من نال اسطال : هر کس به نوایی رسید تجاوزکار شد . حکمت 216 نهج البلاغه نسخه دشتی
خیلیها به نوایی میرسند و تجاوزکار نمیشوند خواهشا" توضیح دهید .
این حدیث چه کمکی به ما میکند ؟؟؟؟؟؟. چند دفعه این سوال را کرده ام اما پاسخ نداده اید .

پرسش: آیا این حدیث غلط نیست و اگر درست است که بی شک شرک است. امام صادق : بعبادتنا عبد الله : با عبادت ما خدا عبادت می شود .اصول کافی، جلد 1 ،ص258
پاسخ: با تشكر از ارتباط تان با اين مر كز.
حدیث مورد نظر شما به شرح زیر است:
امام صادق (ع) فرمود:و بعبادتنا عبد الله و لولا نحن ما عبد الله؛ (1)

به عبادت ما ، خدا بندگی می شود . اگر ما نبودیم، خدا بندگی نمی شد.
عبارت زیر را این گونه معنا کرده اید: با عبادت کردن ما، خدا بندگی می شود؛ یعنی مردم باید ما را عبادت کنند و به پیشگاه ما خضوع و خشوع و رکوع و سجود کنند .
ضمیر "نا" را مفعول گرفته اید که فاعل هم بندگان می باشند . اگر جمله این گونه باشد ، شرک است و مخالف قرآن و تعالیم امامان.
بنا به آیات صریح قرآن، بندگان صالح خدا و پیامبران و خلفای آنان هیچ گاه انسان ها را به عبادت و بندگی خویش دعوت نمی کنند . کسی که انسان ها را به عبادت و بندگی خویش بخواند و ادعای الوهیت و ربوبیت کند، طاغوت است . حاشا که خدا طاغوت ها را به رسالت و امامت برگزیند:
ما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُؤْتِيَهُ اللَّهُ الْكِتابَ وَ الْحُكْمَ وَ النُّبُوَّةَ ثُمَّ يَقُولَ لِلنَّاسِ كُونُوا عِباداً لي‏ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ لكِنْ كُونُوا رَبَّانِيِّينَ بِما كُنْتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتابَ وَ بِما كُنْتُمْ تَدْرُسُون‏؛ (2)
براى هيچ بشرى سزاوار نيست كه خداوند ، كتاب آسمانى و حكم و نبوّت به او دهد ،سپس او به مردم بگويد: «غير از خدا، مرا پرستش كنيد!» بلكه (سزاوار مقام او، اين است كه بگويد:) مردمى الهى باشيد، آن گونه كه كتاب خدا را مى‏آموختيد و درس مى‏خوانديد! (و غير از خدا را پرستش نكنيد!).
وَ إِذْ قالَ اللَّهُ يا عيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُوني‏ وَ أُمِّيَ إِلهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ قالَ سُبْحانَكَ ما يَكُونُ لي‏ أَنْ أَقُولَ ما لَيْسَ لي‏ بِحَقٍّ إِنْ كُنْتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ ؛ (3)
آن گاه كه خداوند به عيسى بن مريم مى‏گويد: «آيا تو به مردم گفتى كه من و مادرم را به عنوان دو معبود غير از خدا انتخاب كنيد؟!» ، او مى‏گويد: «منزهى تو! من حق ندارم آنچه را كه شايسته من نيست، بگويم! اگر چنين سخنى را گفته باشم، تو مى‏دانى!
با توجه به این آیات و نظایر آن و روایات بیشمار، پیامبر و اهل بیت ایشان هیچ گاه به عبادت و بندگی خود فرا نخوانده اند بلکه بنده خدا بوده و خود را فقیر محض دانسته و انسان ها را به بندگی خدا و وانهادن بندگی غیر خدا فراخوانده اند .
با توجه به این اصل معلوم می شود ترجمه و برداشت شما از روایت صحیح نیست.
