با سلام خدا قوت
چند هفته هست که نماز می خوانم
و در نماز حواسم را کاملا جمع می کنم که با توجه کامل و خاضعانه و خاشعانه باشد
که هم ظاهر نمز هم باطن آن حفظ شود .
اما احساس سختی می کنم و بسیار مشکل هست
باید چکار کنم که دوچار مشکل نشوم
با تشکر
پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباط تان با این مرکز
حضور قلب کامل در نماز ، کاری بسیار دشوار است و نیازمند زمانی طولانی و ممارست فراوان است و باید به تدریج و با نرمی صورت گیرد و هر گونه شتاب و عجله ، سبب عدم موفقیت و دلسردی می شود. آیا شما فکر می کنید عرفا و اولیاء خدا به سرعت و در زمانی کوتاه به حضور قلب رسیده اند؟!
در این تردیدی نداشته باشید که شما هم می توانید به این موهبت دست یابید، اما شتاب در کار را باید کنار بگذارید و نرم نرم و خوش خوش همچون نسیم صبح بوزید.
با صبا افتان و خیزان می روم تا کوی دوست و ز رفیقان ره استمداد همت می کنم
برای این که بتوانید نماز خاضعانه و خاشعانه بخوانید و احساس سختی نکنید به توصیه های زیر توجه کنید:
اگر صفتی یا حالتی برای انسان ملکه شود ، آن صفت یا حالت در همه صحنهها و تمام شئون زندگی خود را نشان داده و آدمی را رها نمیکند. کسی که در کوچه و بازار، در کلاس و مدرسه در محیط خانه یا در محل کار ، یکسره به یاد خداست و از او غافل نیست، بدون تردید در نماز نیز حواسش را جمع کرده و برای خواندن نماز خاشعانه ، دچار مشکل نخواهد شد. بر خلاف کسی که در محیط خانه، محل کار، در کلاس ، مدرسه و کوچه و بازار از خدا غافل است و یکسره سرش در بند مسائل مادی و روزمره زندگی دنیاست و دلش متعلق به غیر خداست. بی شک چنین کسی نمیتواند در نماز قلب خود را متوجه خدا نماید ، بلکه دلش دنبال همانی است که قبل از نماز دنبال آن بوده و وجودش غرق در همانی است که قبل از ورود به نماز ، غرق در آن بود.
آری ای عزیز! اگر صادقانه قصد آن داری که در نماز دلت متوجه به خدا باشد و نه تنها نماز خواندن برایت سخت نباشد، بلکه از نماز لذت ببری ، باید کار را قبل از نماز شروع کنی و در همه جا و همه حال به یاد خدا باشی و از او غفلت نکنی . عوامل تحصیل حضور قلب که باعث می شود در نماز خواندن خاشعانه و خاضعانه دچار مشکل نشویم بسیارند که به مهم ترین آن ها اشاره میکنیم:
1. اهمیت دادن به عبادت:
کسانی که عبادت را (به معنای وسیع آن که شامل نماز و گفتن اذکار میشود) سرسری میگیرند و نسبت به آن بی توجه هستند و به اهمیت آن توجهی ندارند، حضور قلب نخواهند داشت. بر عکس کسانی که اهمیت میدهند و برای آن سرمایهگذاری میکنند و وقت و فرصت بیشتری را صرف آن میکنند، حضور قلب بیشتری خواهند داشت.
2. احساس و درک عظمت و بزرگی خدا:
درک عظمت و بزرگی هر کسی بستگی به مقدار شناخت و معرفت به او دارد. هر مقدار این شناخت بیشتر شود، بزرگی و عظمت او بیشتر جلوهگر خواهد شد. اگر کسی به عظمت و بزرگی و نیز به زیبایی و مهربانی خدا پی ببرد، طبعاً خضوع و خشوع بیشتری در پرستش و عبادت خواهد داشت.
امیرالمؤمنین (ع) در وصف عارفان و خداپرستان واقعی فرمود: «عظم الخالق فی أنفسهم فصغر ما دونه فی أعینهم؛ (1) آنان خدا را به عظمت و بزرگی شناختهاند . بنا بر این هر چه غیر او است، در نظرشان کوچک جلوه میکند».
3. آمادگی قبل از نماز:
کسی که میخواهد در نماز حضور قلب داشته باشد، لازم است به مقدمات نماز توجه داشته باشد و وضو را به صورت کامل انجام دهد و قبل از نماز لحظاتی را با خدا خلوت کند.
4. جلوگیری از هرزگی قوه خیال:
یکی از بزرگ ترین عوامل حواسپرتی در نماز و عبادت، هرزگی و پراکندگی قوه خیال است. اگر قبل از نماز و هر عبادتی چند دقیقهای به وسیلة ذکر خدا و مناجات و خواندن نمازهای مستحبی و تلاوت قرآن، خود را آماده نماز کنیم، ذهن از حواس پرتی و پراکندگی و از توجه به کثرت، به سوی وحدت معطوف میشود، در نتیجه در نماز فکر انسان به این طرف و آن طرف متوجه نمیشود. کسی که قبل از نماز با دیگری بگو مگو و بحث داشته یا خوشحال یا ناراحت شده، اگر فوراً وارد نماز شود، نمازش تحت تأثیر آن افکار خواهد بود و حضور قلب نخواهد داشت.
5. توجه به معانی الفاظ عبادت (مخصوصاً نماز) و تفکر در افعال نماز مانند:
رکوع و سجود و این که نمازگزار بداند چه میگوید و چه میکند.
6. رعایت بعضی از آداب مانند: به موقع خواندن و مواظبت بر وقت و به حالت کسالت داخل عبادت نشدن و ... بسیار مؤثر است.
7. ترک گناهان و معاصی:
ترک گناه و معصیت یکی از مهمترین عوامل توفیق در حضور قلب است. کسی که اهل معصیت و گناه باشد، توفیق باریابی به درگاه خدا را نمییابد.
8. رعایت آداب مستحبی:
رعایت آدابی از قبیل: مسواک زدن، انگشتر به دست کردن، عطر زدن و ...، که باعث آمادگی و تمیزی و پاکی انسان میشود. این کارها موجب بهرهبرداری هر چه بیشتر از برکات معنوی عبادت میشود.
با رعایت این نکات ، میتوان نماز و عبادات را بدون سختی به جا آورد و از انجام دادن آن لذت برد.
پینوشتها:
1. نهج البلاغه، انتشارات دار الهجرة ، قم، خطبه 193معروف به متقین، ص 303 .






