من در رشته ی زبان و ادبیات فارسی درس می خونم ومدتی این شبهه در من ایجاد شده که عرفان حضرت مولانا چگونه بوده که در هر جایی از شعرش وقتی از سماع نام می برد همه این لغت را به مجالس رقص و اداب پایکوبی معنا می کنن حتی در سایت هم وقتی جستجو می کنم همین چیز ها نوشته است ودر کتابهای ما هم همین معناست بهخصوص در کتاب مناقب العارفین افلاکی ومن دقیقا نمی فهمم این سماع مولانا چه معنایی در ان نهفته است .وحتی الات رباب که یک الات موسیقی هم هست در شعرشان هست.در صورتی که الات موسیقی حرام است.من نتونستم بفهمم که ایا این چیزها درست است یا معنای دیگه ای دارد.متنند این که کسانی به اسم صوفی گری و ادامه دادن کار اینها چنین مجالس تشکیل داده اند و با دف زدن و گفتن هی هی هو هو خودشان را درویش می دانند ایا این کارها درست است؟
پرسشگر گرامی با سلام سپاس از ارتباط تان با این مرکز
سماع در لغت به معنی شنیدن، شنوایی و آوای گوش نواز است.(1)
در اصطلاح صوفیان سماع به معنی خواندن آواز و یا ترانه عرفانی توسط قوال یا قوالان (گاه همراه با نغمه ساز) و به وجد آمدن شنوندگان در مجالس «ذکر جلی» است. از آن جا که به وجد آمدن گاه به رقص و دست افشانی و به مجموعه قوالی، نغمه ساز، به وجد آمدن و رقص است، سماع گفته می شود.(2)
جلال الدين بلخي مشهور به مولوي يكي از شاعران مشهور و معروف در زبان فارسي است. وي سراينده مجموعه معروف مثنوي است كه شامل 26000 بيت مي شود.
اين مجموعه متنوع شامل فلسفه؛داستان؛روايت؛آيات قرآن، و...مي باشد .
مهارت مولوي در به تصوير كشيدن اشعار و آميختن آن ها به آيات و روايات چهره خاصي به مثنوي داده است.
اين ويژگي باعث شده است كه مورد اقبال بسياري از مردم قرار بگيرد. اما علي رغم نكات قوت مثنوي انحرافاتي در اين اثر به چشم مي خورد كه اگر خواننده نتواند آن ها را به درستي تمييز دهد، موجب انحراف او خواهد شد.
اگر شخصي پيدا مي شد و مثنوي را تهذيب و از انحرافات پاك مي كرد و مطالبي همچون:حديث هاي كذب و معلوم الحال.مطالب تاريخي نادرست،الفاظ و جمله هاي زشت و ركيك؛انديشه هاي صوفيانه از قبيل سقوط تكليف بعد از رسيدن به حقيقت،سماع و... را حذف مي نمود و به جاي آن از انديشه هاي اهل بيت استفاده مي كرد ،مانند كاري كه فيض كاشاني در مورد احياء العلوم غزالي انجام داد ،اين اثر به عنوان اثري خوب و سالم در دسترس مردم قرار مي گرفت.
در اين بين چنانچه سماع موجود در اشعار مثنوي همان رفتار رقص گونه اي كه صوفيان امروزه انجام مي دهند باشد، قطعا از نظر شريعت عملي نكوهيده و خارج از آداب اسلامي است.
بسياري از رفتار صوفيان امروز هماهنگي با شريعت اسلامي ندارد . در مواردي براي رفتارشان به اشعار مولوي استناد مي كنند اما نمي توان آن ها را پذيرفت . رقص سماع نيز چه بسا از آن موارد باشد.
در اين مسير انحراف از سيره اهل بيت و قرآن انسان را به بيراهه مي برد . بسياري از متصوفه از آن سر در آوردند.
از مجموعه متنوع مثنوي آنچه با معارف الهي واهل بيت (ع)سازگار است ، بايد از آن ها بهره برد . مواردي كه با اموزه هاي وحي و روشنگري هاي اهل بيت سازگاري ندارد ،به كنار نهاد .
بدیهی است عارف بزرگی چون مولوی هرگز سماع را بر نماز مقدم نمی دارد . اثر ارزنده مولوی که می تواند ارتباط انسان با خدا را تقویت نماید ،باید ارج نهاد و از اشتباهات آن پرهیز کرد .
پي نوشت ها :
1. لغتنامه دهخدا.
2. کریم زمانی،ادامه حکایت نخچیران و شیر، شرح جامع مثنوی معنوی. چاپ چهاردهم، تهران: اطلاعات، ۱۳۸۳، ۹۶۴-۴۲۳-۳۵۳-۰، ۴۳۷.