اما ترجمه صحیح روایت و منظور از آن چیست؟ دو معنا احتمال داده شده است:
اول: خلایق از ملائکه و جن و انس با تعلیم پیامبر و اهل بیت و با یادگیری و نگاه به عبادت ما ، عبادت خدا را یاد گرفتند و عابد خدا شدند (یعنی ما الگوی آنان در عبادت شدیم و آن ها با اقتدای به ما عابد خدا گردیدند.) آنان نمی دانستند چگونه تسبیح و تهلیل خدا بگویند و تسبیح و تهلیل را از ما یاد گرفتند.
روایات به این مضمون فراوان است از جمله :
جابر بن عبد الله انصاری گفت: از رسول خدا (ص) شنیدم که فرمود: خدا من و علی و فاطمه و حسن و حسین را از نور واحد خلق کرد . از فشرده ای از آن، شیعیان ما را آفرید . ما تسبیح کردیم و شیعیان به تسبیح ما تسبیح گفتند . ما خدا را تقدیس کردیم و شیعیان به تقدیس ما خدا را تقدیس کردند . ما تهلیل گفتیم و به تهلیل ما خدا را یگانه شمردند. سپس خدا آسمان ها و زمین و ملائکه را خلق کرد . ملائکه بعد از آفریده شدن تسبیح و تقدیس خدا را نمی دانستند و از ما و شیعیان مان یاد گرفتند . ما تنها یکتاپرستانیم در زمانی که غیر ما ، یکتا پرستی نبود. (4)
دوم : ممکن است که معنای عبادت این باشد که فقط ما عبادت خدا را به حقیقت و آن گونه که سزاوار حضرت حق است، به جا می آوریم . غیر ما عبادت واقعی نمی کنند ،زیرا عبادت فرع بر معرفت است . کسی که خدا را به واقع نمی شناسد، نمی تواند او را به واقع عبادت کند. علاوه این که عبادات غیر معصومین ناشی از برترین درجه معرفت بوده و هیچ شائبه ای از شرک همراه آن نیست . تنها آنانند که مخلصانه و بدون هیچ شائبه شرک ، خدا را عبادت می کنند (5) .از اين رو در سوره مباركه صافات مي فرمايد :سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ *إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِين (6)
خدا از آنچه او را به آن توصيف مى‏كنند، منزّه است.مگر بندگان خالص شده خدا كه او را به آنچه توصيف مى‏كنند، شايسته مقام قدس اوست.
گر چه هر دو احتمال قوی است و بر هر دو هم روایت داریم ، ولی به نظر می رسد احتمال دوم قوی تر باشد زیرا در ادامه عبارت می فرماید:و لو لا نحن ما عبد الله؛
اگر ما نبودیم خدا عبادت نمی شد ؛یعنی خدا به اخلاص کامل و با بالاترین درجه معرفت عبادت نمی شد و گرنه قبل و بعد از معصومین، خدا عبادت شده و می شود ،ولی عبادت هایی که با شائبه های شرم از جمله به انگیزه ترس از جهنم و شوق بهشت صورت گرفته ، فراوان بوده و هست.
بنا بر این ، برداشت شما از روایت غلط است . با توجه به برداشت نادرست است که حدیث را غلط و ملازم با شرک شمرده اید. پس معناي صحيح جمله اين است كه با عبادت كردن ما (نه عبادت شدن ما )خداوند عبادت مي شود.

پی نوشت ها:
1. کافی، ج1 ،ص 258.
2. آل عمران (3) آیه 79.
3. مائده (5) آیه 116.
4. محتضر ، حسن بن سليمان حلي ، ص 225.
5. نور البراهين ، سيد نعمة الله جزائري ، ج 1 ، شرح ص 386؛ مكيال المكارم - ميرزا محمد تقي الأصفهاني - ج 1 - ص 375.
6 .صافات (37)آيه 159 و160 .