
1. در فرایند مشاوره و درمان، شوهرتان به مشکلات زندگی خود پی می برد و دغدغه های شما را درمی یابد و با اتخاذ راهکارهای درمانی، رفتارهای غلط خود را اصلاح می کند و آن ها را تغییر می دهد و با فراگیری مهارت های زندگی رابطه خود با شما را بهبود می بخشد و در حقیقت به شوهر ایدآل شما تبدیل می گردد.
2. به این نتیجه می رسید که زندگی شما با شوهرتان از ابتدا اشتباه بوده و مشکلات زندگی به وجود آمده به هیچ وجه قابل حل نیست .
در این صورت اسلام اجازه نمی دهد که حالا که ازدواج کرده اید ، باید این زندگی نکبت بار را تحمل کنید و به قول معروف بسوزید و بسازید و در آخر خود را نابود سازید، بلکه اسلام در این صورت راهکار ارائه داده و طلاق و جدایی را هر چند به عنوان مبغوض ترین حلال معرفی کرده است. می توانید تقاضای طلاق دهد و به این زندگی نا به سامان خاتمه دهید. به هر حال این دو حالت را در پیش روی خود دارید.
با همه اهميت و احترامي كه زندگی زناشويي و تداوم آن در نظر اسلام دارد، گاهي عدم تفاهم و توافق زن و شوهر، چنان به اوج مي رسد و چنان شدت مي يابد كه نه مشاوران خانواده و نه خود زوجين از عهده رفع آن بر نمي آيند و اين جاست كه قانونگذار حكيم، بايد راه جدايي را باز بگذارد و دو انساني كه نمي توانند به يگانگي برسند، مجبور نكند كه عمري را در زير يك سقف با يكديگر بگذرانند.
زن و شوهرهايى كه متأسفانه نتوانسته‏اند با هم كنار بيايند و زندگى زناشويى آنان كانون جدالِ پيوسته و عارى از عشق، همراهى، همدلى و همگرايى است يا يكى از آن ها حاضر نيست به سوى همگرايى و رفع كدورت‏ها و به وجود آمدن صميميت قدمى بردارد يا پيوند آنان از ابتدا نادرست بوده و اصلاح‏پذير نمى‏باشد و تداوم آن جز شكنجه و درگيرى روحى، ثمره‏اى ندارد، در این صورت جدایی و طلاق به عنوان آخرین راه حل، و در جایی که راه حل های دیگر عملاً کارآیی نداشته باشند و چاره ای جزء آن نباشد، تجویز شده است .
به هر حال جلوی ضرر را هر وقت بگیرید منفعت است!