اگه حق الناس مالی بر گردن کسی باشد و در دنیا ادا نکند، در اخرت از اعمال خیرش به فردی که صاحب حق است داده می شود، حال اگر این فرد کار خیری نداشته باشد آیا از گناهان صاحب حق کاسته می شود و برای این فرد در نظر گرفته می شود یا اینکه از گناهان فرد صاحب حق کاسته نمی شود بلکه صرفاً مشابه آنها برای این فرد در نظر گرفته می شود به بیان دیگر صرفاً بابت این حق الناس مالی فرد مورد عذاب واقع می شود بدون انکه از گناهان صاحب حق کاسته شود.

خواهشمند است جواب سوال اینجانب هرچه سریعتر داده شود.با تشکر فراوان از شما

پرسشگر گرامی با سلام سپاس از ارتباط تان با این مرکز.
حق الناس یا عمدي است و یا سهوي . يعني گاهي فردي عمدا حق ديگران را خورده (مثلا دزدي كرده ، كم فروشي نموده و ...) و گاهي از روي سهو و اشتباه حقي به گردنش آمده ( مثلا دستش به ظرفي خورده وشكسته و یا در حين رانندگي ناخواسته به چيزي برخورد كرده و صدمه ديده و ...)
در مورد اول دو حق بر گردنش است: حق الله (كه نافرماني خدا نموده و بايد توبه كند) و حق الناس. حق الناس را بايد جبران نمايد و اگر جبران ننمايد در قيامت صاحب حق از او مطالبه مي كند ( چون مظلوم واقع شده ) و اگر حسنه اي نداشته باشد عقل حكم مي نمايد كه بايد جبران شود. اگر ظالم فقط عذاب شود ولي از گناهان مظلوم كاسته نشود در اين صورت حق ربوده شده مظلوم جبران نگرديده است ؛ لذا عدالت ايجاب مي كند كه از گناهان مظلوم هم كاسته شود.
درقرآن و روايات به اين مسئله توجه شده است . مثلا قرآن كريم مي فرمايد: « و نضع الموازين القسط ليوم القيامة فلا تظلم نفس شيئا و ان كان مثقال حبة من خردل أتينا بها و كفي بنا حاسبين ؛ (1) و ما ترازو هاي عدل را براي روز قيامت خواهيم نهاد و ستمي به هيچ نفسي نخواهد شد و اگر عملي به قدر دانه خردلي باشد در حساب آريم و تنها علم ما از همه حسابگران كفايت خواهد كرد . » .
يا در حديثي از امام علي بن ابي طالب (عليه السلام) آمده است كه در روز قيامت خداوند متعال مي فرمايد: « من خدایی هستم که جز من خدایی نیست ،حاکم عادلی که ستم نمی کنم . امروز به عدل و قسط بین بندگان حکم می کنم و در پیشگاه من کسی نمی تواند به دیگری ظلم کند. امروز حق ضعیف را از قوی می ستانم و صاحب حق اجازه دارد به اندازه حقش از نیکویی های بدهکار بردارد ( و در صورت نداشتن حسنه) یا به اندازه طلبش از گناه خود بر دوش او می گذارد و اگر کسی هم ببخشد ،بر بخشش او جزا می دهم » . (2)
در مورد دوم (يا مواردي كه گناه نيست اما حق الناس هست مانند : بدهكاري كه بدهي اش را نپرداخته تا به قيامت كشيده است) نيز با توجه به مسئله عدالت الهي اگر صاحب حق ، حق خود را بخواهد ، خداوند از اين شخص به 2 طريقي - كه گفته شد - مي گيرد و به صاحب حق مي دهد .
البته ممكن است صاحب حق با شناختي كه در آنجا به دست مي آورد ( و اين كه مي بيند كه چه ثوابي در ازاي گذشتن از حق خود براي او است) از حق خود بگذرد يا رحمت و مغفرت الهي شامل حال كسي كه ناخواسته حق الناس به گردنش آمده گردد و خداوند از طرف او صاحب حق را راضي گرداند .
در هر صورت لازم است انسان:
اولا: تا مي تواند مراقب باشد كه حقي از كسي بر عهده اش نيايد و ثانيا: درصورت آمدن حق الناس تا فرصت باقي است جبران كند و نگذارد به قيامت بكشد ؛ زيرا حسابرسي در اين دنيا بسي آسان تر از آخرت است .

پي نوشت:
1. قرآن كريم (ترجمه مهدي الهي قمشه اي) انتشارات نشتا (بافراني) - قم - پاييز88 ، سوره انبياء ، آيه 47 .
2. علامه مجلسي ، محمد باقر ، بحار الانوار ، موسسة الوفاء ، بيروت 1404 ، ج 7 ، ص 268.